درباره فيلم «هرت لاكر» باز هم سلاح نرم هاليوود - مهدي نادري

با گذشت بيش از 6 سال از تهاجم آمريكا به عراق، اين واقعه تبديل به يكي از موضوعات قابل توجه در هاليوود شده است.
به طوري كه در دو، سه سال اخير، فيلم هاي زيادي در اين باره توليد شد كه از جمله مهم ترين آن ها،
«در دره اله»، «وايرايش شده» و... بوده اند.
«هرت لاكر» (Hurt Loeker) آخرين فيلم هاليوود درباره جنگ عراق است. عنوان اين فيلم را به «گنجه رنج» ترجمه كرده اند و كارگردان آن، كاترين بيگلو است. داستان فيلم درباره خنثي سازي بمب در عراق است؛ سه سرباز از جان گذشته و متخصص خنثي سازي بمب هاي معروف به خياباني، مأموريت ويژه دارند تا در سطح عراق، مردم را از وجود بمب هاي پنهان در دل زمين نجات دهند.
فيلم هرت لاكر، برخلاف اكثر فيلم هايي كه در سال هاي اخير در هاليوود و درباره جنگ عراق ساخته شده اند، با رويكردي تجاري و عوام پسندانه ساخته شده است. شايد دليل اين مسئله آن باشد كه فيلم هاي قبلي با اين موضوع به خاطر ژست روشنفكرانه اي كه داشتند، چندان با استقبال مخاطبان روبرو نشدند و در گيشه شكست خوردند. هرت لاكر اما با دستمايه قرار دادن سرگرم سازي، سعي كرده همسو با اهداف نظامي آمريكا، به قهرمان سازي سربازان آمريكايي بپردازد.
هاليوود به عنوان دستگاه روياساز آمريكا كه فراهم كننده زمينه بسياري از سياست ها و برنامه هاي كاخ سفيد است، در آخرين محصول خود درباره جنگ عراق، يعني فيلم هرت لاكر، ارتش آمريكا را در عراق منجي و خنثي كننده عمليات هاي تروريستي معرفي مي كند.
نكته قابل توجه اين است كه توليدكنندگان فيلم در مصاحبه هاي خود، تلاش دارند تا اين گونه القا كنند كه اين فيلم سياسي نيست و تنها يك داستان حادثه اي جنگي را روايت مي كند. مثلا مارك باول نويسنده فيلمنامه اين اثر گفته است كه در اين فيلم كوشيده اند تا سياست بازي هاي مختلف را از داستان اصلي فيلم به دور نگه دارند، چرا كه به نظر او درعمق خندق و سياهي جنگ، سياست خاصي وجود ندارد!
اين گونه صحبت ها كه از سوي عوامل اين فيلم عنوان شده است، دقيقاً همان مسائلي است كه سال هاست از سوي منتقدان حاكم بر جهان تئوريزه و از طريق هاليوود در قالب فيلم دراماتيزه مي شود. تا آنجا كه جيمز كامرون، شوهر سابق بيگلو (كارگردان اين فيلم) در مراسم افتتاحيه اكران هرت لاكر گفت: «فيلم فوق العاده اي است كه موعظه نمي كند و سياسي نيست!»
آيا واقعاً اين قبيل آثار سياسي نيستند؟ فقط كافي است كه به اين پرسش پاسخ دهيم كه چرا فيلم وارد بحث مفقودين جنگ و كشتار مردم بي گناه عراق نمي شود؟ يا اين كه چرا در فيلم مردم عراق شبح هايي خطرناك به تصوير كشيده شده اند كه در كمين نشسته اند تا هر لحظه فرزندان پاك و شجاع آمريكا را به طرزي غيرانساني بكشند!
در اين نوع فيلم ها، واقعيت جنگ عراق به گونه اي جلوه داده مي شود كه گويي اين عراق است كه به آمريكا حمله كرده است، نه آمريكا به عراق. كشتار حدود
5/1 ميليون نفر از مردم بي گناه عراق ناديده گرفته مي شود و به جاي آن حماسه سربازان آمريكايي براي خنثي سازي تحركات تروريست ها بزرگنمايي مي شود. به اين ترتيب، «هرت لاكر» با همراه كردن مخاطب با سه سرباز و جوخه خنثي سازي بمب، به خلق زيبايي شناسانه ايثار و از خودگذشتگي ارتش آمريكا مي پردازد. فيلم هاي ژانر حماسي و پرمخاطب، به مراتب خطرناك تر از فيلم هاي با مخاطب خاص هستند. چون به دليل انبوه تماشاگر در ذهنيت سازي مؤثرتر هستند. اين موضوع، همان مسئله اي است كه هاليوود به آن توجه كرده است و سعي دارد تا از طريق آن، براي زمينه سازي سياست هاي ضدبشري خود كه در نهايت به نابودي نسل انسان در كره زمين ختم خواهد شد بهره ببرد. به عبارتي، هاليوود، سلاح نرم جنگ عليه انسانيت است.
نكته قابل توجه اين است كه كاترين بيگلو، كارگردان اين فيلم كه رگه اي ايراني هم دارد، فارغ التحصيل دانشكده اي است كه تمام دانش آموختگان آن، به ساخت آثاري روشنفكرانه و هنرمندانه مشغول هستند. اما اين كارگردان با چنين خاستگاه و همچنين زن بودن، يكي از خشونت آميزترين فيلم هاي سينماي جهان را ساخته است كه اين هم در نوع خودش عجيب است. البته اين مسئله، بيش از پيش گوياي سقوط انسانيت و اخلاق در جامعه آمريكاست كه حتي زناني هنرمند هم تبديل به سربازاني براي توجيه نسل كشي مردم يك كشور مي شوند.

