چیستی ، چرایی و چگونگی جنگ نرم ( بخش سوم )

فرايند نفوذ و تأثيرگذاري جنگ نرم :

پيام‌سازي ، مسئله‌آفريني ، آسيب‌سازي ،برنامه‌‌سازي  ، انتقال ابزاري ، باورسازي ، بحران‌سازي ، مشروعيت‌زدايي ، اپوزيسيون‌زايی ، ساختارگريزي  و ساختارسازي جديد
 
اهداف جنگ نرم :

  1-استحاله فرهنگی

2-استحاله سیاسی وتخریب چهره های ارزشی ونهادهای انقلابی مانند سپاه وبسیج

3- ایجادناامنی ورعب وترس وشایعه

4-تفرقه واختلاف درونی

5-ترویج روحیه نا امیدی وکسالت به جای شادابی ونشاط

6- ترویج بی تفاوتی دربرابرمسائل مهم کشور

7- تقویت نارضایتی ودامن زدن به آن واختلافات قومی وسیاسی و...

8-تلاش برای بحرانی جلوه دادن اوضاع کشور

9- تضعیف ساختار سیاسی وبراندازی

 ابزارهای جنگ نرم :

 1- سایتهای اینترنتی                                                                      2- وبلاگ ها

3- روزنامه هاونشریات                                                                  4- تلفن های ماهواره ای

5- پیامک ها و بولوتوث های مختلف                                             6- فیلم های سینمائی وسریال های تلویزیونی

7- موسیقی کلاسیک وسنتی                                                           8- تئاتر

9- شب نامه هاوبرچسب های دیواری ودیوارنویسی                  10- شایعه پراکنی

11- استفاده ازمناسبت های مختلف                                               12- مقالات علمی

13- سخنرانی های مذهبی ، علمی وسیاسی                               14- استفاده ازمراکزعلمی وآموزشی

15- استفاده ازاردوهای دانشجوئی وسفرهای توریستی         16- استفاده ازتشکل های مردمی ، اقتصادی ، فرهنگی

17- NGO ها(تشکل های مردم نهاد وغیردولتی)                  18- عرفانهای نوین وکاذب

19- فرقه های گوناگون( بهائیت ، شیطان پرستی ، صوفی گری و......)             20 -ماهواره

21- توزیع انواع موادمخدروتوهم زا  و.....

بازیگران اصلی براندازی نرم :

- پتانسیل های واگرایی موجود در جامعه (مانند اقوام و اقلیت ها)؛

  - سازمان های غیردولتی و مردم نهاد؛

  - برخی رسانه ها و مطبوعات؛

  - برخی نخبگان سیاسی، اجتماعی و علمی؛

  - جنبش های اجتماعی مانند جنبش زنان، دانشجویان، کارگری، صنفی و...؛

   - اپوزیسیون خارج از حاکمیت.

  رسانه ها  بازيگران مهم جنگ نرم:

آمريكا و جريان صهيونيسم بين‌الملل برای عملياتی ساختن جنگ نرم و ناتوی فرهنگی عليه جمهوری اسلامی ايران، طی سال‌های گذشته راهكارهای مختلفی آزمايش كرده‌اند. سرمايه‌گذاری در رسانه‌های ديداری و شنيداری، آژانس‌های تبليغاتی و خبری و كمپانی‌های فيلم‌سازی برای ارايه‌ی تصويری سياه و خطرناك از جمهوری اسلامی ايران برای افكار عمومی جهان كه يكی از نمونه‌ها‌ی برجسته‌ی آن، ساخت و پخش فيلم ضدايرانی "300" بوده، گوشه‌ای از اين اقدامات به شمار می‌آيد. وفيلم های ديگری نيز دراین زمینه توليد می شود ازجمله "فرار از تهران" توسط كمپانی برادران وارنر.

