آيا فیلم جرم مستحق دریافت بهترین فیلم بيست و نهمين جشنواره فيلم فجر بود ؟

فیلم جرم ، ساخته ی مسعود کیمیایی را با كمك دوستانم مورد بررسی و تحليل قرار داديم و با يكديگر به اين جمع بندي رسيديم كه این فیلم بر شاخص هاي فرهنگي و ارزش هاي جامعه اسلامي و انقلابي ايران در موارد زير تأثیرگذار می باشد.

1 . فرد گرایی را ترویج و گرایش به آن را افزایش می دهد

2 . هنجارشکنی در جامعه را ترویج و گرایش به آنرا افزایش می دهد

3 . در جامعه ایجاد یأس و نا امیدی می نماید و گرایش به آن را افزایش می دهد

4 . رضایت از زندگی را کاهش می دهد

5 . قانون گریزی را ترویج و گرایش به آن را افزایش می دهد

6 . موضوع هم نوع دوستی و کمک به یکدیگر را به صورت كم رنگ مورد توجه قرار داده است

7 . گویش های بی ادبانه و لمپن را ترویج می دهد و گرایش به آنرا افزایش می دهد

8 . گروههای مافیایی در حوزه های اجتماعی را ترویج می نمايد

بنابراین فیلم برگزیده جشنواره بیست و نهم از نظر فرهنگی ، اجتماعی دارای مشخصه های منفي قابل توجهي است كه این مشخصه ها نباید از منظر مخاطبان، کارشناسان و مسئولين ادبی ، هنری و فرهنگی کشور پنهان بماند .

با توجه به محتوا و پيام هاي فرهنگي ، اجتماعي و حتي از نظر فني ساير فيلم هاي اكران شده در جشنواره بيست و نهم به نظر ما ، فیلم جرم  در حد و اندازه ای نبود که به عنوان بهترین فیلم بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر انتخاب شود !!

مهدي محمدي زاده كارشناس مسائل فرهنگي

 

مطلب آموزنده و کاربردی (2)

بايد و نبايد هاي افطار و سحري

ماه مبارك رمضان، ماه سلامت روح و تزكيه نفس و فرصت مناسبي براي تمرين تندرستي و اصلاح عادات غذايي است.
روزه داري در ماه مبارك رمضان مي تواند در درمان بسياري از بيماري هاي كبدي، تصلب شرائين، آسم، آرتريت، آلرژي و بسياري از بيماري هاي ديگر مفيد و مؤثر باشد.
روزه موجب مي شود كه اعضاي بدن به خصوص دستگاه گوارش و ساير دستگاه هايي كه به نحوي در هضم و جذب مواد غذايي دخالت دارند و در طول 11 ماه مشغول فعاليت بوده اند به مدت يك ماه استراحت كرده و نيروي تازه اي بگيرند بعد از روزه داري به نحو بهتري اعمال خود را انجام دهند.
در اغلب بيماري هايي كه عادات غلط غذايي، چاقي و افزايش وزن در بروز آنها دخالت دارند، روزه داري مفيد است.
با روزه گرفتن ذخاير چربي هاي مضري كه مخصوصاً در ناحيه شكم تجمع پيدا كرده و مي تواند مشكلات زيادي را ايجاد كند، كاهش يافته و سموم بدن دفع مي شود.ميزان چربي هاي نامطلوب موجود در خون با روزه داري تنظيم مي شود، ميزان چربي هاي مفيد خون نيزافزايش مي يابد.
در ماه مبارك رمضان نيز مانند ساير دوران، پيروي از برنامه غذايي متنوع و متعادل شامل گروه هاي اصلي غذايي شامل گروه نان و غلات، گروه ميوه ها، گروه سبزي ها، گروه گوشت و جايگزين هاي آن (تخم مرغ، حبوبات) و گروه شير و فرآورده هاي آن (ماست، پنير) ضروري است.با رعايت تنوع و تعادل در برنامه غذايي روزانه، نيازهاي تغذيه اي شامل آب، املاح، ويتامين ها، پروتئين و انرژي موردنياز بدن، تأمين مي شود.
افراد روزه دار مانند زماني كه روزه دار نيستند بهتر است، 3 وعده غذايي داشته باشند. اين وعده ها شامل سحر، افطار و شام است.
زيرا حذف هر وعده غذايي علاوه بر ايجاد پرخوري در وعده هاي بعدي به كاهش سوخت و ساز و چاقي منجر خواهد شد.
ريفلاكس (برگشت اسيد معده به مري و دهان) از مشكلات احتمالي افراد در ماه رمضان به دنبال روزه داري است. اين امر ممكن است به سوزش سردل، قفسه سينه و نيز تلخي دهان منجر شود. علت اين امر اغلب حجم زياد غذا و مايعات، چاي زياد و مصرف تنقلات و شيريني هايي مانند زولبيا و باميه است.
يبوست از ديگر مشكلات احتمالي به دنبال روزه داري است كه مي توان با مصرف انواع سبزي هاي خام و پخته و ميوه هاي خيسانده مانند آلو و انجير، روغن زيتون همراه سالاد، آب كافي، نان سبوس دار و عدم مصرف چاي پررنگ، قهوه و كاكائو و همچنين پياده روي مناسب، نسبت به پيشگيري و رفع يبوست در ماه رمضان اقدام كرد.
افطار
هنگام افطار تا حد امكان شيريني هاي طبيعي مانند خرما مصرف كنيد و شله زرد، حلوا، زولبيا و باميه را همزمان با هم نخوريد. البته مي توانيد در شب هاي مختلف، مواد شيرين متفاوتي را مانند مربا و عسل مصرف نماييد تا بدين ترتيب تنوع غذايي تان حفظ شود؛ هرچند كه بهترين شيريني خرماست.
فراموش نكنيد مصرف زياد مواد شيرين، توازن اين مواد را در بدن به هم مي ريزد و باعث چاقي مي شود.
به گفته كارشناسان تغذيه در ماه رمضان با حذف يك وعده غذايي، متابوليسم بدن بويژه متابوليسم انرژي تعديل مي شود و مازاد انرژي بدن در اين ماه مصرف مي شود كه كاهش وزن را به دنبال دارد. همانگونه كه مطالعات نشان مي دهد افراد در ماه رمضان بين نيم كيلو تا 6 كيلو وزن كم مي كنند البته وزن برخي اشخاص به علت پرخوري نه تنها كم نمي شود، بلكه افزايش مي يابد.
اهميت افطار مشابه وعده صبحانه است؛ چون غذا پس از گرسنگي طولاني مدت به بدن مي رسد. در اين وعده غذاهاي زودهضم مانند گروه شير و تخم مرغ را مي توان مصرف كرد. خوردن نان، پنير، چاي شيرين و خيار و گوجه فرنگي نيز مناسب اين وعده است البته مي توان از كوكو و سوپ هاي سبك هم استفاده كرد. شيربرنج هم غذايي بسيار مغذي، مقوي و زودهضم است.
از خوردن انواع آش ها چون آش رشته، غذاهاي حجيم، سرخ كرده و پرچرب در افطار بايد به شدت خودداري شود. علاوه برآن، نبايد پلو و خورشت در اين وعده غذايي مصرف كرد.
فاصله ميان افطار تا هنگام غذا
مايعات و ميوه ها را در اين مدت زمان مي توان مصرف كرد. افرادي كه قدرت بدني كمي دارند مانند نوجوانان يا اشخاصي كه كمتر افطاري مي خورند، مي توانند يك ليوان شير يا بيسكوئيت يا خرما موقع خواب بخورند علاوه بر آن مي توان خشكبار نيز استفاده كرد.
سحري
خوردن انواع غذاهاي سنتي توصيه مي شود البته اين غذاها نبايد پرچرب، نفاخ و سرخ كردني باشند و مواد خورشت ها نيز تا حد امكان سرخ كرده نباشند و بخارپز يا آب پز شده باشد. مصرف پلوهاي مخلوط نيز مناسب است.
گوشت حتماً بايددر وعده غذايي گنجانده شود چون ديرهضم است، در نتيجه افراد با خوردن آن ديرتر احساس گرسنگي مي كنند.
در اين ايام كربوهيدرات ها نيز مصرف شوند چون به تدريج هضم مي شوند بنابراين خوردن نان به ويژه نان هاي سبوس دار، پلو و ماكاروني هنگام سحر خوب است.
نوشيدن يك ليوان آب هنگام سحر توصيه مي شود، اما نوشيدن زياد مايعات هنگام سحر، حجم معده را افزايش مي دهد و امكان دارد باعث رفلاكس معده شود.
فراموش نكنيد هنگام سحر حتماً سالاد مصرف نماييد چون آب موجود در بافت هاي آنها از تشنگي جلوگيري مي كند. اما نبايد ماست مصرف كرد چون اثري عكس دارد.

مطلب آموزنده و کاربردی

خطرات استفاده از کولر خودرو

 مهندس مسعود فاتح دانشجوی دانشگاه مالتی مدیای مالزی در دست نوشته های روزانه اش در سایت شخصی اش آورده است: همزمان با نزدیک شدن به فصل گرما در کشورمان ایران نکته ای در خصوص استفاده از کولر خودرو وجود دارد که خواندنش خالی از لطف نیست.

- هیچگاه بلافاصله بعد از وارد شدن به داخل خودرو سیستم تهویه هوا را روشن نکنید.

- پس از وارد شدن به داخل خودرو، پنجره های خودرو را پایین کشیده و صبر کنید تا هوای داخل خودرو عوض شود، بعد ازچند دقیقه می توانید سیستم تهویه مطبوع خودرو را روشن نمایید.

آیا می دانید دلیل انجام این کار چیست؟

بر اساس تحقیقات صورت گرفته، داشبورد، صندلی و سیستم تهویه هوای خودرو از خود گاز بنزن ساطع می کنند که یک گاز بسیار سمی و سرطانزاست (حتما بارها بویی شبیه پلاستیک گرم شده را در خودرویتان احساس کرده اید، این همان بوی گاز سرطانزای بنزن است.)

علاوه بر سرطان زایی، گاز بنزن به استخوان ها آسیب رسانده (مسمومیت استخوان ها) و نیز باعث ابتلا به آنومیا (نوعی از سرطان خون مربوط به گلوبولهای قرمز خون) و کاهش سطح گلوبولهای سفید بدن می گردد. همچنین تماس طولانی مدت با این گاز سمی باعث ابتلا به لوکمیا (نوع دیگری از سرطان خون مربوط به گلوبولهای سفید خون) و در مواردی همزمان با افزایش ریسک ابتلا به سرطان باعث سقط جنین در خانمها نیز می گردد.

جالب است بدانید: میزان سطح قابل قبول بنزن در هوای ازاد حدود 50 میلی گرم در هر فوت مربع می باشد، در حالیکه میزان بنزن موجود در داخل یک خودروی پارک شده با پنجره های بسته بین 200 تا 400 میلی گرم می باشد. حال اگر این خودرو در فضای باز و زیر نور خورشید در دمای بالای 60 درجه فارنهایت پارک شده باشد سطح بنزن موجود در فضای داخل آن بین 2000 تا 4000 میلی گرم بالا می رود که 40 برابر بیشتر از سطح قابل قبول آن می باشد.

افرادیکه سوار خودرویی با پنجره های بسته می شوند بطور اجتناب ناپذیری در معرض تنفس پی در پی و بیش از اندازه این گاز مهلک و سمی قرار می گیرند. علاوه بر موارد ذکر شده بالا بنزن گازی است که کلیه ها و کبد را تحت تاثیر قرار داده و از همه خطرناکتر اینکه بدن انسان به سختی می تواند این ماده سمی و خطرناک را دفع نماید.

پس دوستان عزیز قبل از سوار شدن داخل خودرو، پنجره ها و درب خودرویتان را باز نمایید و بگذارید هوای سمی و زهرالود انباشته شده داخل اطاق خودرو خارج گردد، به عبارت دیگر این ماده سمی را از فضای خودروی خود بیرون برانید.

چیستی ، چرایی و چگونگی جنگ نرم ( بخش سوم )

فرايند نفوذ و تأثيرگذاري جنگ نرم :

پيام‌سازي ، مسئله‌آفريني ، آسيب‌سازي ،برنامه‌‌سازي  ، انتقال ابزاري ، باورسازي ، بحران‌سازي ، مشروعيت‌زدايي ، اپوزيسيون‌زايی ، ساختارگريزي  و ساختارسازي جديد
 
اهداف جنگ نرم :

  1-استحاله فرهنگی

2-استحاله سیاسی وتخریب چهره های ارزشی ونهادهای انقلابی مانند سپاه وبسیج

3- ایجادناامنی ورعب وترس وشایعه

4-تفرقه واختلاف درونی

5-ترویج روحیه نا امیدی وکسالت به جای شادابی ونشاط

6- ترویج بی تفاوتی دربرابرمسائل مهم کشور

7- تقویت نارضایتی ودامن زدن به آن واختلافات قومی وسیاسی و...

8-تلاش برای بحرانی جلوه دادن اوضاع کشور

9- تضعیف ساختار سیاسی وبراندازی

 ابزارهای جنگ نرم :

 1- سایتهای اینترنتی                                                                      2- وبلاگ ها

3- روزنامه هاونشریات                                                                  4- تلفن های ماهواره ای

5- پیامک ها و بولوتوث های مختلف                                             6- فیلم های سینمائی وسریال های تلویزیونی

7- موسیقی کلاسیک وسنتی                                                           8- تئاتر

9- شب نامه هاوبرچسب های دیواری ودیوارنویسی                  10- شایعه پراکنی

11- استفاده ازمناسبت های مختلف                                               12- مقالات علمی

13- سخنرانی های مذهبی ، علمی وسیاسی                               14- استفاده ازمراکزعلمی وآموزشی

15- استفاده ازاردوهای دانشجوئی وسفرهای توریستی         16- استفاده ازتشکل های مردمی ، اقتصادی ، فرهنگی

17- NGO ها(تشکل های مردم نهاد وغیردولتی)                  18- عرفانهای نوین وکاذب

19- فرقه های گوناگون( بهائیت ، شیطان پرستی ، صوفی گری و......)             20 -ماهواره

21- توزیع انواع موادمخدروتوهم زا  و.....