شكست 10 راهكار براي براندازي  - فاطمه مرسلي

بررسي تحليلي و تاريخي گزارش موسسه آمريكايي «سابان» شكست 10 راهكار براي براندازي
مركز سابان درماه مه 2002 درمؤسسه بروكينگز- اتاق فكر حزب دموكرات آمريكا - براي سياست خاورميانه به راه انداخته شد. با اضافه شدن اين مركز، مؤسسه بروكينگز به سرعت به يكي از مراكزي با بيشترين پويايي جهت تحقيق و تحليل سياست آمريكا درخاورميانه تبديل شد.
اين مركز با كمك تاجر برجسته «لس آنجلسي» هيم. سابان، تأسيس شد. كسي كه مقدار زيادي از سرمايه خود (13ميليون دلار) را به اين مركز بخشيد. هيم سابان درمراسم بازگشايي اين مركزاظهار داشت: «بعنوان شخصي وفادار در بالا بردن صلح عربي- اسرائيلي و حافظ كليه علاقات آمريكا درخاورميانه، من هم مؤسسه بروكينگز را براي داشتن فرصتي جهت بسط مؤثر خود دراين حوزه ها، بهره مند كردم.»
تحت رياست و مديريت ام پولاك، مركز سابان تحقيقات و مناظراتي را درباره مشكلات امروز ايالات متحده در خاورميانه ترتيب داده است.

ادامه نوشته

آن روي سكه آشوب (يادداشت روز)

دادگاه محاكمه عوامل آشوب اگرچه در آغاز راه است و تا رسيدگي به اتهامات همه عناصر آشوب -اعم از طراحان، فرماندهان و آشوبگران- راه زيادي در پيش دارد ولي در همين سه جلسه واجد حقايق و نكات تكان دهنده اي بود كه در ذيل فقط به بعضي از آنها اشاره مي شود:
1-آشوب روزهاي 23خرداد تا سوم تيرماه داراي سه ضلع است؛ رهبران پنهان، رهبران مياني و ميداني و عوامل اجرايي آشوب ها و اغتشاشات. از اظهارنظرهاي دسته سوم بخوبي فهميده مي شود كه بسياري از آنان اساسا هيچ شناختي از رهبران پنهان نداشته و تنها با- تعدادي- از عوامل مياني و ميداني مرتبط بوده اند و به هيچ وجه گمان نمي كرده اند كه در پشت اعتراض به نتيجه انتخابات و شعار ابطال انتخابات طرح پيچيده و سرنوشت سازي وجود داشته است. آنان گمان مي كردند رهبران مياني- كه گاهي آنان را رهبران اصلي مي پنداشته اند- به دنبال مدل بهتري براي اداره جامعه بوده و به دليل برخورداري از سابقه سياسي، بيش از آنان به آنچه دنبال مي شود اعتقاد داشته و پاي آن مي ايستند ولي وقتي در دادگاه اول مشاهده كردند كه بعضي از آنان اساسا راه آمده را غلط مي دانند و از پيشگاه ملت و رهبري عذر تقصير مي طلبند، تعجب كرده و تازه متوجه شده اند كه چه كلاه گشادي سرشان رفته است.
...