 مقام معظم رهبری می فرمایند:

رسانه ها و دستگاه هاي تبليغاتي و اطلاعاتي وابسته به استكبار، ميدان دارترين عناصر دشمنان استقلال ملت ها براي به آشوب كشيدن ملت ها هستند؛ براي اينكه اينها را از مسيري كه دارند حركت مي كنند، منصرف كنند.   دستورالعمل هايشان براي گروه هاي غافل و نادان اغتشاشگر توي رسانه هاي خودشان به طور علني دارد پخش مي شود: اين جوري با پليس درگير بشويد؛ اين جوري عليه بسيج حرف بزنيد؛ اين جوري توي خيابان اغتشاش ايجاد كنيد؛ اين جوري تخريب كنيد؛ اين جوري آتش بزنيد.        ۲۹/4/۱۳۸۸

شبکه‌سازی، گزینه جدید امریکا برای مقابله با  جمهوری اسلامی ایران

شبکه‌سازی رای مقابله با حکومت‌های اسلامی خصوصاً جمهوری اسلامی ایران برگزیده شده بر این گروه‌ها تمرکز دارد:

1. شخصیت‌های دانشگاهی و روشنفکران مسلمان لیبرال و سکولار؛

2. صاحب‌نظران مذهبی جوان و میانه‌رو،؛

3. فعالان اجتماعی؛

4. گروه‌های زنان فعال در مبارزات برابری جنسیتی؛

5. روزنامه‌نگاران و نویسندگان میانه‌رو.

 بر همین اساس امریکا استراتژی شبکه‌سازی خود را بر این اصول قرار داده است:

1- به چالش کشیدن مفاهیم اسلامی به وسیله ارزش‌های دمکراتیک غربی و بازتعریف اسلام مطابق برداشت خود

2- تلاش برای معکوس کردن جریان ایده‌ها و ترجمه و انتشار گسترده کتاب‌های مهم متفکران و روشنفکران غربی در میان مسلمانان با هدف ترویج اسلام غربی

3-تلاش برای گسترش انگاره‌های غربی و تفاسیر رادیکال و متعصبانه از اسلام از مسلمانان در جوامع دیگر

 4-حمایت از رسانه‌های طرفدار غرب

5- ترویج برابری جنسیتی به شیوه غربی

6- هواداری سیاسی از اسلام‌گرایان سکولار در راستای شکل‌دهی به محیط سیاسی و حقوقی جهان اسلام به شیوه غربی     (واشنگتن وی‌بس، 2005)

   ادامه دارد ......

چیستی ، چرایی و چگونگی جنگ نرم ( بخش دوم)

جرا نظام سلطه با مدیریت استکبار جهانی و صهیونیزم نژاد پرست برعلیه نظام جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی همواره جنگ همه جانبه فرهنگی ُ اجتماعی ُ سیاسی و اقتصادی ( جنگ نرم ) همراه با تهدیدات نظامی در دستور کار خویش دارد ؟ این موضوع را در اندیشه و عمل استراتژیست های نظام سلطه و رژیم صهیونیستی مشاهده نمائیم :

 آموس پرلموتر استاد علوم سیاسی دانشگاه آمریکن و سردبیر نشریۀ مطالعات استراتژیک     به نقل از واشنگتن  تایمز (پانزدهم ژانویه 1996) :

بزرگترین سرقت تاریخ بشریت در قرون گذشته صورت گرفت و آن انتقال علم از مشرق زمین به غرب بود. واینک ما باید به بهترین شکل از باز گشت این ثروت به جز مواردی که در راستای منافعمان باشد به شرق و به طور خاص کشورهای اسلامی جلو گیری نماییم.

در همبن راستا مفام معظم رهبری  ُ اهداف راهبردي چهارگانه استكبار جهاني را گوشزد می نمایند :

امروز استكبار جهاني، نيروي علمي و خيل رجل خود را بسيج كرده، تا بلكه بتواند با تفكر و فرهنگ و ابزار دانش، تفكر اسلامي را متزلزل كند.

دشمن براي پيروزي بر جبهه مقاومت و نيروهاي اسلام و انقلاب اسلامي چهار هدف راهبردي نيز تعريف كرده كه در دو حوزه داخلي و خارجي قابل تقسيم بندي است.