بازیگران اصلی براندازی نرم :

- پتانسیل های واگرایی موجود در جامعه (مانند اقوام و اقلیت ها)؛

  - سازمان های غیردولتی و مردم نهاد؛

  - برخی رسانه ها و مطبوعات؛

  - برخی نخبگان سیاسی، اجتماعی و علمی؛

  - جنبش های اجتماعی مانند جنبش زنان، دانشجویان، کارگری، صنفی و...؛

   - اپوزیسیون خارج از حاکمیت.

  رسانه ها  بازيگران مهم جنگ نرم:

آمريكا و جريان صهيونيسم بين‌الملل برای عملياتی ساختن جنگ نرم و ناتوی فرهنگی عليه جمهوری اسلامی ايران، طی سال‌های گذشته راهكارهای مختلفی آزمايش كرده‌اند. سرمايه‌گذاری در رسانه‌های ديداری و شنيداری، آژانس‌های تبليغاتی و خبری و كمپانی‌های فيلم‌سازی برای ارايه‌ی تصويری سياه و خطرناك از جمهوری اسلامی ايران برای افكار عمومی جهان كه يكی از نمونه‌ها‌ی برجسته‌ی آن، ساخت و پخش فيلم ضدايرانی "300" بوده، گوشه‌ای از اين اقدامات به شمار می‌آيد. وفيلم های ديگری نيز دراین زمینه توليد می شود ازجمله "فرار از تهران" توسط كمپانی برادران وارنر.

 مقام معظم رهبری می فرمایند:

رسانه ها و دستگاه هاي تبليغاتي و اطلاعاتي وابسته به استكبار، ميدان دارترين عناصر دشمنان استقلال ملت ها براي به آشوب كشيدن ملت ها هستند؛ براي اينكه اينها را از مسيري كه دارند حركت مي كنند، منصرف كنند.   دستورالعمل هايشان براي گروه هاي غافل و نادان اغتشاشگر توي رسانه هاي خودشان به طور علني دارد پخش مي شود: اين جوري با پليس درگير بشويد؛ اين جوري عليه بسيج حرف بزنيد؛ اين جوري توي خيابان اغتشاش ايجاد كنيد؛ اين جوري تخريب كنيد؛ اين جوري آتش بزنيد.        ۲۹/4/۱۳۸۸

شبکه‌سازی، گزینه جدید امریکا برای مقابله با  جمهوری اسلامی ایران

شبکه‌سازی رای مقابله با حکومت‌های اسلامی خصوصاً جمهوری اسلامی ایران برگزیده شده بر این گروه‌ها تمرکز دارد:

1. شخصیت‌های دانشگاهی و روشنفکران مسلمان لیبرال و سکولار؛

2. صاحب‌نظران مذهبی جوان و میانه‌رو،؛

3. فعالان اجتماعی؛

4. گروه‌های زنان فعال در مبارزات برابری جنسیتی؛

5. روزنامه‌نگاران و نویسندگان میانه‌رو.

 بر همین اساس امریکا استراتژی شبکه‌سازی خود را بر این اصول قرار داده است:

1- به چالش کشیدن مفاهیم اسلامی به وسیله ارزش‌های دمکراتیک غربی و بازتعریف اسلام مطابق برداشت خود

2- تلاش برای معکوس کردن جریان ایده‌ها و ترجمه و انتشار گسترده کتاب‌های مهم متفکران و روشنفکران غربی در میان مسلمانان با هدف ترویج اسلام غربی

3-تلاش برای گسترش انگاره‌های غربی و تفاسیر رادیکال و متعصبانه از اسلام از مسلمانان در جوامع دیگر

 4-حمایت از رسانه‌های طرفدار غرب

5- ترویج برابری جنسیتی به شیوه غربی

6- هواداری سیاسی از اسلام‌گرایان سکولار در راستای شکل‌دهی به محیط سیاسی و حقوقی جهان اسلام به شیوه غربی     (واشنگتن وی‌بس، 2005)

   ادامه دارد ......

چیستی ، چرایی و چگونگی جنگ نرم ( بخش دوم)

جرا نظام سلطه با مدیریت استکبار جهانی و صهیونیزم نژاد پرست برعلیه نظام جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی همواره جنگ همه جانبه فرهنگی ُ اجتماعی ُ سیاسی و اقتصادی ( جنگ نرم ) همراه با تهدیدات نظامی در دستور کار خویش دارد ؟ این موضوع را در اندیشه و عمل استراتژیست های نظام سلطه و رژیم صهیونیستی مشاهده نمائیم :

 آموس پرلموتر استاد علوم سیاسی دانشگاه آمریکن و سردبیر نشریۀ مطالعات استراتژیک     به نقل از واشنگتن  تایمز (پانزدهم ژانویه 1996) :

بزرگترین سرقت تاریخ بشریت در قرون گذشته صورت گرفت و آن انتقال علم از مشرق زمین به غرب بود. واینک ما باید به بهترین شکل از باز گشت این ثروت به جز مواردی که در راستای منافعمان باشد به شرق و به طور خاص کشورهای اسلامی جلو گیری نماییم.

در همبن راستا مفام معظم رهبری  ُ اهداف راهبردي چهارگانه استكبار جهاني را گوشزد می نمایند :

امروز استكبار جهاني، نيروي علمي و خيل رجل خود را بسيج كرده، تا بلكه بتواند با تفكر و فرهنگ و ابزار دانش، تفكر اسلامي را متزلزل كند.

دشمن براي پيروزي بر جبهه مقاومت و نيروهاي اسلام و انقلاب اسلامي چهار هدف راهبردي نيز تعريف كرده كه در دو حوزه داخلي و خارجي قابل تقسيم بندي است.

در حوزه داخلي

 1 ) پوك شدن مسئولان و نخبگان و عموم مردم از محتواي اسلامي و انقلابي ( استحاله )

2) بي ثبات سازي  

 3) براندازي  

  در بعد خارجي نيز هدف اصلي دشمن

 4) مهار و انزواي جهاني جمهوري اسلامي است.      ۲۶/2/۱۳۷۵

دکتر درو زعاوی:(Dr.Dror Ze evi) رییس گروه مطالعات خاورمیانه دانشگاه بن گورین ( نگو اسراییل، تأسیس  1994م ) The Department of Middle East Studies, Ben- Gurton University of the Negev

ترویج فرهنگ سطحی نگری ،خرافه پردازی با تبلیغات معکوس در باب گسترش نفوذ جریان فکری متفکرین جوانگرا و نواندیش اسلامی  راهبرد مهم و مورد تأکید است.

آريه استاو Arieh Stav، مدير مركز تحقيقات سياسي آريل اسراییل Ariel Center for Policy R (ACPR)   و سردبير نشريه NATIV

ناکارآمد نشان دادن این سند (چشم انداز 20 ساله)مهمترین اولویت  عملیاتی  مرکز می باشد.چرا که صرفنظر ازمحتوای آن نیز آغاز حرکاتی است که با منافع ما در تضاد کامل است.

تعريف جنگ نرم ازنگاه مقام معظم رهبری :

در جنگ رواني و آنچه كه امروز به او جنگ نرم گفته مي‌شود در دنيا ، دشمن به سراغ سنگر‌هاي معنوي مي‌آيد كه آنها را منهدم كند . به سراغ ايمان‌ها ، معرفت‌ها ، عزم‌ها ، پايه‌ها و اركان اساسي يك نظام و يك كشور ،‌دشمن به سراغ اين‌ها مي‌آيد كه اين‌ها را منهدم بكند و نقاط قوت را در تبليغات خود به نقاط ضعف تبديل كند ، فرصت‌هاي يك نظام را به تهديد تبديل كند.

     اين كارهایى است كه دارند مي كنند؛ در اين كار تجربه هم دارند، تلاش هم زياد دارند        مي كنند، ابزار فراوانى هم در اختيارشان هست. بايد ابعاد دشمن و ابعاد دشمنى را بدانيم تا بتوانيم بر او فائق بيائيم. البته ما مدد الهى داريم، كمك غيبى داريم بدون شك؛ اين را انسان دارد مشاهده مي كند؛ لكن ما مادامى كه هوشيارانه، آگاهانه در ميدان نباشيم، تدبير لازم را به كار نبريم، كمك الهى به سراغ ما نخواهد آمد. «بيانات مقام معظم رهبری در ديدار اعضای مجلس خبرگان رهبری   ۲/7/۱۳۸۸»

ماهيت جنگ نرم دربرابر نظام اسلامي:

يكي از مسئولان طراز اول كشور رژيم صهيونيستي غاصب اسرائيل ، در سال گذشته توصيه‌اي به آمريكايي‌ها كرد . اين توصيه كاملاً در مطبوعات خارجي و اينترنت منعكس شد و امر پنهاني و مخفيانه اي نيست . توصيه وي به آمريكايي‌ها اين بود كه بيهوده وقت خود را با عراق و كره شمالي و كشورهايي از اين قبيل تلف نكنيد . مسئله اصلي شما ايران است . اگر خاورميانه را مي‌خواهيد وقتتان را مصروف عراق نكنيد ، سراغ ايران برويد ، كانون و سرچشمه آنجاست ، اما ايران مثل عراق و كره شمالي و افغانستان نيست كه بتوان با حمله نظامي آن را تسخير كرد. نظام و حكومت اسلامي به مردم متكي است ، مردم آن را حفظ كرده اند . بايد كاري كنيد كه مردم آن را رها كنند . راهش اين است كه مردم را با ترويج فرهنگ و ادبيات غربي و فرهنگ و تربيت آمريكايي ، به واگرايي نسبت به دين و فرهنگ و سنت و تاريخشان سوق داد . وقتي مردم اين تعلقات را رها كردند ، بعد از گذشت چند سال ، بدون اين كه سرمايه اي صرف كنيد ، با يك حمله و تحرك احياناً نظامي مختصر ، مي‌توانيد اين مانع بزرگ ، يعني نظام اسلامي را از سراه برداريد.   «بیانات در دیدار جوانان سیستان وبلوچستان  ۶/12/۱۳۸۱»

عوامل شكل گيري جنگ نرم :

١-  با وقوع انقلاب اسلامي در ايران ، يكي از ستونهاي حافظ منافع آمريكا در منطقه فرو ريخت. اقدامات نظامي ، تروريستي و تحريم هاي اقتصادي نتوانست انقلاب را در مقابل آمريكا به زانو درآورد.

2- در دهه 90 ، با فروپاشي شوروي ، آمريكا بدنبال تك قطبي كردن جهان و تثبيت هژموني خويش با  بهره گيري از همه ظرفيتهاي سخت و نرم خود شد.

٣ – در مسير حركت سرمستانه آمريكا ، با مانع جمهوري اسلامي ايران برخورد كرده و در
شكل گيري هژموني با چالش جدي مواجه شد.

  4- در فرآيند تحقق اهداف انقلاب اسلامي ، جمهوري اسلامي ايران از اركان قدرت لازم براي ايستادگي در مقابل آمريكا برخوردار شده بود.

1/4) قدرت نرم جمهوري اسلامي توانسته بود گفتمان انقلاب اسلامي را در جهان مطرح و
         نقش بازيگري براي آن در صحنه بين الملل ايجاد نمايد.

2/4) قدرت سخت جمهوري اسلامي با بهره گيري از تجارب دفاع مقدس توانسته بود نقش
         بازدارندگي موثري براي آن  ايجاد نمايد.

3/4) با افزايش قيمت نفت و افزايش ثروت ملي و پيشرفتهاي چشمگير علمي و فن آوري
         كشور ، قدرت اقتصادي ارتقاء يافت.

5- آمريكا براي مهار قدرت جمهوري اسلامي از راهبرد جنگ نرم استفاده مي كند.لذا جنگ نرم آمريكا در حقيقت يك اقدام پدافندي در مقابل انقلاب اسلامي است.

  ويژگيهاي جنگ نرم :

1ـ اقدامات خود را آشكار و علني انجام مي‌دهد و در شكل و بستر قانوني عمل مي‌نمايد.

2ـ پديده جنگ نرم بطئي ، آرام و خزنده عمل نموده ، به طور تدريجي در جامعه شكل مي‌گيرد و افراد به سختي متوجه تكوين آن مي‌گردند.

3ـ جنگ نرم يك جنگ نامحسوس است ، يعني ماهيت جنگ در آن پيدا نيست.

4ـ مسالمت آميز بوده و جنبة غير خشونتي دارد و لذا در برخوردهاي سطحي حساسيتي را در جامعه و حكومت بر نمي‌انگيزد.

5ـ از ابزارها و روشها و بستر هاي فرهنگي ، سياسي و اجتماعي مثل رسانه ها ، احزاب ، تشكل‌هاي صنفي و قشري ، سازمان‌هاي مردم نهاد ، مراكز فرهنگي ، هنري و آموزشي و غيره استفاده مي نمايد.

6ـ جنگ نرم ، جنگي است ميان دانشگاه و انديشه ورزان كشور با مراكز تئوري پردازي دشمن.

7ـ رسانه ها به عنوان ستون اصلي شاكله جنگ نرم و ابزار فرهنگي كاربردي جهت تأثير گذاري بر افكار عمومي ، ركن اساسي مبارزه را تشكيل مي‌دهند.

8ـ در براندازي نرم از رسانه هاي داخلي كشور براي ساقط كردن حاکمیت همان کشور استفاده مي‌شود.

9ـ مخاطب جنگ نرم عموم مردم هستند و قشر خاصي را در بر نمي‌گيرد.

10ـ معمولاً اهداف اصلي پنهان دارد و منافقانه عمل مي‌شود . لذا درك سازماندهي پنهان مجريان آنها به راحتي امكان پذير نيست و گاه بسيار مشكل است.

 11ـ در جنگ نرم افراد به راحتي متوجه انحراف و گرويدن به دشمن نشده و مسير صحيح را همان مي‌داند كه در آن ورود پيدا كرده و بر آن پافشاري مي‌كند.

12ـ تأثير بي نظيري در تسليم ناخودآگاه ملتها و تمكين آنها به خواست قدرت‌هاي سلطه گر دارد.

13ـ چون غفلت از اجراي توطئه در ذهنيت اجتماعي و امنيتي حاكم مي‌گردد ، سطح تأثير گذاري تهديد تشديد گرديده و مؤثرترين الگوي رفتاري تهديد امنيتي با مطلوبيت نهايي براي دشمن شكل مي‌گيرد.

14ـ ارزيابي جنگ نرم و تشخيص ميزان شكست و پيروزي در آن بسيار سخت و تقريباً غير ممكن است.