سعدالله زارعي

ادامه نوشته

آيت الله سيداحمد خاتمي خطاب به كروبي

 امام جمعه موقت تهران با ابراز تاسف از مواضع اخير مهدي كروبي ابراز اميدواري كرد كه وي جزو ريزش هاي انقلاب نباشند.
آيت الله سيداحمد خاتمي در گفت وگو با ايسنا افزود: تاسف من از اين بابت است كه ايشان خود را در مواضعي گرفتار كرده كه با تحسين و تكريم دنياي استكبار و ناراحتي متدينان مواجه شده است.
وي گفت: همين كه آقاي كروبي اذعان كرده كه تلاش مي كرده تا نقطه ضعفي از اينجانب پيدا كند اما موفق نشده نشان مي دهد كه به قول معروف كفگيرشان به ته ديگ خورده است.
سيداحمد خاتمي ادامه داد: آقاي كروبي در عين حال گفته آن قدر مي داند كه بنده در درس آقاي منتظري شركت مي كردم. مثل اين كه آقاي كروبي فراموش كرده اند آقاي منتظري بعد از پيروزي انقلاب به عنوان قائم مقام رهبري معرفي شدند به طوري كه شخص ايشان در تحكيم اين جايگاه بيشترين تلاش را كردند.
وي افزود: آنچه آقاي كروبي از آقاي منتظري مي گويند به عنوان قائم مقام رهبري است و امام نيز آقاي منتظري را فقيه عالي قدر مي ناميدند؛ پس در اين دوره شركت در درس ايشان همراهي با انقلاب محسوب مي شود؛ پس آقاي كروبي با اين سخن شان مي خواستند من رانقد كنند؛ در حالي كه مرا ستوده اند.
عضو شوراي مركزي جامعه مدرسين حوزه علميه قم همچنين گفت: آقاي كروبي در نامه خود گفته اند من از آقاي منتظري حمايت مي كردم، از ايشان بايد پرسيد اين حمايت در چه زماني بوده است، آيا در زمان قائم مقامي ايشان بوده يا بعد از آن . اگر منظور ايشان بعد از عزل آقاي منتظري است كه اين يك دروغ آشكار است به طوري كه بنده دقيقاً از آغاز سال 67، يعني شش ماه قبل از عزل آقاي منتظري به علت اين كه مي دانستم امام از ايشان ناراضي است ديگر در درسشان شركت نكردم و بعد از عزل نيز جزو اولين اساتيدي بودم كه در حمايت از امام(ره) در ارتباط با اين اقدام صحبت كردم. همين قدر آقاي كروبي بداند كه از سال 67 كه بنده درس آقاي منتظري را ترك كرده ام ديگر حتي براي يك بار هم نزديك بيت ايشان نشده ام.
وي همچنين با بيان اين كه اميدوارم ايشان جزو ريزش هاي انقلاب نباشند، اظهار كرد: اميدوارم همه در راه ولايت و تحكيم مباني انقلاب حركت كنيم و جزو رويش ها باشيم.
امام جمعه موقت تهران همچنين با بيان اين كه «اينجانب هيچ گاه دوست نداشته و ندارم مجبور شوم با آقاي كروبي كه سوابق و پيشينه افتخارآميز مبارزاتي دارند اين چنين سخن بگويم» اظهار كرد: ولي از امام آموخته ام كه مصلحت نظام برترين مصالح است و اين اشخاص هستند كه بايد فداي نظام شوند نه اين كه نظام خود را براي افراد هزينه كند. بنده خود را موظف مي بينم از جايگاه نمازجمعه كه جايگاه مقدسي است و مورد تهاجم قرار گرفته دفاع كنم.
سيد احمد خاتمي تاكيد كرد: آقاي كروبي بدانند اگر بخواهند به اهانت ها چه در رابطه با نظام اسلامي و يا شخص بنده كه قطره اي از اين اقيانوس خروشان مردمي هستم كه براي آنها خطبه مي خواند ادامه بدهند اين مسائل را بي جواب نخواهم گذاشت. اميدوارم آقاي كروبي از التهاب آفريني دست بردارند و در جهت جبران آسيب هايي كه رسانده اند تلاش كنند.