در حوزه داخلي

 1 ) پوك شدن مسئولان و نخبگان و عموم مردم از محتواي اسلامي و انقلابي ( استحاله )

2) بي ثبات سازي  

 3) براندازي  

  در بعد خارجي نيز هدف اصلي دشمن

 4) مهار و انزواي جهاني جمهوري اسلامي است.      ۲۶/2/۱۳۷۵

دکتر درو زعاوی:(Dr.Dror Ze evi) رییس گروه مطالعات خاورمیانه دانشگاه بن گورین ( نگو اسراییل، تأسیس  1994م ) The Department of Middle East Studies, Ben- Gurton University of the Negev

ترویج فرهنگ سطحی نگری ،خرافه پردازی با تبلیغات معکوس در باب گسترش نفوذ جریان فکری متفکرین جوانگرا و نواندیش اسلامی  راهبرد مهم و مورد تأکید است.

آريه استاو Arieh Stav، مدير مركز تحقيقات سياسي آريل اسراییل Ariel Center for Policy R (ACPR)   و سردبير نشريه NATIV

ناکارآمد نشان دادن این سند (چشم انداز 20 ساله)مهمترین اولویت  عملیاتی  مرکز می باشد.چرا که صرفنظر ازمحتوای آن نیز آغاز حرکاتی است که با منافع ما در تضاد کامل است.

تعريف جنگ نرم ازنگاه مقام معظم رهبری :

در جنگ رواني و آنچه كه امروز به او جنگ نرم گفته مي‌شود در دنيا ، دشمن به سراغ سنگر‌هاي معنوي مي‌آيد كه آنها را منهدم كند . به سراغ ايمان‌ها ، معرفت‌ها ، عزم‌ها ، پايه‌ها و اركان اساسي يك نظام و يك كشور ،‌دشمن به سراغ اين‌ها مي‌آيد كه اين‌ها را منهدم بكند و نقاط قوت را در تبليغات خود به نقاط ضعف تبديل كند ، فرصت‌هاي يك نظام را به تهديد تبديل كند.

     اين كارهایى است كه دارند مي كنند؛ در اين كار تجربه هم دارند، تلاش هم زياد دارند        مي كنند، ابزار فراوانى هم در اختيارشان هست. بايد ابعاد دشمن و ابعاد دشمنى را بدانيم تا بتوانيم بر او فائق بيائيم. البته ما مدد الهى داريم، كمك غيبى داريم بدون شك؛ اين را انسان دارد مشاهده مي كند؛ لكن ما مادامى كه هوشيارانه، آگاهانه در ميدان نباشيم، تدبير لازم را به كار نبريم، كمك الهى به سراغ ما نخواهد آمد. «بيانات مقام معظم رهبری در ديدار اعضای مجلس خبرگان رهبری   ۲/7/۱۳۸۸»

ماهيت جنگ نرم دربرابر نظام اسلامي:

يكي از مسئولان طراز اول كشور رژيم صهيونيستي غاصب اسرائيل ، در سال گذشته توصيه‌اي به آمريكايي‌ها كرد . اين توصيه كاملاً در مطبوعات خارجي و اينترنت منعكس شد و امر پنهاني و مخفيانه اي نيست . توصيه وي به آمريكايي‌ها اين بود كه بيهوده وقت خود را با عراق و كره شمالي و كشورهايي از اين قبيل تلف نكنيد . مسئله اصلي شما ايران است . اگر خاورميانه را مي‌خواهيد وقتتان را مصروف عراق نكنيد ، سراغ ايران برويد ، كانون و سرچشمه آنجاست ، اما ايران مثل عراق و كره شمالي و افغانستان نيست كه بتوان با حمله نظامي آن را تسخير كرد. نظام و حكومت اسلامي به مردم متكي است ، مردم آن را حفظ كرده اند . بايد كاري كنيد كه مردم آن را رها كنند . راهش اين است كه مردم را با ترويج فرهنگ و ادبيات غربي و فرهنگ و تربيت آمريكايي ، به واگرايي نسبت به دين و فرهنگ و سنت و تاريخشان سوق داد . وقتي مردم اين تعلقات را رها كردند ، بعد از گذشت چند سال ، بدون اين كه سرمايه اي صرف كنيد ، با يك حمله و تحرك احياناً نظامي مختصر ، مي‌توانيد اين مانع بزرگ ، يعني نظام اسلامي را از سراه برداريد.   «بیانات در دیدار جوانان سیستان وبلوچستان  ۶/12/۱۳۸۱»

عوامل شكل گيري جنگ نرم :

١-  با وقوع انقلاب اسلامي در ايران ، يكي از ستونهاي حافظ منافع آمريكا در منطقه فرو ريخت. اقدامات نظامي ، تروريستي و تحريم هاي اقتصادي نتوانست انقلاب را در مقابل آمريكا به زانو درآورد.