( ادامه دارد )

چیستی ، چرایی و چگونگی جنگ نرم ( بخش اول )

 روشهای  دشمنی وجنگ :

1- روشهای سخت(اقدام نظامی و خشونت آمیز)
(حمله نظامی و اشغال کشور ، ایجاد جنگ داخلی و حمایت از گروههای مسلح مخالف نظام اسلامی َ،ترور شخصیت های دلسوز نظام ، ایجاد جنگ مذهبی و جنگ قومی در کشور)
2 – روش های نیمه سخت (سیاسی . امنیتی . اقتصادی )
مبارزه سیاسی ، کارشکنی های دیپلماتیک ، تحریم های سیاسی ، تحریم های اقتصادی ، نفوذ در ارگانهای سیاسی و امنیتی و اقتصادی ، ایجاد شورش داخلی ، حمایت از مخالفان نظام ، ایجاد هرج و مرج داخلی

3- روشهای نرم ( فرهنگی . تبلیغی . رسانه ای )
با جنگ روانی ، شایعه سازی و نشر اکاذیب ،تهمت و افترا نسبت به مسئولان نظام ، ترویج فساد و فحشاء و بی بند و باری ، نفوذ در مراکز علمی و دانشگاهی( در اساتید و دانشجویان ) ، تحقیر فرهنگ و ارزشهای اسلامی ، فریب ، شخصیت سازی کاذب ، جریان سازی وابسته ، سلب اعتماد مردم نسبت به مسئولان نظام ، ایجاد یاس و ناامیدی در مردم نسبت به آینده خود و نظام اسلامی و ....

 تعريف قدرت نرم

قدرت نرم «توانايي شكل دهي ترجيحات ديگران» تعريف شده است. بنابراین قدرت نرم، شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب  بدون تهدید یا پاداش ملموس وتوانایی کسب آنچه می‌خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا پاداش می‌باشد.

قدرت نرم، توجه ویژه به اشغال فضای ذهنی کشور دیگر از طریق ایجاد جاذبه است. بر این پایه،  کشورهای دیگر، ارزش‌های یک کشور را می‌پذیرند، تحت تأثیر آن قرار می‌گیرند، از آن تبعیت می‌کنند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می‌شوند.      پروفسور حميد مولانا -جوزف نای

تعريف تهديد نرم

اقداماتي است برنامه‌ريزي شده براي جلب نظر و افكار گروه هدف تا با مشاهده توليدات و ايده‌هاي جديد عرضه شده به مرور زمان از آنچه كه باور و اعتقاد داشتند دست بردارند و رفتار ناشي از آن باورها و اعتقادات را فرو گذارند و در سير و تحولي طبيعي توليدات و ايده‌هاي جديد را جايگزين آنها نمايند و رفتاري متأثر از اين جايگزينها بروز دهند.

این قدرت به عنوان منبع خاص اعمال قدرت امریکا  بر مبانی فرهنگی - ارزشی و اقتصادی مبتنی است. تهدید نرم موجب دگرگونی در هویت فرهنگی و  الگوهای رفتاری مورد قبول یک نظام سیاسی می‌شود.

تهدید نرم نوعی سلطه کامل در ابعاد سه‌گانه حکومت، اقتصاد و فرهنگ است  که از طریق استحاله الگوهای رفتاری ملی در این حوزه‌ها و جایگزینی الگوهای نظام سلطه‌ای تهدید محقق می‌شود.

 با این نگرش، تمامی اقداماتی که موجب شود تا اهداف و ارزش‌های حیاتی یک نظام سیاسی (زیرساخت‌های فکری، باورها و الگوها در حوزه اقتصاد، فرهنگ و سیاست) به خطر افتد، یا موجب ایجاد تغییر و دگرگونی اساسی در عوامل تعیین‌کننده هویت ملی یک کشور شود، تهدید نرم به شمار آید.

 تعريف جنگ نرم

جان كالينز، تئوريسين دانشگاه ملي جنگ آمريكا، جنگ نرم را «استفاده طراحي شده از تبليغات و ابزارهاي مربوط به آن را براي نفوذ در مختصات فكري دشمن با توسل به شيوه هايي كه موجب پيشرفت مقاصد امنيت ملي مجري مي شود» مي داند.

 ارتش آمريكا جنگ نرم را بدين صورت تعريف نموده است: «جنگ نرم، استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ديگر اعمالي است كه منظور اصلي آن تاثيرگذاري بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن، گروه بي طرف و يا گروههاي دوست است به نحوي كه براي برآوردن مقاصد و اهداف ملي پشتيبان باشد».

 بنابراين جنگ نرم را مي توان چنین تعریف کرد:

هر گونه اقدام نرم افزارانه اعم از : رواني ، تبليغاتي ، رسانه اي ، سايبري ، ديجيتالي ، اطلاعاتي ، فرهنگي ، سياسي ، اجتماعي و علمي است كه جامعه يا گروه هدف را نشانه مي‌گيرد و بدون درگيري نظامي با بهره گيري از روشهاي اقناع سازي و يا مديريت احساسات و بهره گيري از روشهاي جذب ، رقيب را به انفعال يا شكست وا مي‌دارد.  جنگ رواني، جنگ سفيد، جنگ رسانه اي، عمليات رواني، براندازي نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملي، انقلاب رنگي و... از اشكال جنگ نرم است.

چرا نظام سلطه با میدان داری آمریکا و صهیونیزم جنگ همه جانبه ای اعم از  جنگ نرم بر علیه انقلاب اسلامی از ابتدای انقلاب تا کنون برنامه ریزی و در دست اجرا دارند ؟

نمونه ای از اظهارات اندیشمندان و طراحان نظام سلطه را مطالعه نمائید :

يوزف اچ. يروشلمي Yosef H. Yerushalmi ، مديرمركز مطالعات اسرائيل و يهود ، دانشگاه كلمبيا

تمام مشکلات ما ریشه در هویت ایرانیان دارد که بخش قابل توجهی از آن وابسته  به باورهای مذهبی آنهاست .
 پس بنابراین تلاش برای از بین بردن  و حتی کمرنگ نمودن مظاهر اعتقادی اسلامی مانند رعایت حجاب و... اولویت نخست عملیاتی ما است که در این مسیربه استفاده از  تمامی ابزارهایی که در اختیار داریم بویژه رسانه ها به شدت پایبندیم

راس برن (Ross Brann) : محقق مرکز مطالعات پیشرفته یهودی دانشگاه پنسیلوانیا و رییس گروه  مطالعات خاورمیانه دانشگاه کرنل

با استفاده از هر ابزار و یا بهتر بگویم تمام ابزارها باید فضای دین گرایی واخلاق در جامعه جوانان ایران که اساسی ترین راهبرد برون رفت جمهوری اسلامی از چالشهای متعددی نظیر جنگ و تحریم و ... می باشد  را پاک نمود و اخلاق دینی را از این جامعه دور کرد  که در غیر این حالت هر برنامه ای با شکست روبرو خواهد شد . ( ادامه دارد )

انسان شناسی - آیت الله محمد صادق حائری شیرازی

بسم الله الرحمن الرحیم
یا ایهاالذین آمنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذاهتدیتم

خدای را که به زشتی زشت کاران؛ کرد
عیان، جمال جمیلان ماه سیما را

به دوستی و زیبائی سوگند که پاکی پیروز است.

در انسان ها دو جریان جاری است:
1- معرفت باقی و فانی و باور این که وظیفه ترجیح باقی بر فانی است؛
2- جاذبه شدید عزت و قدرت و رفاه و لذت اگر چه فانی باشند.
کسانی که از جاذبه های فانی عبور می کنند و وظایف خود را نسبت به ترجیح باقی بر فانی جدی می گیرند؛ باور کنندگان هستند.
آیه فوق به اینان می گوید؛ به خودتان برسید به آنچه میدانید پای بند باشید. گمراهان نمی توانند شمارا از راهتان منحرف کنند؛ اگر به آن چه میدانید عمل کنید.
این مطلب قوت قلب عجیبی است برای انسان های درست کار اگرچه تازه کار باشند؛ و همین مطلب اخطار غریبی است برای انسان های کهنه کار؛ اگر در درست کاری مشکل دارند.
شیطان گمراه کهنه کاری است و جوانان خدا جو، درستکاران تازه کار.
درستکار از کهنه کار مترس، می گوید؛ ابلیس کهنه کار است، زورمداران، زرسالاران، سیاست گذاران سابقه دار؛ کهنه کاران هستند.
مردم آزادی خواه، عدالت طلب، و طرفداران اخلاق و درستکاری؛ درستکاران تازه کار هستند. ما دیدیم چگونه سرمایه داری از آزادی خواهی سوء استفاده کرد؛ ولی بالاخره، درستکاران دارند از سرمایه داری و لیبرالیسم عبور می کنند.
و دیدیم احزاب قوی و پیچیده کمونیستی، چگونه از حس عدالت طلبی مردم سوء استفاده کردند؛ ولی بالاخره درستکاران از آن ها عبور کردند.
درستکاران از میان چپ گرائی و راست گرائی خارج می شوند، و این دو حزب بزرگ که در مقابل هم صف آرائی کرده بودند؛
در مقابل صف جدید درستکاران ولو این که تازه کار باشند، کم می آورند.
این درستکاران از تمام ادیان و عقاید و از تمام احزاب و جمعیت ها و از میان تمام نژاد ها و قبایل و از میان همه انواع حکومت ها و گرایش ها عبور می کنند و یکدیگر را در عالم می یابند و در هم حل می شوند، به طوری که از همه جای دنیا هستند اما در هم جوش خورده اند از همه دینی تراوش کرده اند واز همه سبکی و گرایشی تغذیه کرده اند، اما حالا که به هم رسیده اند همه یکی شده اند. همه یک چیز می خواهند؛ براندازی ناپاکی ها، طاهر نگهداشتن خود و طاهر کردن دیگران و نجات طاهر ها از ستم آلوده ها.
خدا در این میان چه کاره است؟
خداوند همه مهره ها را به خوبی چیده است تا هرچه بیشتر این بازی زیبا و تماشائی باشد، انواع فرهنگ ها و زبان ها و انواع اسم ها و ایسم ها. جهان یک پازل است اگر آن را حل کردی آن را می بینی و می شناسی و محو زیبائی آن می شوی.
زینب کبری پازل را حل کرده بود و همه مهره ها را در جای خود دیده بود. مجموع صحنه زیباست. دیگران نتوانسته اند همه تکه های پازل را پیدا کنند و آن ها را به هم بچسبانند تا همه پازل را با هم ببینند و زیبایی آن را درک کنند.
دیگران می گویند از ظلم و شکنجه بدتر چیست؟ از کشتار بی رحمانه و محاصره و آب را بر انسان ها بستن و از آب دادن به طفل چند ماهه مضایقه کردن و گلوی او را با تیر پاره کردن بد تر چیست؟ زشت تر از این صحنه چیست؟ زینب کبری می گوید: همه این مسائل و مصائب را تحمل کردن و بر پاکی و طهارت ماندن زیبا تر چیست؟ به ناپاک نه گفتن و بر این نه گفتن تا آخر ایستادن چه زیباست.
بیماری سخت است و کار پرستاری دشوار است؛ اما خدمت به انسان ها زیباست.
و بالاخره، پاکان جهان جامعه پاک را خواهند ساخت و تمدن پاک را پایه گذاری کرده و تکمیل خواهند نمود
و انسان ها چون ماهی که آب پاک یافته و پرنده ای که از قفس آزاد شده و به هوای تازه رسیده در آن فضای انسانی سرود دسته جمعی عشق را با هم خواهند خواند.
ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر إن الارض یرثها عبادی الصالحون
خداوند آخر پازل را می بیند ملائکه همه پازل را با هم نمی دیدند. ملائکه گفتند؛ بشر است و خرابکاری و فساد و خونریزی. خداوند فرمود من چیز ها می دانم که شما نمی دانید.
انسان ها در پیکار با ناپاکی ها پاکی پایدار پیدا می کنند و جامعه پاک را پایه گذاری می کنند. خداوند می گویند مگر این نیست که پاکان با محبت و عشق نظام پاکی را بر پا می کنند پس اگر نهایت پاکی به عشق می پیوندد و هر چه فساد بیشتر باشد مبارزه شدید تر و هرچه مبارزه شدید تر پاکی در انسان عمیق تر و شدید تر و هر چه پاکی بیشتر عشق آتشین تر خواهد شد پس نگران نباشید، ما چیزی از دست نمی دهیم چون محبت همان است که جهان را برای آن ساخته ایم و ما این مطلب را در واژه بسم الله الرحمن الرحیم گنجانده ایم.
همه عالم پرتوی از رحمت رحمانی است برای تجلی پرتوی از رحمت رحیمی.
رابطه پاکان با ما عشق آنهاست و رابطه ما با پاکان رحمت رحیمی ماست.
عاشق شو ارنه روزی کار جهان سرآید
ناخوانده درس مقصود از کارگاه هستی

گرداب شیطان - نویسنده شهید مرتضی آوینی

قسمت آخر :

لفظ «دموكراسی»را فقط از باب مثال ذكر  كردیم وا گر نه ، این حقیقت درباره سایر ارزش ها موجود در نظام واحد جهانی و حتی درباره خود تمدن غربی هم وجود دارد . روشنفكران ما دل به خیالی واهی سپرده اند و خود ساخته را میپرستند.آنها اگر با ذات تمدن غرب شهودی بی واسطه پیدا كند و ماهیت آن را بی پرده ببیند ،خواهند دید كه این بهشت جز سرابی موهوم هیچ نیست. بعد از ارتحال امام (ره) و تمام شدن جنگ و آغاز دوران بازسازی، ما اكنون در وضع تاریخی خاصی قرار گرفته ایم كه كاملاً بی سابقه است. كسی كه ضرورت و وجوب راهی كه حضرت امام (ره) آ غاز فرمودند تردیدی ندارند، اما هر چه هست، در غیاب وجود مبارك ایشان اگر چه شاگردان پرورده مكتب او ،خصوصاً رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای، مفسران صدیقی برای راه امام هستند، اما به هر تقدیر،ما ناچار هستیم كه به تحریرات و تقریرات و سیره عملی منقول ایشان اكتفا كنیم و روی پای خود بایستیم. عامل بیرونی جنگ نیز دیگر وجود ندارد و ما پای در دوران باز سازی نهاده ایم.دشمن برای راندن ما بسوی دام گسترده خویش و جذب ما در «گرداب لغزنده شیطان» همواره از شیوه های مرسوم «جنگ روانی» نیز به طور گسترده سود می جسته است و اگر چه ما همواره از این جبهه عافل بوده ایم و با ساده لوحی بسیار، حیله ها و مكاید تبلیعاتی شیطان را نادیده گرفته ایم،اما هرگز نباید تآثیرات جنگ روانی را در برابر جنگ سیاسی، اقتصادی یا نظامی دست كم گرفت. اگر دوران موشك باران شهرهای قم و تهران را یك بار دیگر با دقت كافی بررسی كنیم خواهیم دید كه دشمن از تبلیعات روانی چه سودی می برد.

