بسمه تعالی
تقسیم بندی جریان های سیاسی همان قدر که در شفافیت، تمایز و بازشناسی آنها از یکدیگر اهمیت دارد می تواند اسباب سردرگمی، ابهام و آشفتگی در تفکیک را فراهم کند و به کار ویژه ای خلاف مقصود اولیه منتهی شود.
خطا در تعریف (تبیین حد و رسم های آن) یا اشتباه در انتخاب ملاک های این تقسیم بندی، بی تردید بر فرآیند سیاست در کشور و نوع تعامل جریان های اثرگذار در این عرصه آثار منفی می گذارد. اهمیت تقسیم بندی دقیق و معطوف به واقعیت آنگاه بیشتر می شود که عنایت داشته باشیم اولا کشور در آستانه جشن 30سالگی انقلاب اسلامی و آغاز دهه چهارم آن با راهبرد «پیشرفت و عدالت» قرار دارد. ثانیا این آغاز دهه و دوران تازه، مقارن با انتخابات ریاست جمهوری دهم و تشکیل دولت جدید است که بی تردید در ترسیم مسیر آینده کشور- لااقل برای یک دهه بلکه بیشتر- نقش اساسی ایفا می کند. بنابراین «خطا» در تقسیم بندی چندان که بعضا در دهه های اول، دوم و سوم انقلاب اتفاق افتاد- و البته در ارتکاب این خطا، «خط» القای قطب بندی های انحرافی تاثیر عمده داشت- می تواند هزینه هایی گزاف را به کشور و ملت تحمیل کند.
اگر دهه اول انقلاب با تقسیم بندی القایی چپ- راست سپری شد و حامیان متعصب آن حاضر نشدند اذعان کنند که این قطب بندی کمونیستی و کاپیتالیستی است اما مخدوش شدن همین مرزبندی از سوی واضعان و مدافعان آن در دهه دوم و به ویژه سوم نشان داد که این مدل کارآمدی ندارد و چه آسان می توان چپ ها را در جایگاه راست یا برعکس نشاند.
پس از آن هم القای هدفمند تقابل عدالت با توسعه یا «مدیریت دینی و فقهی» با «مدیریت فن سالارانه و تکنوکراتیک» یا جعل عناوین غلط اندازی نظیر «میانه رو- تندرو» و سپس «اصلاح طلب- محافظه کار» (که با واکنش وفاداران انقلاب به اصلاح طلب- اصولگرا تغییر یافت اما باز هم غلط انداز و نارسا بود) و نیز القای دوقطبی هایی نظیر «اقتدارگرا- جمهوری خواه»، «اصلاح طلب- تحول خواه» و... هر یک در مقطعی در دستور کار برخی جریان های مشکوک قرار گرفت و متاسفانه به دلایل متعدد رواج یافت. اکنون در موقعیت زمانی ویژه ای که اشاره آن رفت، باید پرسید کدام تقسیم بندی منطبق با واقع و منطق می تواند افق حرکت کشور را روشن سازد، مرز دشمن و دوست را آشکار کند و از هزینه و تلفات بکاهد؟ آیا آن گونه که رایج شده، تقابل اصلی در کشور میان اصولگرایی و اصلاح طلبی است؟ و اساسا آیا این دو می توانند مقابل هم باشند؟ یا نه، این عناوین مثبت، تاروپود جامه سیاست ورزی اسلامی- ایرانی است که پذیرش تقابل آنها، ما را از مختصات صحنه اصلی و اینکه کجا ایستاده ایم غافل می کند؟ ادامه دارد