2- در دهه 90 ، با فروپاشي شوروي ، آمريكا بدنبال تك قطبي كردن جهان و تثبيت هژموني خويش با  بهره گيري از همه ظرفيتهاي سخت و نرم خود شد.

٣ – در مسير حركت سرمستانه آمريكا ، با مانع جمهوري اسلامي ايران برخورد كرده و در
شكل گيري هژموني با چالش جدي مواجه شد.

  4- در فرآيند تحقق اهداف انقلاب اسلامي ، جمهوري اسلامي ايران از اركان قدرت لازم براي ايستادگي در مقابل آمريكا برخوردار شده بود.

1/4) قدرت نرم جمهوري اسلامي توانسته بود گفتمان انقلاب اسلامي را در جهان مطرح و
         نقش بازيگري براي آن در صحنه بين الملل ايجاد نمايد.

2/4) قدرت سخت جمهوري اسلامي با بهره گيري از تجارب دفاع مقدس توانسته بود نقش
         بازدارندگي موثري براي آن  ايجاد نمايد.

3/4) با افزايش قيمت نفت و افزايش ثروت ملي و پيشرفتهاي چشمگير علمي و فن آوري
         كشور ، قدرت اقتصادي ارتقاء يافت.

5- آمريكا براي مهار قدرت جمهوري اسلامي از راهبرد جنگ نرم استفاده مي كند.لذا جنگ نرم آمريكا در حقيقت يك اقدام پدافندي در مقابل انقلاب اسلامي است.

  ويژگيهاي جنگ نرم :

1ـ اقدامات خود را آشكار و علني انجام مي‌دهد و در شكل و بستر قانوني عمل مي‌نمايد.

2ـ پديده جنگ نرم بطئي ، آرام و خزنده عمل نموده ، به طور تدريجي در جامعه شكل مي‌گيرد و افراد به سختي متوجه تكوين آن مي‌گردند.

3ـ جنگ نرم يك جنگ نامحسوس است ، يعني ماهيت جنگ در آن پيدا نيست.

4ـ مسالمت آميز بوده و جنبة غير خشونتي دارد و لذا در برخوردهاي سطحي حساسيتي را در جامعه و حكومت بر نمي‌انگيزد.

5ـ از ابزارها و روشها و بستر هاي فرهنگي ، سياسي و اجتماعي مثل رسانه ها ، احزاب ، تشكل‌هاي صنفي و قشري ، سازمان‌هاي مردم نهاد ، مراكز فرهنگي ، هنري و آموزشي و غيره استفاده مي نمايد.

6ـ جنگ نرم ، جنگي است ميان دانشگاه و انديشه ورزان كشور با مراكز تئوري پردازي دشمن.

7ـ رسانه ها به عنوان ستون اصلي شاكله جنگ نرم و ابزار فرهنگي كاربردي جهت تأثير گذاري بر افكار عمومي ، ركن اساسي مبارزه را تشكيل مي‌دهند.

8ـ در براندازي نرم از رسانه هاي داخلي كشور براي ساقط كردن حاکمیت همان کشور استفاده مي‌شود.

9ـ مخاطب جنگ نرم عموم مردم هستند و قشر خاصي را در بر نمي‌گيرد.

10ـ معمولاً اهداف اصلي پنهان دارد و منافقانه عمل مي‌شود . لذا درك سازماندهي پنهان مجريان آنها به راحتي امكان پذير نيست و گاه بسيار مشكل است.

 11ـ در جنگ نرم افراد به راحتي متوجه انحراف و گرويدن به دشمن نشده و مسير صحيح را همان مي‌داند كه در آن ورود پيدا كرده و بر آن پافشاري مي‌كند.

12ـ تأثير بي نظيري در تسليم ناخودآگاه ملتها و تمكين آنها به خواست قدرت‌هاي سلطه گر دارد.

13ـ چون غفلت از اجراي توطئه در ذهنيت اجتماعي و امنيتي حاكم مي‌گردد ، سطح تأثير گذاري تهديد تشديد گرديده و مؤثرترين الگوي رفتاري تهديد امنيتي با مطلوبيت نهايي براي دشمن شكل مي‌گيرد.