شیوه معمول و رابج دشمن در این موارد، گذشته از پخش اكاذیب و شایعات، آن است كه آنها میان شرایط خاص حاكم بر جامعه از لحاظ اقتصادی، اجتماعی، و سیاسی با غایات و اهداف شیطانی خویش مشتركاتی را جست وجو می كند و با تأكید اثباتی و یا انكاری بر آن مشتركات ، ما را جست و جو می كنند و با تاكید اثباتی و یا انكاری بر آن مشتركات، ناآگاهانه به سوی دام می لغزانند.اگر در مقاله «نكته» ، نوشته سعیدی سیرجانی در جریده «اطلاعات»، دقت كنید شیوهای را كه عرض كردیم به روشنی خواهید یافت. پندهای نویسنده مقاله ظاهراً به قصد خیر خواهی و برای «قطع نفوذ و سلطه آمریكا»انجام می گیرد، اما در نهایت، همه استدلال ها منجر به آن میشود كه «راه مبارزه با آمریكا در رها كردن خط امام (ره) وروی آوردن به توسعه اقتصادی به مفهوم مصطلح جهانی است» و اینچنین، می خواهند ما را دیگر باره به دوران لعزنده شیطان، یعنی سیستم واحد جهانی كه همان نظام بسط یافته سلطه آمریكا بر جهان است، برانند. در سر مقاله جریده «آدینه» نیز نویسنده با اتخاذ شیوه ای كه عرض شد، نخست خود را در بعضی تحلیل هایی كه از جانب مسولین نظام ارائه میشود شریك می كند و سپس با تاكید اثباتی و انكاری بر مشتركات سعی میكند ما را سوی این تحلیل براند:

- جنگ ما را از توسعه اقتصادی كشور كه هدف اصلی انقلاب بود باز داشت و ما را از جایگاه قبلی مان «!» در صف دراز عقب ماند گان «؟!»عقب تر راند.

- هدف همه انقلاب ها رسیدن به توسعه اقتصادی به مفهوم مصطلح جهانی است.

 - توسعه مدرن اقتصادی موكول به بر قراری صلح واقعی است.

و بعد، در نهایت، مقاله با پیشنهاد وابستگی، منتها در تحت نقاب «سیاست متعادل خارجی»، ختم میگردد.

ما قصد نقد تفضیلی این قبیل مقالات را كه به یك باره سطح غالب نشریات را در هر یك به شیوه ای خاص پوشانده ، نداریم؛اما در نهایت،ذكر نتیجه ای را كه مورد نظر آنها ست لازم میدانیم و آن این است كه:

- دوران«زندگی انقلابی» به پایان رسیده و «شرایط جدیدی»«!»پیش آمده است.

- در این شرایط جدید«!»دیگر به هیچ جز خوردن و خوابیدن نباید اندیشید و بر عهده مسولین است كه زمینه های اقتصادی لازم را فراهم آورند.

- مفهوم «باز سازی» همان «توسعه اقتصادی» است.

و چون بزرگ ترین مانع بر راه قبول این نتایج،فرهنگی است كه همراه با انقلاب اسلامی و تعلیمات گران قدر حضرت امام امت (ره) در جامعه اشاعه یافته، پس باید مانع اساسی را با ایجاد شك در معتقدات و مقبو لات انقلابی مردم از سر راه برداشت. مردم ما از امام فقیدشان آموخته اند كه ما برای توسعه اقتصادی انقلاب نكرده ایم، و اینها می نویسند كه هدف همه تحولات بزرگ اجتماعی دستیابی به توسعه اقتصادی است.

البته توسعه اقتصادی امری است كه ما درطی مسیر به سوی اهدافمان لزوماً به آن دست خواهیم یافت، اما همه می دانند كه توسعه اقتصادی به مفهوم مصطلح جهانی نمی تواند«هدف» ما باشد. اصالت دادن به توسعه اقتصادی به مثابه «هدف»ملازم با دست برداشتن از آن افق معنوی است كه نا پیش روی داریم ،حال آنكه قصد دولتمردان ما این است كه ما با حفظ و صیانت از همه دستاوردها ی معنوی انقلاب_استقلال، آزادی،عزت اسلام و مسلمین ،جمهوری اسلامی و ... به مراتب والایی از عزت اقتصادی نیز دست یابیم.

در مقاله «نكته»، نویسنده نابخردانه به ام الشعائر ما یعنی «مرگ بر آمریكا» حمله ور میشود و تسخیر لانه جاسوسی را كه حضرت امام «انقلاب دوم» خواندند تحقیر می كند و در نهایت نتیجه می گیرد كه ملتی میتواند شدیدترین لطمه ها را بر نظام سرمایه دار آمریكا وارد آورد كه با طرح نقشه ای سنجیده و برنامه ای بخردانه را از خریداری محصولات و مصنوعاتش بی نیاز كند! مگر موجودیت آمریكا فقط به محصولاتش منتهی میشود كه راه مبارزه با آمریكا فقط به همین جا ختم شود؟ و گذشته از آن، دیگر كدام خفته ای است كه نداند سلطه اقتصادی آمریكا گسترش جهانی دارد و محصولاتش صنعتی غالب كشور های جهان را باید در واقع محصولات آمریكایی دانست؟

****

تذكر آخر اینكه: نباید فراموش كرد كه همواره «ضعف های» ماست كه شیطان رابه طمع می اندازد و در این مورد نیز ضعف های ما را باید در ایجاد شرایط آماده برای تبلیغات و عملیات روانی دشمن دخیل دانست.

آنچه كه مسلم است این است كه ساختمان نظام جمهوری اسلامی بر اصولی شكل گرفته است كه ضعف های فردی و جزئی را در موجودیت كلی خود مستحیل و این امكان را از بین میبرد كه خدای ناكرده در ذات اسلامی نظام تغییری حادث شود و دشمنان داخلی و خارجی از این لحاظ امید در باد بسته اند؛ اما از سوی دیگر، هرگز از این حقیقت عافل شد كه آنچه دشمن را طمع كار میكند این است كه مع الاسف نشانه های بسیاری از گرایش های لیبرالیستی و غرب گرایانه درغالب موسسات وابسته به دولت و علی الخصوص در مراكز فرهنگی هنری آن به چشم میخورد كه چهره مشوهی از نظام جمهوری اسلامی در دیدگان نامحرم می نشاند.نگاهی جامع به كتاب فروشی ها، گالری های خصوصی و غیر خصوصی، موزه ها، تئاتر ها و سینما ها، رادیو و تلوزیون، فعالیت های فرهنگی و هنری پارك ها، هتل ها و دیگر موسسات تحت پوشش بنیادهای دولتی و نیمه دولتی....، با صرف نظر از استثنائاتی معدود، دوستان انقلاب را سخت به اضطراب و حیرت می اندازد ودشمنان را به طمع.

اگر فساد جنسی و غیر جنسی رایج در خیابان ها، بازارها و موسسات خصوصی و غیر خصوصی را نیز به آنچه گفتیم بعلاوه كنیم، طرحی از یك توطئه شیطانی گسترده در پس پرده خواهیم دید كه پرداختن به آن فرصتی دیگر میخواهد.

یك بار دیگر ذكر این نكته ضرورتی است كه انقلاب ما، انقلاب ارزش هاست و بنابراین، در تمامی موارد، قبل از اتخاذ شیوه های معمول غربی در مسائل مطروح، باید دید كه نسبت آنها به ارزش های معهود ما چیست و از سوی دیگر ،آیا ما اجازه داریم كه از پیروزی های گذشته خویش در برابر غرب لاك غفلتی بسازیم و در آن بخزیم و بیارامیم؟

 

تفسير قرآن مقام معظم رهبری: پديده نفساني و اجتماعي نفاق  

بسم‌الله الرحمن الرحيم

« ومن‌الناس من يقول امنا بالله و باليوم‌الاخره و ماهم بمومنين، يخادعون‌الله والذين امنوا و ما‌يخدعون الا انفسهم و ما يشعرون ، فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضاً و لهم عذاب اليم بما كانوا يكذبون».

( آيات: 8-9-10 سوره بقره )

 معنا و مصداق دو رويی
دورويی را وقتی مورد مصداق قرار بدهيم، معنايش دروغ در قول و عمل و در مقياس فردی و اجتماعی است، كه اين، يكی از مسايل بسيار مهم مطرح شده در قرآن است و در بسياری از سوره‌های قرآن و ده‌ها آيه از آيات قرآن، راجع به اين پديده‌ی نفسانی و پديده‌ی اجتماعی سخن رفته است.

پديده نفساني و اجتماعي نفاق

و از جمله‌ی اين مردم، كسانی هستند كه گويند بخدا و به روز بازپسين ايمان آورديم، حال آنكه ايمان نياوردند، با خدا و مؤمنان فريب می‌ورزند، اما فقط خود را فريب می‌دهند و نمی‌فهمند، در دل ايشان مرض هست، پس خدا مرض را بر آنان افزوده است، و برای آنان عذابی است دردناك از آن‌رو كه دروغ می‌گفتند.

در اين فصل كه با اين آيات شروع می‌شود، صحبت از نفاق و دو رویی است، يعنی دو شخصيتی. عدم صداقت در گفتار و حتی در شخصيت، اين دورویی را وقتی مورد مصداق قرار بدهيم، معنايش دروغ در قول و عمل و در مقياس فردی و اجتماعی است، كه اين، يكی از مسايل بسيار مهم مطرح شده در قرآن است و در بسياری از سوره‌های قرآن و ده‌ها آيه از آيات قرآن، راجع به اين پديده‌ی نفسانی و پديده‌ی اجتماعی سخن رفته است.

نفاق را در مقياس فردی و اجتماعی

يك مطلب اين‌است كه ما گاهی نفاق را در مقياس فردی مورد ملاحظه قرار می‌دهيم و در بسياری از آحاد مردم در همه‌ی زمان‌ها اين خصلت ناپسند به اين صورت فردی وجود دارد كه وقتی ما با اين ديد نفاق را نگاه كرديم، پديده‌ی نفاق يك بيماری روانی است و يك عدم تعادل و يك حالت بد و نكوهيده است، يعنی خلاف طهارت انسانی و در جهت مخالف جلوه‌های كمال انسانی است.

اين در صورتی است كه ما اين پديده را به شكل يك پديده فردی و به عنوان يك بيماری در يك فرد مورد توجه قرار بدهيم، و اختصاص به اعتقادات و اظهارات و احساسات دينی هم ندارد.

  تظاهر
يك انسانی تظاهر می‌كند به دوستی با شما و حال اينكه دوست نيست، يك انسانی تظاهر می‌كند به رحم و مروت، و حال اينكه رحيم و جوانمرد نيست، بلكه يك پديده‌ی شخصی و يك حالت روانی و يك عدم تعادل است.

يك انسانی تظاهر می‌كند به دوستی با شما و حال اينكه دوست نيست، يك انسانی تظاهر می‌كند به رحم و مروت، و حال اينكه رحيم و جوانمرد نيست، بلكه يك پديده‌ی شخصی و يك حالت روانی و يك عدم تعادل است.

اما يك وقت كه همين پديده را به صورت يك جريان اجتماعی مورد مطالعه قرار می‌دهيم، يك مسأله‌ی سياسی، اجتماعی می‌شود و در اين حال به صورت يك خطر بزرگ درمی‌آيد و نفاق در اين وضعيت: در يك نظام فكری و عقيدتی، مردمی را شامل می‌شود كه با تظاهر به اعتقاد، با تظاهر به هم‌آوايی و هم‌دلی در موضع انكار و خصومت قرار می‌گيرند، اظهارات‌شان، عملكردشان را همراهی نمی‌كند، كه اين وقت پيش‌آمد يك خطر اجتماعی است.

نفاق يك پديده‌ روانی و يك نامتعادلی

مقصود اين نيست كه ما گاهی نفاق را در يك فرد ملاحظه می‌كنيم و گاهی در يك مجموعه‌ی افراد، بلكه در هر دو صورت، چه در صورت اول كه نفاق يك پديده‌ روانی و يك نامتعادلی است، می‌تواند در هزاران نفر باشد و می‌تواند در يك فرد يا افراد كمی باشد و در صورت دوم هم، كه نفاق به صورت يك حادثه‌ی اجتماعی و يك جريان اجتماعی سياسی خودش را نشان می‌دهد، باز ممكن است در يك جمع كوچكی باشد، حتی در يك فرد باشد. و يا در يك مجموعه‌ای باشد. زاويه ديد ما به اين مسأله دوگونه است: يك وقت يك فرد دورو و منافق را با اين ديد نگاه می‌كنيد، كه اين انسان چون دارای صداقت نيست، پس انسان بزرگوار و انسان صادق و انسان متعادلی نيست، اين يك ديدگاه است و يك وقت همين انسان نامتعادل، اين عدم تعادل و اين بی‌صداقتی را در مقابله با يك نظام فكری و عقيدتی اعمال می‌كند و بكار می‌برد.

 جريان عبدالله‌بن‌ابی
در صدر اسلام چهره‌ی عبدالله‌بن‌ابی كه رئيس منافقين بود، برای مردم عامی بظاهر چهره يك مسلمان است و در حالی كه در داخل قلعه‌ی ما و در كنار سنگر ما و مسلح به سلاح ماست، از كجا بفهمند كه اين در موضع خصومت و دشمنی است. اين پديده در درون يك نظام چيز بسيار خطرناكی است،

اين يك ديدگاه ديگر است، لذا اينجا مسأله بالاتر از يك بيماری فردی است كه بگوييم آقا از لحاظ روانی سالم نيست، سالم باشد يا نباشد اين يك دشمن است، آن هم دشمن خطرناك و پوشيده، اينجا ديدگاه قرآن بيشتر ناظر به اين جنبه دوم است و در يك چنين مواردی كه در اجتماع اين‌چنينی پديده‌ای بوجود می‌آيد، رهبری آن نظام و دستگاه هدايت كننده‌ی آن نظام بايد اين خطر را بدرستی بشناسد و به مردم هم بشناساند، زيرا فريب دهنده است.