پاسخ اميرمومنان(ع) به مغالطه هاي آقاي صانعي

« با چهره اي برافروخته، از اصلاح طلبان زنداني به عنوان كساني كه در راس اين نظام بودند ياد كرد و پرسيد: آيا نسبت دادن اتهام براندازي به اين افراد باوركردني است؟».
اين عبارت را سايت هاي ضدانقلابي و آشوب طلب نظير نوروز و موج سبز آزادي و... از قول آقاي صانعي منتشر كردند. براساس گزارش اين سايت ها، وي همچنين در استدلالي كاملا عقلي و شرعي! تقلب در انتخابات را ثابت كرده و گفته است «امام فرمود ميزان راي ملت است. من به يك كسي كه آمده بود گفتم آقا ابطال كنيد انتخابات را، آسمان كه به زمين نمي آيد. او گفت نه تقلب نبوده. گفتم آقا تقلب نبوده، كه يك كسي گفت هفتاد تا دليل مي آورم كه توي حوض آب نيست. آن يكي گفت من يك دليل مي آورم كه هست. بغلش زد و پرتش كرد توي حوض! گفت حالا آب هست يا نيست!».
آقاي صانعي هيچ توضيح مستندي درباره ادعاي خود مبني بر وجود تقلب در انتخابات ارائه نكرد و اين در حالي است كه افراطيون مدعي اصلاح طلبي- طيفي كه صراحتا تقليد از مرجعيت را به رفتار ميمون تشبيه كردند- از وي به خاطر خدمات ويژه اش به تندروها، به عنوان «مرجع تقليد» و «آيت الله العظمي» نام مي برند. اگر علم و عدالت و تدبير را از بديهي ترين شرايط مرجعيت در نظر بگيريم، جاي پرسش است كه چگونه آقاي صانعي به خود اجازه مي دهد با يك جوك، قانون و موازين و مكانيزم هاي آن را به همراه راي 40ميليوني يك ملت زير پا بگذارد و با نقض حقوق آن 5/24ميليون نفري كه رئيس جمهور را انتخاب كرده اند، به سادگي ادعا كند تقلب شده حال آن كه طراحان اصلي سناريوي تقلب، در قافيه شعري كه گفته اند، مانده اند؟
استدلال ديگر آقاي صانعي نيز مبني بر اينكه اتهام براندازي را نمي توان به كساني نسبت داد كه روزگاري در راس و در منصب و مسند بوده اند نشان مي دهد ايشان يا واقعا علم و آگاهي ندارند پس نبايد از موضع عالمان دين سخن بگويند يا اينكه مي دانند اما علم خويش را كتمان مي كنند تا عموم به خطا بيفتند كه اين، اجحافي بزرگتر است. اگر قرار باشد آقاي صانعي با همين استدلال (بخوانيد مغالطه) قاضي باشد، قبل از هركس- نعوذبالله- بايد علي بن ابيطالب(ع) و عدالت طلبي آن حضرت را سرزنش و مواخذه كند كه از سابقه مجاهدت و در راس بودن صحابه اشرافيت زده و قدرت پرستي نظير طلحه بن عبيدالله (طلحه الخير) و زبيربن عوام (سيف الاسلام) نهراسيد و سوابق طولاني آنها در جنگ هاي صدراسلام و حتي مجروح شدن شان باعث نشد، قاعده «ميزان، حال فعلي افراد است» را در حق آنان جاري نكند و تن به باج خواهي هاي اقتصادي و سياسي آنها