14ـ ارزيابي جنگ نرم و تشخيص ميزان شكست و پيروزي در آن بسيار سخت و تقريباً غير ممكن است.

( ادامه دارد )

چیستی ، چرایی و چگونگی جنگ نرم ( بخش اول )

 روشهای  دشمنی وجنگ :

1- روشهای سخت(اقدام نظامی و خشونت آمیز)
(حمله نظامی و اشغال کشور ، ایجاد جنگ داخلی و حمایت از گروههای مسلح مخالف نظام اسلامی َ،ترور شخصیت های دلسوز نظام ، ایجاد جنگ مذهبی و جنگ قومی در کشور)
2 – روش های نیمه سخت (سیاسی . امنیتی . اقتصادی )
مبارزه سیاسی ، کارشکنی های دیپلماتیک ، تحریم های سیاسی ، تحریم های اقتصادی ، نفوذ در ارگانهای سیاسی و امنیتی و اقتصادی ، ایجاد شورش داخلی ، حمایت از مخالفان نظام ، ایجاد هرج و مرج داخلی

3- روشهای نرم ( فرهنگی . تبلیغی . رسانه ای )
با جنگ روانی ، شایعه سازی و نشر اکاذیب ،تهمت و افترا نسبت به مسئولان نظام ، ترویج فساد و فحشاء و بی بند و باری ، نفوذ در مراکز علمی و دانشگاهی( در اساتید و دانشجویان ) ، تحقیر فرهنگ و ارزشهای اسلامی ، فریب ، شخصیت سازی کاذب ، جریان سازی وابسته ، سلب اعتماد مردم نسبت به مسئولان نظام ، ایجاد یاس و ناامیدی در مردم نسبت به آینده خود و نظام اسلامی و ....

 تعريف قدرت نرم

قدرت نرم «توانايي شكل دهي ترجيحات ديگران» تعريف شده است. بنابراین قدرت نرم، شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب  بدون تهدید یا پاداش ملموس وتوانایی کسب آنچه می‌خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا پاداش می‌باشد.

قدرت نرم، توجه ویژه به اشغال فضای ذهنی کشور دیگر از طریق ایجاد جاذبه است. بر این پایه،  کشورهای دیگر، ارزش‌های یک کشور را می‌پذیرند، تحت تأثیر آن قرار می‌گیرند، از آن تبعیت می‌کنند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می‌شوند.      پروفسور حميد مولانا -جوزف نای

تعريف تهديد نرم

اقداماتي است برنامه‌ريزي شده براي جلب نظر و افكار گروه هدف تا با مشاهده توليدات و ايده‌هاي جديد عرضه شده به مرور زمان از آنچه كه باور و اعتقاد داشتند دست بردارند و رفتار ناشي از آن باورها و اعتقادات را فرو گذارند و در سير و تحولي طبيعي توليدات و ايده‌هاي جديد را جايگزين آنها نمايند و رفتاري متأثر از اين جايگزينها بروز دهند.

این قدرت به عنوان منبع خاص اعمال قدرت امریکا  بر مبانی فرهنگی - ارزشی و اقتصادی مبتنی است. تهدید نرم موجب دگرگونی در هویت فرهنگی و  الگوهای رفتاری مورد قبول یک نظام سیاسی می‌شود.

تهدید نرم نوعی سلطه کامل در ابعاد سه‌گانه حکومت، اقتصاد و فرهنگ است  که از طریق استحاله الگوهای رفتاری ملی در این حوزه‌ها و جایگزینی الگوهای نظام سلطه‌ای تهدید محقق می‌شود.

 با این نگرش، تمامی اقداماتی که موجب شود تا اهداف و ارزش‌های حیاتی یک نظام سیاسی (زیرساخت‌های فکری، باورها و الگوها در حوزه اقتصاد، فرهنگ و سیاست) به خطر افتد، یا موجب ایجاد تغییر و دگرگونی اساسی در عوامل تعیین‌کننده هویت ملی یک کشور شود، تهدید نرم به شمار آید.