نفاق در صدر اسلام

مثلاً زمان نبی اكرم عليه‌و‌علی‌آله‌السلام در صدر اسلام چهره‌ی عبدالله‌بن‌ابی كه رئيس منافقين بود، برای مردم عامی بظاهر چهره يك مسلمان است و در حالی كه در داخل قلعه‌ی ما و در كنار سنگر ما و مسلح به سلاح ماست، از كجا بفهمند كه اين در موضع خصومت و دشمنی است. اين پديده در درون يك نظام چيز بسيار خطرناكی است، يعنی نفاق در ديدگاه دوم و از زاويه ديد دوم كه گفتيم يك پديده خطرناك اجتماعی و سياسی است، صدر اسلام در مدينه پديد آمد.

مكه جای نفاق ورزيدن نبود، مكه ميدان مبارزه‌ی بسيار دشوار و سخت و رو د‌ر رو بود، موضع مسلمين از لحاظ مادی بسيار ضعيف و موضع كفار بسيار خشن و قوی بود، يعنی جايی نبود كه كسی بيايد به مسلمانها بگويد آقا من ايمان آوردم، اما در دل ايمان نداشته باشد، چون ايمان مايه‌ دردسر بود.

گرداب‌شیطان               ( نویسنده: شهید سید مرتضی آوینی )

انقلاب ما، انقلاب ارزش هاست و بنابراین، در تمامی موارد، قبل از اتخاذ شیوه های معمول غربی در مسائل مطروح، باید دید كه نسبت آنها به ارزش های معهود ما چیست و از سوی دیگر ،آیا ما اجازه داریم كه از پیروزی های گذشته خویش در برابر غرب لاك غفلتی بسازیم و در آن بخزیم و بیارامیم؟

اگر «لاشرقیه و لا غربیه» از لوازم ذاتی اسلام و حكومت منتسب به آن است،یعنی كه با تخطی از این اصل در واقع انقلاب از ماهیت اسلامی خویش دور میشود . در جهان امروز این نخستین بار است كه انقلابی بر مبنای این اصل «نه شرقی ونه غربی» واقع می شود و در تاریخ ظهور تمدن غرب، در این چند قرن ، هرگز نه میتوان تمدنی را سراغ كرد كه نتوانسته باشد در برابر هجوم تمدن غربی تاب بیاورد و انقلابی راكه بعد از پیروزی ، برای تاسیس نظام حكومتی ، بر قدرت های استكباری اتّكا نیافته باشد . چه بسا بوده اند انقلاب هایی كه درطول مبارزه بر تفكری نسبتاً مستقل از غرب و شرق مبتنی بوده اند ، اما بعد از تاسیس نظام ، چون مورچه ای كه در گرداب های شنی مورچه ای خوار ها بلغزند ، اسیر یكی از قدرت های شیطانی جهان گشته اند.

 انقلابی همچون انقلاب ما ، «انقلاب در ارزش» هاست اگر چه «ارزش» نیز از آن الفاظی است كه به تبع زدگی ما و از طریق ترجمه كتاب های فلسفی غرب به زبان ما راه یافته است .در انقلابی اینچنین، كه با اتكا به نظام فكری مستقلی وقوع یافته است، باید متوقع بود كه آن تفكر مستقل در صورت یك«نظام ارزشی» تازه ظهور یافته و جایگزین نظام ارزشی گذشته گردد و لهذا ، اصل «نه غربی، نه شرقی، جمهوری اسلامی» در واقع صورت تبلور یافته همان تفكری است كه  انقلاب ما بر ان متكی است.... و اما چرا انقلاب های دیگری كه در قرون جدید وقوع یافته اند آنچنان كه باید بر استقلال خود پای فشارند و حكومت های مستقلی مبتنی بر ارزش های انقلابی خویش تاسیس كنند؟

ادامه نوشته

مفوله بندی بیانات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) - مهدی محمدی زاده

بیانات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ( مدظله العالی )در ديداربا مسئولان کشوروسفرای کشورهای خارجی به مناسبت ولادت حضرت رسول اعظم (ص

هفدهم ربیع‌الاول 1431 - 13/12/ 1388  

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
1.  تبريك عرض ميكنيم اين عيد سعيد را به همه‌ى حضار محترم و ميهمانان عزيز و به همه‌ى ملت بزرگ ايران؛ همچنين تبريك عرض ميكنيم به همه‌ى مسلمين عالم، امت بزرگ اسلامى و به همه‌ى حق‌جويان و آزاديخواهان عالم.

 

2.      روز هفدهم ربيع‌الاول، روز بسيار بزرگى در تاريخ بشر است. ولادت زبده‌ى بشر، صفوت خوبان و خلاصه‌ى فضائل الهى كه در وجود ابناء بشر قرار داده است، در يك چنين روزى است.

 

3.     همچنين ولادت امام صادق (عليه الصّلاة و السّلام) كه وصى بحق پيغمبر و ناشر افكار صحيح اسلامى و اسلام ناب است، در يك چنين روزى است.

 
اين روز براى مسلمانان، يك روز بسيار پربركت است؛ همچنانى كه در آن روزى كه اين وجود مقدس قدم به اين عالم نهاد، نورى بود در دل ظلمات متراكم؛ «ظلمات بعضها فوق بعض».(1  )

 

4.     اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) در تشريح آن روزها و آن اوضاع و آن وضع تيره‌ى بشريت در آن هنگام ميفرمايد: «و الدّنيا كاسفة النّور ظاهرة الغرور».(2) نور انسانيت از دل مردم و از دل جوامع زدوده شده بود؛ نه فقط در محيط عربستان، بلكه حتّى در دل امپراتورى‌هاى بزرگ و حكومتهاى متمدن آن زمان؛ يعنى دولت ايران باستان و روم قديم. غرور و خطاى در فهم حقيقت، در همه‌ى انحاء زندگى بشر ظاهر و آشكار بود. انسانها راه را      نمي شناختند، هدف را نمي شناختند.

 

5.     البته مؤمنينى هم در آن وقت بودند كه راه درست را ميرفتند. اين به معناى اين نيست كه همه‌ى آحاد بشر در آن روز گناهكار و خطاكار بودند؛ اما وضعيت عمومى دنيا اين بود. چهره‌ى عمومى عالم، چهره‌ى ظلمت بود؛ چهره‌ى ظلم بود؛ چهره‌ى فراموش‌شدگى همه‌ى نشانه‌هاى انسانيت بود. در يك چنين وضعيتى، نور وجود پيغمبر به اراده‌ى حقِ عزيزِ متعال به تابش درآمد. اين براى تاريخ بشر يك روز فراموش نشدنى است.

 ادامه بیانات را در پیوست مطالعه نمائید .

از اینکه آثار و نظرات خود را ارسال می فرمائید کمال تشکر را دارم . موفق باشید .

 

 

ادامه نوشته

هوشمندی ،زمان شناسی و شکار لحظه ها      -  مهدی محمدی زاده

یکی از رسالت های اساسی که همواره بر دوش بسیجیان و جوانان حزب اللهی وانقلابی وجود دارد ، زنده نگه داشتن ارزش ها و روح بسیجی در اندیشه ، رفتار  و ارتباطات فردی ، خانوادگی ، سازمانی ، اجتماعی وسیاسی می باشد . و به لحاظ اهمیت بسیار زیاد آن ، باید برای تحقق آن از هیچ کوشش و تلاشی فرو گذار نباشیم.

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ( مد ظله العالی) ولی امر مسلمین ، در خصوص اهمیت و ضرورت زنده نگهداشتن ارزش ها و روح بسیجی در آحاد ملت مخصوصا جوانان،می فرمایند :

"به يكايك بسيجيان در سرتاسر كشور، از زن و مرد و پير و جوان، ارادت و اخلاص صادقانه‌ى خودم را عرض مى‌كنم و همان‌طور كه امام و پيشواى راحل عظيم‌الشأن ما فرمودند، من هم آرزو مى‌كنم و از خدا مى‌خواهم كه با بسيجيان محشور باشم. بسيج، يك افتخار و يك ارزش است. سعى كنيد اين روحيه‌ى بسيجى را براى كشور و انقلاب و اسلام حفظ كنيد." (07/09/1369 )

ایشان در بیاناتی دیگر می فرمایند :

مسأله‌ى بسيج، يك مسأله‌ى اساسى و اصولى انقلاب است. اگر شما ملاحظه مى‌كنيد كه امام بزرگوار ما اين‌قدر روى بسيج تكيه مى‌كردند، ناشى از همان فكر اصولى حاكم بر انقلاب اسلامى  است.(5/9/1369)

اهمیت و جایگاه روحیه ، اندیشه و تفکر بسیجی در جامعه تا جایی است که مبنا و علت اساسی شکست ابر قدرتها و جهان استکبار براین اندیشه و روحیه استوار می باشد، و به فرموده رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) :

«اگر بر كشورى نواى دلنشين تفكر بسيجى طنين انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد و الّا هر لحظه بايد منتظر حادثه ماند.» (صحيفه نور    ج‏21  ص  195)

دشمن شناسی مهمترین ویژگی بسیجی ماندن :

در سیر تکامل انقلاب اسلامی و تاثیر گذاری آموزه ها و دستاوردهای آن بر جهان بشریت و آگاه ساختن مردم و دولت هایی که همواره از خوی استکباری جهانخواران و مستکبران صدمه هایی زیادی بر آنان وارد شده و همواره آنان را از دستیابی به طبیعی ترین حقوق خود بازداشته شده اند ، شاهد وزیدن نسیم پر طراوت رهایی مستضعفین از ستم و ظلم سلطه گران می باشیم . واین از برکت انقلاب اسلامی ایران که مبتنی بر سه رکن اساسی که عبارتند از اسلام ناب محمدی (ص) ، رهبری ولی فقیه  « نائب عام حضرت بقیه الله حجه ابن الحسن العسکری (عج) » که تجلی آن درمرحله ایجاد و تثبیت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران توسط رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی روح الله الموسوی خمینی ( قدس سره) و استمرار آن در شرایط بسیار پیچیده و حساس حاکم بر جهان و مسایل داخلی کشور با رهبری و زعامت حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای (مد ظله العالی) تحقق یافته است. وهمچنین حضور هوشمندانه و همه جانبه مردم در هر صحنه ای که مورد نیاز انقلاب اسلامی در مقاطع و شرایط حساس و سرنوشت ساز بوده است .

این مهم هرگز تحقق عملی نمی یابد مگر با حاکمیت روحیه و تفکر بسیجی در جامعه و مردم و مسئولان نظام اسلامی . بنابر این باید نسبت به این شاخص سرنوشت ساز همواره تاکید و از آن پاسداری نمود .

آگاهی های سیاسی :

یکی از ویژگی ها و شاخص های بسیجی ماندن و استمرار نقش آفرینی بسیجیان در تداوم انقلاب اسلامی ، داشتن آگاهی سیاسی و به روز نمودن آنها می باشد .

برای برخورداری از آگاهی سیاسی باید بر اساس آموزه های اسلامی ، مولفه های زیر را در ابعاد دانشی ، نگرشی ورفتاری خویش در عرصه های فردی ، خانوادگی ، اجتماعی و سیاسی نهادینه سازیم

1- ایمان و زیرکی

2- زمان آگاهی

3- هشیاری سیاسی

4- اجتناب از دشمنی

5- دشمن شناسی

6- تلاش برای دوست کردن دشمنان

7- هشیاری در برابر دشمن

8- کمک نخواستن از دشمن

9- کوچک نشمردن دشمن

10- شناخت سیاست حق و سیاست باطل

11- سیاست رفتار با دوستان

12- سیاست رفتار با دشمنان

13- سیاست رفتار با مردم ( همگان)

 ادامه مطالب در پیوست مطالعه نمائید از اینکه نظرات خود را بیان می فرمائید بسیار سپاسگزارم . 

ادامه نوشته

تدوين سياست هاي كلي يا نقض اسلاميت و جمهوريت نظام؟! (خبر ويژه)

****
استدلال هاي برخي حاميان «طرح كميسيون ملي انتخابات» در مجمع تشخيص مصلحت نظام در تناقض با عمل آنها و محتواي طرح پيشنهادي به مجمع است.
مجيد انصاري عضو مجمع تشخيص با اشاره به ارجاع نامه 2 سال پيش وزير كشور وقت(پورمحمدي) به مجمع از سوي رهبر معظم انقلاب گفت: مجمع تشخيص مصلحت در جلساتي نامه آقاي پورمحمدي را بررسي كرد و آن را به عنوان معضل پذيرفت. البته اختلاف نظرهايي هم مطرح شد. خود بنده معتقد بودم قانون انتخابات اگرچه مهم است اما اگر در مجمع به عنوان معضل قانونگذاري شود، ديگر هيچ وقت مجلس در خصوص انتخابات حق تصويب قانون را نخواهد داشت و دست مجلس در يكي از مهمترين مسائل سياسي- اجتماعي كشور يعني انتخابات بسته خواهد شد. لذا ما راه ميانه اي را پيشنهاد كرديم يعني سياست هاي كلي انتخابات مثل ديگر سياست هاي كلي كه در عرصه هايي مثل سند چشم انداز، اصل 44 و... در مجمع تشخيص سياستگذاري مي شوند، سياست هاي كلي انتخابات را هم مجمع تهيه كند و خدمت رهبري بفرستند. مقام معظم رهبري هم اين پيشنهاد را پذيرفتند و قرار شد مجمع سياست هاي كلي انتخابات را تعيين كند.
مجيد انصاري در گفت وگو با روزنامه اعتماد تاكيد مي كند كه وزير كشور وقت در نامه خود به رهبر معظم انقلاب «به ناهماهنگي هايي كه در رابطه با برگزاري انتخابات، تبليغات انتخاباتي، ابهامات اجرايي و نظارتي، تغييرات پي درپي كه همواره با لوايح يك، دو يا سه فوريتي توسط مجلس شوراي اسلامي در اين قانون اعمال شده است، اشاره و خواستار اعمال تغييرات و اصلاحاتي در قانون انتخابات شده بود چرا كه اين اشكالات موجب سردرگمي مسئولان برگزاركننده انتخابات، كانديداها، احزاب و حتي مردم شده است. واقعيت هم همين بود چرا كه قانون انتخابات به طور ميانگين در يك سال پاياني هر دوره مجلس تغيير كرده و تاكنون سه بار اصلاح شده است».
در اين ميان جاي چند پرسش از طراحان و حاميان طرح باقي است:

اولا اگر قرار بوده سياست هاي كلي كشور درباره انتخابات تدوين شود- كه توقع رهبري از مجمع و رويه قانوني هم همين است - پس چرا نام طرح پيشنهادي «طرح تشكيل كميسيون ملي انتخابات است» و نه «سياست هاي كلي نظام درباره انتخابات»؟!