بدهد. لابد براساس مغالطه آقاي صانعي، اميرمؤمنان(ع) وقتي فتنه انگيزي و آشوبگري طلحه و زبير را ديد نبايد آنها را به عنوان پيمان شكنان و مارقين تحت تعقيب و مجازات قرار مي داد. ايشان كافي است به بخش كلمات قصار نهج البلاغه مراجعه كنند كه حارث بن حوط وسط جنگ جمل، گريبان امام را گرفته بود با اين استدلال كه من اين جبهه مقابل را مسلمان مي دانم و نه گمراه. حضرت آنجا به آن انسان سردرگم كه بعدها نيز به خوارج پيوست، گفت: «تو پيش پايت را ديدي و سر را بلند نكردي تا افق دورتر را ببيني و گمراه شدي (كوته بينانه نگريستي نه عميق و ژرف انديشانه) تو حق را نشناخته اي تا بداني ياران آن چه كساني هستند و باطل را نفهميده اي تا ياران آن را بشناسي.» (كلمه 262)
آقاي صانعي در ادامه مغالطه هاي خود همچنين به حضرت امام و سياست ايشان استناد كرده و مي گويد: «امام از آنها كه در انقلاب زحمت هم كشيده بودند، از بعضي هايشان هم ناراحت بودند اما در عين حال نگهشان مي داشت. حكومت اسلامي حداقل بايد با آنهايي كه زحمت كشيدند خوب رفتار كند. اين كلاس اول سياست است. منتها چه كنيم خدا عقلشان را گرفته. الحمدلله الذي جعل اعدائنا من الحمقاء. اقلا اطرافيان را نگه داريد.»
ايشان البته احتمالا ترجيح داده خود را به بي خبري بزند وگرنه حضرت امام(ره) با وجود تلخي و غصه تمام، آن برخورد محكم را با آقاي منتظري - كه مانند اين روزهاي مدعيان اصلاح طلبي و برخي روحاني نمايان ساده لوح مشغول اتهام پراكني عليه نظام بود- انجام داد در حالي كه اگر سياست را به شيوه ماكياوليستي برخي افراد مي فهميد با فتنه انگيزي افرادي نظير منتظري و باند جنايتكار و شايعه پرداز مهدي هاشمي معدوم، مداهنه مي كرد اما امام راحل(ره) با آن تقوا و بصيرتي كه داشت هرگز نمي توانست مصلحت نظام و اسلام و انقلاب را فداي «عقلانيت» از جنس عقل كساني چون آقاي صانعي كند!
و نهايتا اينكه آقاي صانعي اگر از سر علم و تقوا و نه تعصب جناحي و قبيله اي سخن مي گفت، از كلام امام سجاد عليه السلام عليه نظام اسلامي استفاده نمي كرد تا معيار ديگري براي سنجش عقلانيت و خرد خود به ميان نهاده باشد.
متاسفانه آقاي صانعي طي سالهاي اخير به واسطه برخي ارتباطات ناسالم همواره مورد سوء استفاده عناصر افراطي و منافق قرار گرفته و مواضع وي در صدر اخبار رسانه هاي بيگانه و ضدانقلاب قرار داشته است و البته بايد گفت دشمنان ما حتماً از احمق ها هستند كه مواضع چنين كساني را بر صدر اخبار خود مي نشانند و خود را فريب مي دهند و آخر به ندامت مي افتند الحمدلله الذي جعل اعدائنا من الحمقاء.
عبدالحسين معتمدي