 تعريف جنگ نرم

جان كالينز، تئوريسين دانشگاه ملي جنگ آمريكا، جنگ نرم را «استفاده طراحي شده از تبليغات و ابزارهاي مربوط به آن را براي نفوذ در مختصات فكري دشمن با توسل به شيوه هايي كه موجب پيشرفت مقاصد امنيت ملي مجري مي شود» مي داند.

 ارتش آمريكا جنگ نرم را بدين صورت تعريف نموده است: «جنگ نرم، استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ديگر اعمالي است كه منظور اصلي آن تاثيرگذاري بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن، گروه بي طرف و يا گروههاي دوست است به نحوي كه براي برآوردن مقاصد و اهداف ملي پشتيبان باشد».

 بنابراين جنگ نرم را مي توان چنین تعریف کرد:

هر گونه اقدام نرم افزارانه اعم از : رواني ، تبليغاتي ، رسانه اي ، سايبري ، ديجيتالي ، اطلاعاتي ، فرهنگي ، سياسي ، اجتماعي و علمي است كه جامعه يا گروه هدف را نشانه مي‌گيرد و بدون درگيري نظامي با بهره گيري از روشهاي اقناع سازي و يا مديريت احساسات و بهره گيري از روشهاي جذب ، رقيب را به انفعال يا شكست وا مي‌دارد.  جنگ رواني، جنگ سفيد، جنگ رسانه اي، عمليات رواني، براندازي نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملي، انقلاب رنگي و... از اشكال جنگ نرم است.

چرا نظام سلطه با میدان داری آمریکا و صهیونیزم جنگ همه جانبه ای اعم از  جنگ نرم بر علیه انقلاب اسلامی از ابتدای انقلاب تا کنون برنامه ریزی و در دست اجرا دارند ؟

نمونه ای از اظهارات اندیشمندان و طراحان نظام سلطه را مطالعه نمائید :

يوزف اچ. يروشلمي Yosef H. Yerushalmi ، مديرمركز مطالعات اسرائيل و يهود ، دانشگاه كلمبيا

تمام مشکلات ما ریشه در هویت ایرانیان دارد که بخش قابل توجهی از آن وابسته  به باورهای مذهبی آنهاست .
 پس بنابراین تلاش برای از بین بردن  و حتی کمرنگ نمودن مظاهر اعتقادی اسلامی مانند رعایت حجاب و... اولویت نخست عملیاتی ما است که در این مسیربه استفاده از  تمامی ابزارهایی که در اختیار داریم بویژه رسانه ها به شدت پایبندیم

راس برن (Ross Brann) : محقق مرکز مطالعات پیشرفته یهودی دانشگاه پنسیلوانیا و رییس گروه  مطالعات خاورمیانه دانشگاه کرنل

با استفاده از هر ابزار و یا بهتر بگویم تمام ابزارها باید فضای دین گرایی واخلاق در جامعه جوانان ایران که اساسی ترین راهبرد برون رفت جمهوری اسلامی از چالشهای متعددی نظیر جنگ و تحریم و ... می باشد  را پاک نمود و اخلاق دینی را از این جامعه دور کرد  که در غیر این حالت هر برنامه ای با شکست روبرو خواهد شد . ( ادامه دارد )

انسان شناسی - آیت الله محمد صادق حائری شیرازی

بسم الله الرحمن الرحیم
یا ایهاالذین آمنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذاهتدیتم

خدای را که به زشتی زشت کاران؛ کرد
عیان، جمال جمیلان ماه سیما را

به دوستی و زیبائی سوگند که پاکی پیروز است.