ثانيا تاسيس يك نهاد حقوقي جديد آن هم با مشخصه نقض اصول صريح قانون اساسي و خدشه در نظارت شوراي نگهبان چه ارتباطي به «سياستگذاري»- به تعبير درست آقاي انصاري- دارد. طبيعي است كه ميان واژه هاي سياستگذاري، قانونگذاري(شأن مجلس) و تاسيس نهاد حقوقي تفاوت هاي ماهوي بسياري وجود دارد.

ثالثا بدعت جديد غير از تعارض با اصول قانون اساسي چه ربطي به نامه وزير كشور وقت و توقع رهبر انقلاب از ارجاع آن نامه به مجمع دارد؟

رابعا چگونه مي توان به نام «تدوين سياست هاي كلي نظام در انتخابات» التزام نامزدها به اصل ولايت فقيه را كه ضامن اسلاميت و جمهوريت نظام است، حذف كرد و اساسا «قصد» و «سناريو»ي طراحان اين طرح انحرافي در مركز تحقيقات استراتژيك و كميسيون تخصصي «مجمع» از ميدان دادن به عناصر معاند با رهبري و ولايت فقيه كه با كمرنگ كردن يا حذف نقش نظارتي شوراي نگهبان تكميل مي شود، چه بوده است»؟
ذكر اين نكته هم ضروري است كه محافل ضد انقلاب با اشاره به طرح انحرافي اخير تصريح كرده اند اين طرح رونويسي از برخي تحركات ضد انقلابي و ضد قانون اساسي در مجلس ششم بوده و بسيار اميدواركننده است! «منبع : روزنامه کیهان ۴/۱۲/۱۳۸۸»

خطبه غدیر قسمت اول

بسم الله الرحمن الرحیم

حمد و ثنای الهی

ستایش خداوندی را که در یگانگی، والا و در بی­همتایی، نزدیک و در اقتدار شکوهمند، و در ارکان خود بسی بزرگ است. دانشش بر همه چیز احاطه دارد و حال آنکه او در مقام خوش است و آفریدگان، همگی مقهور قدرت اویند. بزرگی که پیوسته بوده و ستوده­ای که همیشه خواهد بود. پدید آورنده آسمانهای بلند و گستراننده گستره شده­ها و فرمانروای مطلق زمینها و آسمانهاست و بی­اندازه پاک و بینهایت پاکیزه است. پروردگار فرشتگان و روح­القدس و نسبت به هر آنچه آفریده، فزونبخش است و چه ساخته و پرداخته، غرقه عطا و فضل اویند. هر دیده­ای را می­بیند، و هیچ دیده­ای را توان دیدار او نیست.

بزرگوار و بردبار و بخشنده ایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.

در اجرای کیفر مجرمان شتاب نمی­کند و به عذابی که در خور آنند تعجیل نمی­نماید. به اسرار نهان و به سویداء سینه­ها آگاه است و هیچ رازی از او پوشیده نیست و هیچ امر پنهانی او را به اشتباه نمی­افکند.

بر همه اشیاء، محیط و بر همه چیز، چیره و بر هر نیرویی غالب و بر هر کاری تواناست. نیست مانندی برایش و حال آن که او پدید آورنده همه موجودات است از نیستی. جاودانی که به عدل، پایدار است و خدایی جز او نیست. سرافراز و حکیم و والاتر از آنکه به دیده­ها مشهود گردد و لیکن او هر دیده­ای را در می­یابد و بر هر چیز دقیق و آگاه است.

به دیده هیچ بیننده در نیامده تا وصفش ممکن شود و احدی را از چگونگی پیدا و پنهانش آگاهی نیست مگر به همان مقدار که خود (عزّوجلّ) از خویشتن خبر داده است.

و گواهی می­دهم: او خدایی است که هستی، آکنده قداست اوست و آغازِ بی آغاز و انجام بی فرجام (همه هستی) به نور او احاطه شده است.

فرمانش بی مشورت مستشاری جاری و نافذ است و قضا و تقدیرش بی مدد همکاری، بر کائنات حکومت دارد و در تدبیر امر خلقش، هیچ نقص و بی نظمی نیست.

موجودات را بی آنکه نمونه­ای از پیش داشته باشد، ابتکار و خلقت فرمود و بدون کمک هیچ یاوری آنها را بیافرید و در این هنگامه نه او را رنجی و نه نیازی به چاره سازی بود. به ایجاد خلق اراده نموده پس خلق، خلعت هستی یافتند و (به نور وجودش) آشکار شدند. پس اوست خدایی که معبودی جز او نیست، آن (خدایی) که به صنع خود، اتقان و استواری داد و در مصنوع خود، حسن و زیبایی نهاد. دادگریست که هرگز ستم نکند و بزرگواریست که کلیه امور به او باز می­گردد.

و گواهی می­دهم اوست که هستی در برابر قدرتش فروتن و در مقابل هیبتش سر افکنده و تسلیم است.

اوست سلطان سلاطین و مالک همه ملکها و گرداننده افلاک و فرمانروای مهر و ماه که هر یک تا زمانی مقدّر در کار گردشند. اوست که چادر شب بر رخسار روز کشد و شب را در نور روز فراگیر کند که هر یک شتابان در جستجوی یکدیگرند. اوست شکننده ستمکاران و زورگویان و نابود کننده شیاطین پست و پلید.

نه او را ضدّی است و نه شریکی. یکتای بی نیاز است. نه کسی زاده اوست و نه او زاده کسی و نه احدی همتا و مانند وی است معبودی یکتا و پروردگاری ارجمند است هر چه خواهد کند و اراده­اش بر جهان فرمانرواست. او بر هر چیز و به شمار همه چیز آگاه است. مرگ و زندگی، نیازمندی و بی نیازی به اراده او و خنده و گریه و منع و عطا به خواست اوست.

ملک و سلطنت، از آن او و ثنا و ستایش، ویژه او و خیر و نیکی به خواست اوست و اوست که بر هر کاری تواناست. شب را در روز، و روز را در شب فرو می­برد و خدایی جز او نیست. خدایی بس ارجمند و بسی بخشاینده. به خواهش بندگان، پاسخ می­دهد و صاحب بخشش و عطای بزرگ است. به شمار نَفَس جانداران آگاه و پروردگار پری و آدمی است.

کاری بر او دشوار نیست و ناله فریاد خواهان او را به کاری وادار و ناگزیر نمی­سازد به ستوه نیاورد او را اصرار اصرار کنندگان. نگهبان نیکان و توفیق بخش رستگان و سَروَر جهانیان است و آفریدگان را سزد که به هر حال، در خوشی و سختی و در شدت و راحت سپاس او گویند و ستایش او کنند.

و اینک من، در هر دشواری و راحت و در هر سختی و سستی ستایشگر اویم و به او و فرشتگان و فرستادگان و کتب آسمانیش، ایمان دارم.

فرمانش را به جان شنوده و فرمان بردارم و در هر کار که او را خشنود و راضی سازد، شتابنده­ام. به قضا و حکمش سر تسلیم دارم و به اطاعت فرمانهایش مشتاق و از عقوبت و مجازاتش سخت در هراسم که اوست خداوندی که از حیله­اش، ایمن نتوان نشست با آنکه از ستمش جای هیچ بیم و نگرانی نیست. اعتراف می­کنم که بنده اویم و گواهی می­دهم که او پرورنده و پروردگار من است و آنچه را که به من وحی فرموده، به مردم ابلاغ خواهم کرد. مبادا که به سبب مسامحه در انجام وظیفه تبلیغ، کوبه عذاب حق بر من فرود آید، عذابی که هیچ قدرتی را توانایی دفع آن نباشد که چه بزرگ است نیرنگ او.

فرمان الهی

نیست معبودی جز او که دستورم داده و اعلام کرده که: << اگر در ابلاغ آنچه اینک بر تو فرو فرستاده­ام کوتاهی کنی، در حقیقت ، به هیچ یک از وظایف رسالت و ابلاغ من عمل نکرده­ای >> و هم او – تبارک و تعالی – حفظ و نگهداری مرا در برابر مخالفان تعهد و تضمین کرده و او مرا کفایت کننده­ای بزرگوار است. و اینک این است آن پیام که بر من نازل فرموده: بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم، یا أیُّها الرَّسولُ بَلِّغ ما أنزلَ إلَیکَ مِن ربک (فی عَلیٍ) و إِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَک وَاللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاسِ ¤. ای مردم! من در ابلاغ آنچه که بر حق بر من فرو فرستاده است، کوتاهی نکرده­ام و هم اکنون سبب نزول آن آیه را برایتان باز خواهم گفت: فرشته وحی خدا – جبرئیل u - سه بار بر من فرود آمده و از سوی حق تعالی، پروردگارم، فرمان داد تا در این مکان به پا خیزم و سپید و سیاه مردم را رسماً آگاهی دهم، که علی بن ابی­طالب، برادر و وصی و جانشین من و امام پس از من است که نسبتش به من، همان نسبت است که هارون به موسی داشت، با این تفاوت که رسالت به من خاتمه یافته است و بعد از خداوند و رسولش، علی، ولیّ و صاحب اختیار شماست و پیش از این هم خداوند در این مورد آیه­ای دیگر از قرآن را نازل فرموده:

)) إنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَالَّذینَ امَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکوةَ وَ هُم راکِعونَ))

علی بن ابی­طالب، همان کسی است که نماز به پای داشت و در حال رکوع، به نیازمند، صدقه داده است و او در هر حالی رضای خدا را می­جوید.

از جبرئیل u خواستم که از خداوند متعال معافیّت مرا از تبلیغ این مأموریت تقاضا کند؛ ای مردم چون می­دانستم که در میان مردم پرهیزگاران، اندک و منافقان، بسیارند و از مفسده جویی گنه آلودگان و نیرنگ بازی آنان که دین اسلام را به تمسخر و استهزاء گرفته­اند، آگاهی داشتم؛ همان­ها که خداوند، در قرآن کریم، وصفشان کرده است:

/ یَقُولُونَ بِألسِنَتِهِم ما لَیسَ فی قُلُوبِهِم وَ یَحسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِندَ اللهِ عَظیمً ¤ هنوز آن آزارها که این گروه بارها بر من روا داشتند، از خاطر نبرده­ام، تا آنجا که به دلیل ملازمت و مصاحبت فراوان علی با من و توجهی که به او داشتم، به عیب جویی من برخاستند و مرا زود باور که هر چه می­شنود، بی­اندیشه می­پذیرد، خواندند تا آنکه خداوند عزّوجلّ، این آیه را نازل فرمود:

((وَ مِنهُمُ الَّذینَ یُؤذُونَ النَّبِیَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ أذُنٌ قُل أذُنُ خَیرٌ لَکُم یُؤمِنُ بِاللهِ وَ یُؤمِنُ لِلمُؤمِنینَ ((

من هم اکنون می­توانم یک یک از این گروه را به نام و نشان، معرفی کنم؛ لیکن به خدا سوگند که من در مورد این افراد بزرگوارانه رفتار کرده و می­کنم.

ولی اینها همه خدای را از من راضی نمی­سازد مگر آنکه وظیفه خود را در مورد مأموریتی که از آیه شریفه ((یا أیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ ما أنزِلَ إِلَیکَ ...)) یافته­ام، به انجام برسانم.

((حال که چنین است پس))

اعلام رسمی ولایت

ای مردم! بدانید که خداوند، علی بن ابی­طالب را ولیّ و صاحب اختیار شما معیّن فرموده و او را امام و پیشوای واجب­الاطاعه قرار داده است و فرمانش را بر همه مهاجران و انصار و پیروان ایمانی ایشان و بر هر بیابانی و شهری و بر هر عجم و عربی و هر بنده و آزاده­ای و بر هر صغیر و کبیری و بر هر سیاه و سپیدی و بر هر خداشناس موّحدی، فرض و واجب فرموده و اوامر او را مطاع و بر همه کس نافذ و لازم­الاجرا مقرر فرموده است. هر کس با علی (ع) به مخالفت برخیزد، ملعون است و هر کس که از او پیروی نماید، مشمول عنایت و رحمت حق خواهد بود.

مؤمن کسی است که به علی (ع) ایمان آورد و او را تصدیق کند. مغفرت و رحمت خداوند شامل او و کسانی است که سخن او را بشنوند و نسبت به فرمان او مطیع و تسلیم باشند.

ای مردم! این آخرین بار است که مرا در این موقعیّت، دیدار می­کنید، پس گوش فرا دارید و به سخنانم دل سپارید و دستور پروردگارتان را فرمان برید.

خداوند عزّوجلّ، پروردگار و ولیّ و صاحب اختیار و خداوندگار شماست و گذشته از او و پیامبرش – محمّد (ص) – همین من که اکنون به پا خاسته و با شما سخن می­گویم سپس بعد از من علی(ع) به امر خدا بر شما سمت ولایت و صاحب اختیاری دارد و پس از او امامت و پیشوایی تا روز واپسین و تا آن هنگام که خدا و پیامبرش را دیدار خواهید کرد، در ذرّیه و نسل من که از پشت علی(ع) هستند، قرار خواهد داشت.

جز آنچه خداوند، حلال کرده، حلال نیست و جز آنچه خداوند حرام فرموده حرام نیست و پروردگار، هر حلال و حرامی را به من معرفی کرده است و من نیز تمام آنچه خداوند از کتاب خود و حلال و حرامش، تعلیم نموده است، به علی(ع) آموخته­ام.