كروبي وسط برجك خود را زد! (خبر ويژه)

مهدي كروبي در واكنش به اظهارات آيت الله سيداحمد خاتمي در نماز جمعه تهران، عليه خود استدلال كرد.
در پي اظهارات روشن و مستدل آيت الله خاتمي مبني بر انتقاد از شايعه پراكني هاي اخير كروبي و پرهيز دادن وي از بازي در سناريوي دشمن، آقاي كروبي ضمن متهم كردن آيت الله خاتمي و برخي ائمه جمعه منتقد ديگر به دين فروشي!، به شيوه ترور شخصيت روي آورد و گفت: «آقايي كه در تهران از تريبون نماز جمعه چنين حرف هايي را مي زند همان فردي است كه از دوستانش شنيدم كه در صف اول درس آيت الله منتظري مي نشسته و در زماني كه برخي از دوستان نزديك از مواضع ايشان گله مند بودند ايشان به شدت از مواضع او حمايت مي كرده است و پس از امام جزء مخالفان درجه اول آيت الله منتظري تبديل شد.»
البته آيت الله خاتمي پاسخ روشن و مستدلي به اين اظهارات كروبي داده است از جمله اينكه آقاي منتظري تا قبل از عزل، قائم مقام رهبري به شمار مي رفت و «من 6 ماه قبل از عزل، با اطلاع از ناراحتي حضرت امام از مواضع آقاي منتظري ديگر پاي درس وي حاضر نشدم و...». اما نكته جالب در اين ميان توسل جستن آقاي كروبي به بدسابقگي و بدنامي آقاي منتظري براي ترور شخصيت يك منتقد و فرار از پاسخگويي است. آنچه عجيب است اينكه اولاً روزنامه اعتماد ملي طي سال هاي اخير به بهانه هاي مختلف تلاش كرده، آقاي منتظري را احيا! كند. ثانياً برخي از نزديكان حزب اعتماد ملي و همكاران ارگان مطبوعاتي آن (نظير ع.باقي و...) هم اكنون هم ارتباطات گسترده اي با بيت آقاي منتظري- بخوانيد مهدي هاشمي- دارند ثالثاً در انتخابات رياست جمهوري، آقاي منتظري، مشخصاً از هر دو نامزد اصلاح طلبان حمايت مي كرد. رابعاً آقاي كروبي به هنگام برخورد حضرت امام خميني(ره) با انحرافات و تهمت پراكني هاي عقده گشايانه آقاي منتظري، عليه منتظري مواضع شديد گرفت و اكنون سؤال اين است كه اگر عملكرد منتظري خيانت بار و دشمن پسند بوده- كه قطعاً چنين است- چرا امروز آقاي كروبي همان رويه وي را در شايعه پراكني هاي شنيع و ناجوانمردانه- به استناد شايعه سازي هاي منافقين لانه كرده در اطراف خود- طابق النعل بالنعل ادامه مي دهد. آيا آيت الله خاتمي به خاطر حضور در درس آقاي منتظري (قبل از آشكار شدن انحراف وي) جاي سرزنش دارد يا آقاي كروبي كه در همين واكنش اخير، اذعان به بدنامي و زشتي رفتار آقاي منتظري مي كند اما خود در همان مسير وي قدم برمي دارد؟!

استدلال شترمرغي براي «تشكيلات» شترمرغي (خبر ويژه)

