فاطمه امیری رز¤
¤ آقای رئیس جمهور! با توجه به سوابق روشن شما در جنبش دانشجویی ایران، اجازه دهید اولین سؤال خودمان را در این باره بپرسیم. شما مهم ترین ویژگی جنبش دانشجویی یا حرکت دانشجویی را چه می دانید؟
- حرکت دانشجویی برخاسته از روحیه آرمان خواهی جوان است. اصولاً بدون آرمان خواهی امکان حرکت رو به جلو وجود ندارد. آرمان خواهی رمز تکامل جویی است، رمز حرکت به سمت قله های بلند است.
آرمان خواهی وجوه مختلفی دارد؛ یکی از آن این است که آدم از وضع موجود خود راضی نباشد؛ نه راضی به معنای اطمینان قلب و راضیه مرضیه؛ نه، از نقطه ای که ایستاده است، در مسیری که باید برود. وجه دیگر آن نگاه به قله های بلند است. اگر آدم نگاهش به قله های بلند نباشد و به نقطه ای که ایستاده، راضی باشد، حرکتی اتفاق نمی افتد. بگوید الان از مسیر تکامل دو درجه آن را آمده ام، سه هزار، صد ها هزار درجه می توانم بالا برویم، چرا روی دو درجه بایستم و عقب گرد بزنم؟ از وضع موجود ناراضی است، به این معنا که همیشه نقطه بهتری را برای حرکت انتخاب می کند؛ نه این که وضع موجود را به هم بریزد ونقطه بهتری را هم هدف قرار ندهد. معنای آن متلاشی کردن خود و وضع موجود نیست. معنای آن این است که وضع موجود، سکو و پله ای است که نباید روی آن بایستیم، باید به پله بعدی برویم.
آرمان خواهی جزء ذات جوان است. اوج آرمان خواهی در دوران جوانی است. به دلیل شور، نشاط، پاکی و خلوص جوانی. طبیعی است وقتی در محیط صمیمی دانشگاهی جوانها دور هم جمع می شوند، اینها تشدید می شود و آرمان گرایی ظهور می کند و تجلی آن حرکت دانشجویی می شود...2
¤ یک خاطره ای از دوران دانشجویی تان برای ما می فرمایید؟
- قبل از پیروزی انقلاب، درسال 1355 دردانشگاه مجموعه ای به نام گارد دانشگاه مستقر بود.
این گارد متشکل بود از افراد ورزیده منتخب، با هیکلهای بسیار قوی و آموزش دیده؛ اینها مخصوص سرکوب دانشجویان بودند.
من یادم است، یک روز با دوستی که ]دانشجوی[ رشته صنایع بود، صبح وارد دانشگاه شدیم، این گاردیهای قوی هیکل با باتومهای الکترونیکی شوک آور و سپرهای بزرگ دو طرف دانشگاه صف کشیده بودند. ما آمدیم از بین اینها عبور بکنیم، وقتی به وسطهای راه رسیدیم، رئیس گارد شخصی به نام سرهنگ هنری بود.آنجا ایستاده بود، گفت: بایستید ببینم. درحالی که کیف من پر از اعلامیه های انقلابی علیه دیکتاتوری وابسته به امریکا و علیه امریکا بود. ما توجه نکردیم }...{ از در غربی حرکت کردیم. یک دفعه این رئیس گارد فرمان حمله داد. این دوست رشته صنایعی که با من بود، هیکل درشتی داشت. از پشت چنان به او ضربه زدند که با صورت روی زمین افتاد و کتابهایش تا جلوی مسجد دانشگاه علم و صنعت یعنی پانزده متر آن طرف تر پخش شد. البته من از آن محل فرار کردم و اعلامیه ها را درجای امنی گذاشتم. آن دوست من دستگیر شد و در سیاهچالهای ساواک چهل روز تحت شکنجه بود، برای اینکه بگوید چرا به حرف گارد برای ایستادن توجه نکرده است. (3)
¤ آقای احمدی نژاد! مقام معظم رهبری چند سال پیش بحث جنبش نرم افزاری را مطرح کردند که بیشتر معطوف به تحول علمی و بومی سازی علوم انسانی بود. شما به عنوان یک استاد دانشگاه که اتفاقاً تجاربی هم درجنبش دانشجویی دارد (نه به عنوان رئیس جمهور) چه تعریفی از علم حقیقی و انسان ساز دارید؟
- علم حقیقی و نافع بدون پیوستگی به شناخت انسان کامل حاصل نمی شود. کسانی که نظام های ظالمانه و یک جانبه را بر دنیا حاکم کرده اند از علوم بی بهره نبوده اند بلکه هزاران دانشمند درخدمت آنهاست.
دانشمندان و علوم بی ارتباط با انسان کامل، بدون جهت گیری کمال جویانه هستند واگر حرکت از این مسیر جدا شود هر چه بدست آید خسارت است و هرچه بیشتر حرکت کنند دورترمی شوند.
فردی 8 سال در راس قدرت قرارمی گیرد بیش از یک میلیون انسان را می کشد، میلیون ها انسان را آواره و اقتصاد جهان را متلاشی می کند اما کنار می رود و اتفاقی هم نمی افتد.
فرد بعدی هم که می آید می گوید او اشتباه کرده است و وقتی می گوییم اشتباهش چه بوده است پاسخ می دهد: اشتباهش این بوده که نتوانست از آدم کشی بهره ببرد.
همه جنایت ها ناشی از تعلیم و تربیت و آموزش انسان های ناسالم است. اگر اساتید در دانشگاه های جهان درس محبت، انسانیت، عدالت و کرامت انسانی را به دانشجو بیاموزند شرایط جهان عوض می شود.
بسیاری از درس هایی که می آموزند درس های قدرت طلبی، ثروت اندوزی، سودجویی و
لذت طلبی است. (4)