ای مردم! دانشی نیست که خداوند به من تعلیم نکرده باشد، و من نیز هر چه که تعلیم گرفته­ام به علی(ع)، این امام پرهیزگاران و پارسایان آموخته­ام و دیگر دانشی نیست مگر آنکه به علی(ع) تعلیم کرده­ام و اوست امام و راهنمای آشکار.

ای مردم! مبادا که نسبت به او راه ضلالت و گمراهی سپرید و مبادا که از او روی برتابید و مبادا که از ولایت و سرپرستی او و از اوامر و فرمانهایش به تکبّر، سر باز زنید. اوست که هادی به حق و نابود کننده باطل است و از نا پسندیده­ها بازتان می­دارد. اوست که در راه خدا از سرزنش هیچ کس، پروا نمی­کند و اوست نخستین کسی که به خدا و پیامبرش ایمان آورد و جان خویش را فدای رسول الله کرد، در آن هنگامه­ها که هیچ کس در کنار پیامبر باقی نماند، همچنان از او حمایت کرده و تنها رها ننمود و هم او بود که در آن روزگار که کسی را اندیشه پرستش و اطاعت خدا نبود، در کنار پیامبر، پروردگار خود را پرستش و عبادت می­کرد.

ای مردم! علی را برتر و والاتر از هر کس بدانید که خدایش از همه، والاتر و برتر دانسته است! و به ولایت او تمکین کنید که خدایش به ولایت بر شما منصوب فرموده است.

ای مردم! علی(ع)، امام و پیشوا از جانب حق تعالی است و خداوند توبه منکران ولایت او را هرگز نخواهد پذیرفت و هرگز آنان را مشمول عنایت و مغفرت خویش، قرار نخواهد داد و خداوند، بر خود حتم و لازم فرموده که با آن کسان که از فرمان علی(ع) سر بپیچند، چنین رفتار کند و پیوسته تا جهان، باقی و روزگار، در کار است، ایشان را در شکنجه و عذابی سخت و توان فرسا معذّب دارد.

پس مبادا که از فرمانش معصیت کنید که به آتشی گرفتار خواهید شد که آدمی و سنگ، هیزم آنند و برای کافران فراهم گردیده است.

ای مردم! همه پیامبران پیشین و رسولان نخستین، مردم را به آمدن من بشارت داده­اند. من، خاتم پیامبران و رسولان خدایم و بر همه خلق آسمان­ها و زمین­ها حجّت و برهانم، هر کس در این امر، تردید کند، همچون کفّار جاهلیّت نخستین است و هر کس در سخنی از سخنان من شک نماید، در حقیقت، به تمام سخنان من شک کرده است و چنین کس، مستحق بلا و مستوجب آتش خواهد بود.

ای مردم! خداوند متعال با این فضیلت­ها که بر من، مرحمت فرموده، بر من منّت نهاده و احسان کرده است (آری) خدایی جز او نیست و تا جهان، برقرار و روزگار پایدار است در هر حال ستایش و سپاس من، ویژه اوست.

ای مردم! علی(ع) را برتر از همه بدانید که گذشته از من، از هر مرد و زنی، برتر و والاتر است. (بدانید) که خداوند، به خاطر ماست که به جهانیان، روزی می­دهد و آفرینش بر پای و برقرار است؛هر آن کس که این سخن مرا انکار کند، ملعون و ملعون و مغضوب و مغضوب درگاه حق است.

ارتباط هاي سالم و ماندگار

انسان هايي كه ارتباطات سالم و درستي با ديگران دارند، استرس كمتري تجربه مي كنند و شادتر هستند. طبيعتاً در هر رابطه صحيح و انساني رعايت يكسري اصول اوليه لازم و ضروري است. براي حفظ و تداوم روابط سالم همواره بايد مواردي را مدنظر داشته باشيد. يك ارتباط سالم و مثبت، ضمن حفظ استقلال فردي، سلامت و شادابي بهترين ها را براي طرفين به همراه دارد.
انتظارات واقع گرايانه اي از طرف مقابل داشته باشيد.
هيچ كس دقيقاً همان چيزي نيست كه خواهان آن هستيد. گاه افراد با اعمالشان شما را نااميد مي كنند. ديگران را به همان صورتي كه هستند، بپذيريد و قصد تغيير آنها را نداشته باشيد.
- گفت وگوي سالم يكي از اركان ارتباط سالم است.
- شنونده خوبي باشيد، با گوش جان صحبت هاي طرف مقابل را بشنويد.
- سؤال كنيد، تا علاقه مندي خود را به شنيدن مطالب نشان دهيد.
- تبادل اطلاعات كنيد.
بسياري از ما سعي مي كنيم افراد و موقعيت ها را تابع خواسته هاي خويش سازيم و طبيعي است وقتي آنها به شيوه خود عمل مي كنند، ما آمادگي آن را نداشته و احساس نگراني، غم و حتي خشم مي كنيم. در يك رابطه سالم رشد و تغييرات هر يك از طرفين مجاز است.
مراقب و متوجه خود باشيد رضايت خودتان را در يك رابطه ناديده نگيريد. رابطه سالم دوجانبه است و هر دو نفر بايستي از آن احساس رضايت كنند.
چنانچه مسئوليتي را مي پذيريد، آن را به طور كامل به پايان برسانيد. در يك رابطه سالم، ثبات و مسئوليت پذيري از شرط هاي اساسي به شمار مي آيد.
به شكلي منصفانه بحث كنيد
بسياري از ارتباطات تعارضاتي رانيز به همراه دارد. يك عامل مهم در خدشه دار كردن هر رابطه اي، ابراز مخالفت به شيوه اي است كه غالباً به جاي حل انديشمندانه مشكل، برخوردهاي عاطفي ايجاد مي كند، كه البته اين بدين معنا نيست كه شما به عقايد يكديگر احترام نمي گذاريد.
قوانين عمده و اساسي براي مواجهه موثر با اختلاف نظرها
¤ منطقي و صبور باشيد.
¤ ايراد نگيريد و سرزنش نكنيد.
¤ از حمله به يكديگر پرهيز كنيد.
¤ براي گفت وگو و مذاكره زمان مناسبي را تعيين كنيد. انتخاب اوقاتي كه خسته، بيمار يا تحت فشار هستيد، چندان اثربخش نخواهد بود.
¤ روي زمان حال بحث كنيد و از موضوع بحث خارج نشويد، شكست هاي گذشته قابل تغيير نيستند.
¤ پذيراي احساسات ديگران باشيد، ديگران را درك كنيد و به احساسات آنها احترام بگذاريد.
¤ به احساسات منفي و غيرقابل كنترل خود اجازه بروز ندهيد. به ديگران فرصت دهيد، درباره خودشان صحبت كنند، يك رابطه سالم به افراد حق بيان مي دهد.
¤ با مفروضات خود نتيجه گيري نكنيد، دقيق و صريح باشيد.
¤ در برخي موارد از سوم شخص بي طرف در مباحثات خود كمك بگيريد. يك رابطه سالم از تقاضاي كمك نمي هراسد.
¤ مسائل دشوار خود را يادداشت كنيد. اگر در بيان احساسات خود مشكلي شديد داريد، سعي كنيد آن را در يك يادداشت بنويسيد.
محبت و صميميت خود را نشان دهيد
صميميت نقش بسيار مهمي در ارتباطات بين فردي دارد. يك رابطه سالم احساسات صميمانه و دوستانه را مي طلبد.
تعادل زندگي خود را حفظ كنيد
در همه امور تعادل خود را حفظ كنيد و به هر يك از افراد و مسائل زندگي خود، سهم مناسبي را اختصاص دهيد. يك رابطه سالم وابستگي هاي شديد و عادت گونه را نمي پذيرد.
دوست شدن و ايجاد يك رابطه سالم يكباره اتفاق نمي افتد. نزديك شدن به افراد جديد كمي دشوار به نظر مي رسد. ولي به خاطر بسپاريد آشنا شدن با افراد كمي طول مي كشد. ايجاد يك رابطه سالم نياز به زمان دارد.
خودتان باشيد
اگر بتوانيد در برخوردهايتان خودتان باشيد و نقش بازي نكنيد، بسيار دلچسب تر و مقبول تر خواهيد بود. چنانچه خود را زير نقاب پنهان كنيد، بالاخره دير يا زود خود واقعي تان آشكار خواهد شد و به روابط شما لطمه خواهد زد. يك رابطه سالم با انسان هاي واقعي ساخته مي شود نه با تصورات. (منبع : روزنامه کیهان ۹/۹/۱۳۸۸)

قمپز مناظره به شما نمي آيد! (خبر ويژه)

تاكيد يك عضو مجمع روحانيون بر مناظره با رئيس جمهور و وزراي دولت، موجب مرور يك اتفاق جالب در 8 سال پيش شد.
سايت «الف» در واكنش به تاكيد مجيد انصاري به مناظره با رئيس جمهور و دولتمردان، نوشت: البته اين حق هر شهروندي است كه از مسئولان انتقاد و سوال داشته باشد اما آنچه باعث تعجب است، بيان موضوع مناظره و نقد رئيس جمهور از سوي آقاي مجيد انصاري است.
نويسنده سايت «الف» با اشاره به انتخابات سال 80 كه 7 نفر ديگر از جمله دكتر توكلي با آقاي خاتمي رقابت مي كردند و طفره خاتمي از مناظره، افزود: با شروع دوران تبليغات انتخابات رياست جمهوري ابتدا آقاي دكتر توكلي جناب آقاي خاتمي را به مناظره فراخواند. رئيس وقت سازمان صداوسيما پيش از انتخابات اعلام كرده بود، صداوسيما آمادگي برگزاري مناظره براي هر كدام از كانديداها كه مايل باشند را دارد. اما مسئله عجيب آن بود كه مدعيان توسعه سياسي و نقد و انتقاد و زنده باد مخالف من و شفافيت و... از اقدام توكلي در دعوت از آقاي خاتمي براي مناظره به شدت برآشفتند و اين درخواست وي را به باد انتقاد گرفتند. پيشتاز اين حملات هم جناب آقاي انصاري بودند كه با استدلالهاي عجيب و غريب، رد دعوت توكلي به مناظره توسط آقاي خاتمي را توجيه مي كردند.
سايت زيرنظر احمد توكلي با تاكيد مجدد بر استقبال از «مناظره» نوشت: وقتي رفتار احمدي نژاد در پذيرفتن مناظره هاي انتخاباتي را با دو رئيس جمهور قبلي مقايسه كنيم با همه انتقاداتي كه به برخي تصميمات و رفتارش وارد است، بايد به مرامش درود فرستاد و به او دست مريزاد گفت چرا كه او كاري را انجام داد كه هيچ مسئولي در طول تاريخ ايران تا قبل از اين انجام نداده بود. يعني سر يك ميز و مقابل مخالفش نشست و اجازه داد رقيب شخصيت و عملكرد او را با شديدترين الفاظ به نقد بكشد. برخي رقبا هم البته از اين فرصت كم استفاده نكردند و به او اتهاماتي مثل دروغگو، فالگير و رمال و... وارد كردند. البته احمدي نژاد هم كسي نبود كه در اين دعوا فقط كتك بخورد. او نه فقط حمله كرد، بلكه چندين جا از دايره انصاف هم خارج شد كه البته درست و قابل دفاع نبود. با اين حال بد نيست با وجدانمان خلوت كنيم و از خود بپرسيم درست است كه آقاي احمدي نژاد ايرادهاي بزرگي دارد، اما خداوكيلي آيا آقايان هاشمي و خاتمي يا حتي خود آقاي موسوي زماني كه در قدرت بودند، فرصت مناظره و نقد مستقيم را به مخالفانشان دادند؟ برادر عزيزمان آقاي انصاري و ديگر دوستان دوم خردادي بد نيست عملكرد خود، زماني كه در قدرت بودند را به ياد بياورند. مقايسه رفتار و گفتار اين برادران در سال هاي 80 و 88 مصداق اين شعر آموزنده است كه خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان...