شماري از عناصر ضد انقلاب و وابسته به گروهك هاي نفاق در گفت و گو با راديو فردا، علت راه اندازي «تشكيلات راه سبز» از سوي موسوي به جاي تأسيس حزب و جبهه را توضيح دادند. فرخ نگهدار از سران گروهك سابقاً ماركسيستي فدائيان خلق درباره راه اندازي شبكه باز - و نه حزب و جبهه داراي چارچوب- به راديو فردا گفت: اگر حركت بخواهد از بالا و با مذاكرات سران سياسي راه اندازي شود دچار تفرقه خواهد شد و برخي از نيروها جا مي مانند، موضع مقابل مي گيرند و دلسرد مي شوند و در اين مرحله تفرقه به صلاح نيست.
وي افزود: هر نوع شكل هرمي و تمام شكل هاي سنتي اعم از حزب و جبهه مي تواند بخشي از نيروها را حذف كند.
اين عنصر گروهكي برانداز درباره عبور از قانون اساسي يا ابراز وفاداري به آن در مرحله فعلي گفت: سؤال اين است كه آيا دور زدن سيستم حقوقي و قضايي و سياسي موجود و عمل كردن وراي اين سيستم ها ما را به نتيجه مي رساند؟ من با آقاي موسوي موافق هستم كه راهي جز توسل به ظرفيت هاي حقوقي و قانوني موجود وجود ندارد.
مسعود سفيري از روزنامه نگاران زنجيره اي كه هم اكنون در آمريكا اقامت دارد، به صورت شفاف تر دليل «ادعاي وفاداري به قانون اساسي» را توضيح داد و گفت: آقاي موسوي هنوز(!) تصميم نگرفته از سيستم عبور كند و اين بسيار درست است چون اگر قرار باشد از سيستم عبور كند، آن وقت به يك حركت كور تبديل و سركوب مي شود.
وي درباره «تشكيلات» مذكور هم گفت: تمام احزاب و سازمان ها و تشكيلات و افراد بايد عضويت خود را در اين تشكيلات اعلام كنند فارغ از اينكه رنگ آن و يا خواسته هايش چيست.
از سوي ديگر صادق زيباكلام در گفت وگو با سايت فرارو «جلوگيري از يأس و سرخوردگي در ميان ناراضيان» را علت راه اندازي تشكيلات شترمرغي دانست و گفت: معتقدم نبايستي خيلي اميد و انتظار يك تشكيلات منضبط و منسجم و سازمان يافته را با مشخص بودن رهبري و برنامه هايش داشته باشيم. آنچه آقاي موسوي مطرح كرد بيش از آن كه يك تشكيلات منضبط و منسجم باشد در حقيقت يك ايده، طرح و چارچوب است و بايد بعدها اعضا و جوارح آن شكل بگيرد. به تعبير پزشكان، در حال حاضر تنها يك جنين شكل گرفته است.
گروهك فدائيان خلق هم با انتشار بيانيه اي كه در گويانيوز منتشر شده، خواستار تشكيل «فروم» شد و نوشت: اين جنبش خودسامان ياب(!؟) است. اين جنبش به درجاتي خود اتكا و خودفرمان است. جنبش با بهره گيري از توانايي هاي اينترنت فراهم آمده و با ساختار هرمي و متمركز انطباق چنداني ندارد. سازمان هاي خارج از كشور فعالانه در پيشبرد جنبش مشاركت كرده اند و الگوي سازمان يابي جنبش بايد به گونه اي طراحي شود كه اين نيروها را در بر بگيرد.
راديو فردا هم از قول يكي از عناصر ضد انقلاب تصريح كرد: رهبري جنبش محدود به خاتمي، موسوي و كروبي نيست و رهبران معنوي آن تعدادي از روشنفكران هستند كه در ديگر كشورها پراكنده اند.
گفتني است ميرحسين موسوي در سخنان پرابهام و متناقض خود از تمايل به راه اندازي يك تشكيلات با «نيروهاي خودمختار»! خبر داده بود، در حالي كه نه تشكيلات در قاموس سياسي داراي مفهوم روشني است و نه تشكل سازي با خودمختاري هماهنگي دارد. علت اين آشفتگي در تصميم سازي و تدارك تشكيلاتي شتر گاو پلنگي (شترمرغي) هم مشخص است. عناصر ضد انقلاب از انتخابات و التهابات پس از آن، صرفاً به عنوان بهانه اي براي عقده گشايي استفاده كردند و بعضي از آنها حتي بارها اعلام كردند كه نه تنها به موسوي رأي نداده اند بلكه اساساً انتخابات را تحريم كرده اند و به موسوي و امثال وي صرفاً به عنوان يك مستمسك و پلي براي عبور از نظام و لطمه به جمهوري اسلامي مي نگرند.
افراطيوني كه موسوي را حلقه كرده و وي را اداره مي كنند به خاطر درك اين واقعيت ها و اينكه پايگاه اجتماعي شان با رفتارهاي قانون شكنانه و آشوب طلبانه از دست رفته، در نظر دارند پايگاهي در ميان ضد انقلاب دست و پا كنند و به همين دليل خودمختاري حاضران در تشكيلات كذايي را پذيرفته اند!