سيد حميد روحاني: نمي توان با آمريكا همسو بود و ادعاي پيروي از خط امام داشت

مورخ برجسته معاصر شناخت خط امام (ره) را با توجه به توطئه هاي دشمن ضروري دانست و تصريح كرد كه آيا امكان دارد كسي در خط امام(ره) باشد و منافقان و صهيونيست ها او را تأييد كنند.
حجت الاسلام والمسلمين سيدحميد روحاني كه در جلسه هم انديشي استادان بسيجي دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي خوزستان در اهواز سخن مي گفت، اظهار داشت: زماني كه امام(ره) در نجف بودند بارها به ايشان توهين شد ولي ايشان مي گفت ديگر مجالي براي دفاع از خود نيست، اگر هم مجالي باشد بايد از اسلام دفاع كرد.
رئيس بنياد تاريخ پژوهي ايران معاصر افزود: حال اين سؤال مطرح است كه با توجه به ويژگي هاي شخصيتي امام خميني(ره) آيا كساني كه در ماه هاي اخير جار و جنجال راه انداخته اند، مي توانند پيرو خط امام(ره) باشند؟
روحاني اظهار كرد: مگر امام خميني(ره) و حضرت علي(ع) بارها در طول تاريخ براي حفظ وحدت مسلمانان از حق خود نگذشتند و خانه نشين نشدند؟ اگر اين افراد پيروان واقعي خط امام(ره) بودند خانه نشين مي شدند تا وحدت مسلمانان حفظ شود. اين مورخ انقلاب گفت: شهوت، قدرت طلبي و مقام نمي گذارد برخي افراد خانه نشين شوند و تنها علي(ع) مي تواند براي حفظ وحدت مسلمانان خانه نشين شود.
وي افزود: اگر اين افراد دچار خودبيني و منيت نبودند، به توصيه مقام معظم رهبري مبني بر پيگيري قانوني شكايت خود عمل مي كردند، ولي شاهد بوديم كه به حرف رهبر نيز توجه نكردند. روحاني ادامه داد: افرادي كه ادعا مي كنند پيرو خط امام(ره) هستند، بدانند خط امام(ره) حفظ سلامت و پيروي از ولايت است. وي گفت: پيروان خط امام(ره) هيچگاه با دشمن هم زبان نمي شوند. حال چه شده كه امروز سران استكبار و صهيونيست ها طرفدار خط امام(ره) شده اند؟ آيا امكان دارد كسي در خط امام(ره) باشد و منافقان و صهيونيست ها او را تأييد كنند.
روحاني افزود: برخي افرادي كه امروز در درگيري هاي خياباني به ميدان مي آيند، رفاه طلبان بي دردي هستند كه پس از پيروزي انقلاب نيز به جمهوري اسلامي رأي نداده اند.
رئيس بنياد تاريخ پژوهي ايران معاصر اظهار كرد: آمريكا براي مقابله با اسلام بودجه هاي هنگفت تصويب مي كند و وارد جنگ به صورت خط موازي مي شود. آن گاه برخي افراد شعار مرگ به روسيه و چين سر مي دهند. نمي گويم روسيه و چين دوست ما هستند، ولي دشمن اصلي ما آمريكاست.
وي در پاسخ به پرسش يكي از حاضران درباره بيت امام(ره) گفت: چه كسي گفته بيت امام(ره) از خط امام(ره) جدا شده است؟ برخي سعي دارند با جوسازي بيت امام خميني(ره) را خراب كنند. اين موضوع به تأمل نياز دارد و نبايد هر چه را مي شنويم باور كنيم.
قرآن بر سر نيزه كردن
با روش خط موازي
اين مورخ برجسته كشورمان در بخشي ديگر از سخنانش گفت: طاغوتيان و شيطان هاي به ظاهر انسان، در طول تاريخ با استفاده از زور يا زر تلاش كرده اند اسلام را به خطر بيندازند. وي افزود: روش خط موازي يكي از راه هايي است كه سران استكبار جهاني و زورمداران در طول تاريخ بارها از آن عليه اسلام استفاده كرده اند و امروز هم شاهد استفاده از آن هستيم. روحاني ادامه داد: زماني كه دشمن با استفاده از اسلحه و قدرت نمي تواند ملتي را به انحراف بكشاند، با همان شعار اسلامي و مردمي وارد صحنه مي شود و اين همان روش خط موازي است. وي گفت: در روش خط موازي، سران استكبار با شعاري الهي وارد صحنه مي شوند، ولي چيزي نمي گذرد كه از آن شعار عليه امت اسلامي سوء استفاده مي كنند.رئيس بنياد تاريخ پژوهي ايران معاصر افزود: در طول تاريخ، هر زمان كه زورمداران با استفاده از زور نتوانسته اند مردم را از خدا پرستي دور كنند، به روش خط موازي روي آورده اند و اين همان «قرآن بر سر نيزه كردن» است. وي ادامه داد: صهيونيست ها، نمونه هاي بارز استفاده از روش خط موازي هستند.
رئيس بنياد تاريخ پژوهي ايران معاصر گفت: در سال هاي پس از پيروزي انقلاب، استكبار جهاني و در رأس آن آمريكا با استفاده از روش هايي مانند تحريم اقتصادي، ترور و آدم كشي، بهره گيري از گروهك هاي مزدور تجزيه طلب و كودتاي داخلي سعي در شكست انقلاب داشته است. رئيس سابق مركز اسناد انقلاب اسلامي گفت: بارها در اين سال ها شاهد بوده ايم در كشورهاي مختلف روزنامه هايي توهين آميز عليه ائمه و امام خميني(ره) چاپ و منتشر شده و بارها گفته اند عقايد و انديشه هاي امام خميني(ره) بايد به تاريخ سپرده شود ولي امروز متوجه شده اند كه اين روش ها كارآيي ندارد.
اين مورخ انقلاب با تأكيد بر اين كه با بيداري و هوشياري ملت ايران اين توطئه ها راه به جايي نمي برد، گفت: امروز با توجه به توطئه هاي دشمن، لازم است خط امام(ره) را به درستي بشناسيم تا درباره آن دچار ترديد نشويم.
روحاني افزود: اگر خط امام(ره) به درستي شناسانده نشود، تشخيص حق و باطل در هم مي آميزد.
اين مورخ انقلاب در ادامه درباره ويژگي هاي امام خميني(ره) گفت: دوري از منيت و خودبيني مهمترين ويژگي امام خميني(ره) بود و اگر فردي دچار خودبيني شود، نخواهد توانست ميان منافع شخصي و منافع ملي تفاوت قائل شود.
رئيس بنياد تاريخ پژوهي ايران معاصر گفت: خط الهي با خط نفساني سازگار نيست و افرادي كه دچار خط نفساني هستند، نمي توانند به كشور و دين خدمت كنند.
وي افزود: پيروي از ولايت دومين ويژگي امام(ره) بود و دليل آن كه امام خميني(ره) تا پيش از سال 1341 به طور واضح وارد مبارزات سياسي نمي شدند، پيروي از آيت الله بروجردي بود.
روحاني گفت: سومين ويژگي امام خميني(ره) اين بود كه هيچ گاه با دشمن هم زبان نشد و از سال 41 كه نهضت امام(ره) آغاز شد تا سال 68 هيچ گاه سخني بر زبان جاري نساخت كه منافقان را شاد كند.
وي ادامه داد: همچنين امام خميني(ره) هيچگاه سخني نگفت كه موجب تفرقه در جامعه شود و سخنان او هميشه وحدت آفرين بود و اين چهارمين ويژگي حضرت امام(ره) است.

مبادا که دچار غفلت شویم

اهمیت روشنگری در شرایط کنونی وضعیت سیاسی اجتماعی و فرهنگی جامعه

با توجه به رسالت بسیاری سنگینی که در حال حاضر بر دوش وفاداران به انقلاب اسلامی می باشد یکی از وظایف اساسی درک درست و صحیح از شرایط موجود و روشنگری افکار و اندیشه های اقشار مختلف جامعه می باشد .

برای درک صحیح شرایط موجود نیازمند مبانی و ژایه های فکری و اندیشه ای می باشیم . این مبانی در فلسفه وجودی انقلاب اسلامی و بیانات حکیمانه معمار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای ( مد ظله العالی) به عنوان رهبر و ادامه دهنده شایسته راه و اندیشه های حضرت امام (ره) به خوبی و روشنی تمام قابل دستیابی می باشد.

آنچه به عنوان مبانی حرکت انقلاب اسلامی و تداوم آن و درک شرایط موجود می توان برشمرد عبارتند از :

۱- اهميّت ويژه ولايت فقيه‏     

حضرت امام خمینی رحمه الله علیه درجلد‏10 صحيفه نور  صفحه 221در خصوص اهمیت ویژه موضوع ولایت فقیه برای تداوم انقلاب اسلامی و در مقابله با مخالفان انقلاب اسلامی که مخالفت های خود را در قالب روشنفکری مطرح مین مایند ُ چنین می فرمایند که :   
«به حرفهاى آنهايى كه برخلاف مسير اسلام هستند و خودشان را روشنفكر حساب مى كنند و مى‏خواهند ولايت فقيه را قبول نكنند [اعتنا نكنيد] اگر چنانچه فقيه دركار نباشد، ولايت فقيه در كار نباشد، طاغوت است. يا خدا، يا طاغوت، يا خداست، يا طاغوت. اگر با امر خدا نباشد، رئيس جمهور با نصب فقيه نباشد، غير مشروع است. وقتى غير مشروع شد، طاغوت است؛ اطاعت او اطاعت طاغوت است؛ وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است. طاغوت وقتى از بين مى‏رود كه به امر خداى تبارك و تعالى يك كسى نصب بشود. شما نترسيد از اين چهار نفر آدمى كه نمى‏فهمند اسلام چه است؛ نمى‏فهمند فقيه چه است؛ نمى‏فهمند كه ولايت فقيه يعنى چه. آنها خيال مى‏كنند كه يك فاجعه به جامعه است! اينها اسلام را فاجعه مى‏دانند، نه ولايت فقيه را. اينها اسلام را فاجعه مى‏دانند»به راستی امروز اگر بر اساس این بیان حکیمانه حضرت امام »ره» به شرایط کشور و اوضاع سیاسی نظری بیفکنیم آیا دشمنان انقلاب اسلامی در ژوشش روشنفکری و دلسوزی برای انقلاب اسلامی و راه امام خمینی «ره» بدنبال تضعیف و از بین بردن ستون اصلی و اساسی خییه انقلاب اسلامی یعنی ولایت فقیه و رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای نمی باشند ؟

باید هشار بود و با غفلتها و عدم اقدام به موقع در ایفای وظایف و روشنگری جامعه ُ خدای نکرده در جبهه مخالفان انقلاب اسلامی و اصل اساسی ولایت فقیه قرار نگیریم وباید این نکته را به خوبی مورد توجه قرار دهیم که تمامی اعمال ما در میزان الهی با تمسک و التزام عملی ما به ولایتسنجیده می شود .

مبادا که دچار غفلت شویم .

مخاطب کرامی ُنظرات عالمانه خود را در خصوص ادامه بحث و ایفای نقش در عرصه مهم روشنگری  اقشار مختلف جامعه ارائه فرمایید  ین بحث ادامه خواهد یافت »انشاالله« مهدی. ا            

مبادا که دچار غفلت شویم

اهمیت روشنگری در شرایط کنونی وضعیت سیاسی اجتماعی و فرهنگی جامعه

با توجه به رسالت بسیاری سنگینی که در حال حاضر بر دوش وفاداران به انقلاب اسلامی می باشد یکی از وظایف اساسی درک درست و صحیح از شرایط موجود و روشنگری افکار و اندیشه های اقشار مختلف جامعه می باشد .

برای درک صحیح شرایط موجود نیازمند مبانی و ژایه های فکری و اندیشه ای می باشیم . این مبانی در فلسفه وجودی انقلاب اسلامی و بیانات حکیمانه معمار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای ( مد ظله العالی) به عنوان رهبر و ادامه دهنده شایسته راه و اندیشه های حضرت امام (ره) به خوبی و روشنی تمام قابل دستیابی می باشد.

آنچه به عنوان مبانی حرکت انقلاب اسلامی و تداوم آن و درک شرایط موجود می توان برشمرد عبارتند از :

۱- اهميّت ويژه ولايت فقيه‏     

حضرت امام خمینی رحمه الله علیه درجلد‏10 صحيفه نور  صفحه 221در خصوص اهمیت ویژه موضوع ولایت فقیه برای تداوم انقلاب اسلامی و در مقابله با مخالفان انقلاب اسلامی که مخالفت های خود را در قالب روشنفکری مطرح مین مایند ُ چنین می فرمایند که :   
«به حرفهاى آنهايى كه برخلاف مسير اسلام هستند و خودشان را روشنفكر حساب مى كنند و مى‏خواهند ولايت فقيه را قبول نكنند [اعتنا نكنيد] اگر چنانچه فقيه دركار نباشد، ولايت فقيه در كار نباشد، طاغوت است. يا خدا، يا طاغوت، يا خداست، يا طاغوت. اگر با امر خدا نباشد، رئيس جمهور با نصب فقيه نباشد، غير مشروع است. وقتى غير مشروع شد، طاغوت است؛ اطاعت او اطاعت طاغوت است؛ وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است. طاغوت وقتى از بين مى‏رود كه به امر خداى تبارك و تعالى يك كسى نصب بشود. شما نترسيد از اين چهار نفر آدمى كه نمى‏فهمند اسلام چه است؛ نمى‏فهمند فقيه چه است؛ نمى‏فهمند كه ولايت فقيه يعنى چه. آنها خيال مى‏كنند كه يك فاجعه به جامعه است! اينها اسلام را فاجعه مى‏دانند، نه ولايت فقيه را. اينها اسلام را فاجعه مى‏دانند»به راستی امروز اگر بر اساس این بیان حکیمانه حضرت امام »ره» به شرایط کشور و اوضاع سیاسی نظری بیفکنیم آیا دشمنان انقلاب اسلامی در ژوشش روشنفکری و دلسوزی برای انقلاب اسلامی و راه امام خمینی «ره» بدنبال تضعیف و از بین بردن ستون اصلی و اساسی خییه انقلاب اسلامی یعنی ولایت فقیه و رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای نمی باشند ؟

باید هشار بود و با غفلتها و عدم اقدام به موقع در ایفای وظایف و روشنگری جامعه ُ خدای نکرده در جبهه مخالفان انقلاب اسلامی و اصل اساسی ولایت فقیه قرار نگیریم وباید این نکته را به خوبی مورد توجه قرار دهیم که تمامی اعمال ما در میزان الهی با تمسک و التزام عملی ما به ولایتسنجیده می شود .

مبادا که دچار غفلت شویم .

مخاطب کرامی ُنظرات عالمانه خود را در خصوص ادامه بحث و ایفای نقش در عرصه مهم روشنگری  اقشار مختلف جامعه ارائه فرمایید  ین بحث ادامه خواهد یافت »انشاالله« مهدی. ا            

ظهور و سقوط كودتاي مخملي (قسمت اول) پروفسور حميد مولانا

الگوي كودتاي مخملي با شكست در ايران به زوال رسيده است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، اين مهمترين موفقيت براي ملت ها و بزرگترين صدمه و آسيب براي استكبار جهاني بوده است.
كودتاي مخملي يا انقلاب مخملي واژه اي است كه با سقوط شوروي و رژيم هاي وابسته به آن در اروپاي شرقي و آسياي مركزي، كه در آن آمريكا و برخي از كشورهاي اروپاي غربي دخالت داشتند، معمول شد. كودتاي مخملي براندازي يك نظام يا يك دولت به صورت غيرنظامي، تحريك مردم به آشوبگري، و استفاده از وسائل رواني، تخريبي، پروپاگاندا، فريبكاري توسط رسانه ها و وسائل ارتباطي و اطلاعاتي است. كودتاي مخملي با هماهنگي با ايادي داخلي و خارجي انجام مي شود. هدف اصلي آن جابه جايي قدرت، ارزش ها، نظام، حكومت و دولت است. معماران و مهندسان اين نوع كودتا آمريكا و تعدادي از دولت هاي اروپايي بوده اند.
در دوران رياست جمهوري رونالد ريگان در دهه 1980 (مطابق با دهه 1360 شمسي)، تقريباً از زمان آزادي گروگان هاي آمريكا تا جنگ خليج فارس، يعني اولين حمله آمريكا به عراق، نشست ها و كنفرانس هاي متعددي از نخبگان سياسي، اقتصادي و فرهنگي آمريكا به منظور تجديدنظر در استراتژي سياست خارجي اين كشور تشكيل شد كه ............

ادامه نوشته