سيدحميد روحاني: آقاي كروبي! براي استكبار خوراك تهيه نكنيد

حجت الاسلام والمسلمين سيدحميد روحاني در نامه اي سرگشاده به كروبي در مورد همصدايي با آمريكا و صهيونيسم و دچار شدن به عاقبت منتظري هشدار داد.
به دنبال تحركات اخير مهدي كروبي كه با استقبال گسترده دشمنان نظام جمهوري اسلامي مواجه شده است، حجت الاسلام والمسلمين سيدحميد روحاني نامه مشفقانه خود را كه قبل از انتخابات خطاب به وي نوشته بود منتشر كرد.
اين مورخ در نامه مذكور كه 29 ارديبهشت ماه خطاب به دبيركل حزب اعتماد ملي نوشته است به صورت مفصل به كروبي در مورد اعمال و رفتارهاي سياسي و تحركات اطرافيانش هشدار داده است.
روحاني متن كامل اين نامه را به همراه يك برگ توضيحات در مورد آن به دفتر روزنامه ارسال كرد كه متن توضيحات وي به شرح زير است: نامه اي در تاريخ 29 ارديبهشت 1388 به دوست ديرينه ام جناب آقاي كروبي نگاشتم. بر اين اميد بودم كه نامبرده به خود آيد و از كژراهه برهد و به انتشار اين نامه هيچگاه نيازي نباشد، ليكن چه توان كرد كه دست هاي مرموز عناصر پشت پرده، رخصت انديشيدن را از او سلب كرده اند و او را به ورطه اي افكنده اند كه راه بازگشت ندارد و هر روز بيش از پيش از اسلام و امام «سلام الله عليه» دور مي گردد به گونه اي كه امروز هرگونه دفاع از اسلام، انقلاب و رهبري را «دين فروشي»!! مي خواند و همصدايي با آمريكا، صهيونيست ها و ديگر دشمنان اسلام را «دين مداري»!! مي داند.
اگر حضرت امام در قيد حيات بودند، بي ترديد امروز با آقاي شيخ مهدي كروبي همان برخوردي را مي كردند كه ديروز با آقاي شيخ حسينعلي منتظري كردند.
حضرت امام كه آقاي منتظري را «فاسد، فاسق و مفسد» خواندند براي اين بود كه مي ديدند نامبرده با تاثيرپذيري از منافقان و جاسوسان حاكم بر بيت خود به نامه پراكني دست مي زند و دروغ پردازي ها و شايعه سازي هاي بي شرمانه اطرافي ها را به عنوان «وحي منزل» در نامه هاي خود منتشر مي سازد، كاري كه امروز جناب آقاي كروبي به آن مبادرت مي ورزد و خوراك چرب و نرمي براي راديوهاي استكبار جهاني و رژيم صهيونيستي فراهم مي سازد. «اعاذناالله من شرور انفسنا»
سيدحميد روحاني 25 مرداد 1388

تحليلي برخطبه هاي نماز جمعه تهران تاخير فاز «مرد بحران ها»مهدي سعيدي

وقتي كه امام جمعه تهران به خاطر برخي ملاحظات شخصي از حضور در نماز جمعه تهران پرهيز كرد، خط تبليغي جديدي توسط رسانه هاي جريان تفرقه افكن مبني بر چرايي عدم حضور هاشمي در نمازجمعه تهران مطرح شد سرانجام بعداز دو سه هفته بحث پيرامون حضور يا عدم حضور وي در نمازجمعه، اوايل هفته گذشته مشخص شد كه خطيب نمازجمعه اين هفته تهران آقاي هاشمي خواهد بود.
ابعاد و زواياي مختلف اين نماز جمعه منحصر بفرد را در قالب دو بخش مورد بررسي قرار مي دهيم.

الف- نكات قابل توجه درباره نماز جمعه مذكور
1- فصل الخطاب براي ملت،
سخنان رهبري است
اعلام برگزاري نمازجمعه به امامت آقاي هاشمي سناريوي جديدي را در دستور كار جريان تفرفه افكن قرارداد تا با بزرگ نمايي اين نمازجمعه، سخنان خطيب آن را به نوعي فصل الخطاب حوادث و
اغتشاشات اخير قرار دهند. اعلام حضور سران اغتشاشات اخير در نمازجمعه تهران از جمله موسوي و كروبي و در كنار آنها برخي هواداران ايشان چون عبدالله نوري هادي غفاري، مجيد انصاري، حسن روحاني، محمد هاشمي در نمازجمعه اين هفته همگي نشان از تلاش براي آوردن هواداران به نماز جمعه بود.

ادامه نوشته