در انسان ها دو جریان جاری است:
1- معرفت باقی و فانی و باور این که وظیفه ترجیح باقی بر فانی است؛
2- جاذبه شدید عزت و قدرت و رفاه و لذت اگر چه فانی باشند.
کسانی که از جاذبه های فانی عبور می کنند و وظایف خود را نسبت به ترجیح باقی بر فانی جدی می گیرند؛ باور کنندگان هستند.
آیه فوق به اینان می گوید؛ به خودتان برسید به آنچه میدانید پای بند باشید. گمراهان نمی توانند شمارا از راهتان منحرف کنند؛ اگر به آن چه میدانید عمل کنید.
این مطلب قوت قلب عجیبی است برای انسان های درست کار اگرچه تازه کار باشند؛ و همین مطلب اخطار غریبی است برای انسان های کهنه کار؛ اگر در درست کاری مشکل دارند.
شیطان گمراه کهنه کاری است و جوانان خدا جو، درستکاران تازه کار.
درستکار از کهنه کار مترس، می گوید؛ ابلیس کهنه کار است، زورمداران، زرسالاران، سیاست گذاران سابقه دار؛ کهنه کاران هستند.
مردم آزادی خواه، عدالت طلب، و طرفداران اخلاق و درستکاری؛ درستکاران تازه کار هستند. ما دیدیم چگونه سرمایه داری از آزادی خواهی سوء استفاده کرد؛ ولی بالاخره، درستکاران دارند از سرمایه داری و لیبرالیسم عبور می کنند.
و دیدیم احزاب قوی و پیچیده کمونیستی، چگونه از حس عدالت طلبی مردم سوء استفاده کردند؛ ولی بالاخره درستکاران از آن ها عبور کردند.
درستکاران از میان چپ گرائی و راست گرائی خارج می شوند، و این دو حزب بزرگ که در مقابل هم صف آرائی کرده بودند؛
در مقابل صف جدید درستکاران ولو این که تازه کار باشند، کم می آورند.
این درستکاران از تمام ادیان و عقاید و از تمام احزاب و جمعیت ها و از میان تمام نژاد ها و قبایل و از میان همه انواع حکومت ها و گرایش ها عبور می کنند و یکدیگر را در عالم می یابند و در هم حل می شوند، به طوری که از همه جای دنیا هستند اما در هم جوش خورده اند از همه دینی تراوش کرده اند واز همه سبکی و گرایشی تغذیه کرده اند، اما حالا که به هم رسیده اند همه یکی شده اند. همه یک چیز می خواهند؛ براندازی ناپاکی ها، طاهر نگهداشتن خود و طاهر کردن دیگران و نجات طاهر ها از ستم آلوده ها.
خدا در این میان چه کاره است؟
خداوند همه مهره ها را به خوبی چیده است تا هرچه بیشتر این بازی زیبا و تماشائی باشد، انواع فرهنگ ها و زبان ها و انواع اسم ها و ایسم ها. جهان یک پازل است اگر آن را حل کردی آن را می بینی و می شناسی و محو زیبائی آن می شوی.
زینب کبری پازل را حل کرده بود و همه مهره ها را در جای خود دیده بود. مجموع صحنه زیباست. دیگران نتوانسته اند همه تکه های پازل را پیدا کنند و آن ها را به هم بچسبانند تا همه پازل را با هم ببینند و زیبایی آن را درک کنند.
دیگران می گویند از ظلم و شکنجه بدتر چیست؟ از کشتار بی رحمانه و محاصره و آب را بر انسان ها بستن و از آب دادن به طفل چند ماهه مضایقه کردن و گلوی او را با تیر پاره کردن بد تر چیست؟ زشت تر از این صحنه چیست؟ زینب کبری می گوید: همه این مسائل و مصائب را تحمل کردن و بر پاکی و طهارت ماندن زیبا تر چیست؟ به ناپاک نه گفتن و بر این نه گفتن تا آخر ایستادن چه زیباست.
بیماری سخت است و کار پرستاری دشوار است؛ اما خدمت به انسان ها زیباست.
و بالاخره، پاکان جهان جامعه پاک را خواهند ساخت و تمدن پاک را پایه گذاری کرده و تکمیل خواهند نمود
و انسان ها چون ماهی که آب پاک یافته و پرنده ای که از قفس آزاد شده و به هوای تازه رسیده در آن فضای انسانی سرود دسته جمعی عشق را با هم خواهند خواند.
ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر إن الارض یرثها عبادی الصالحون
خداوند آخر پازل را می بیند ملائکه همه پازل را با هم نمی دیدند. ملائکه گفتند؛ بشر است و خرابکاری و فساد و خونریزی. خداوند فرمود من چیز ها می دانم که شما نمی دانید.
انسان ها در پیکار با ناپاکی ها پاکی پایدار پیدا می کنند و جامعه پاک را پایه گذاری می کنند. خداوند می گویند مگر این نیست که پاکان با محبت و عشق نظام پاکی را بر پا می کنند پس اگر نهایت پاکی به عشق می پیوندد و هر چه فساد بیشتر باشد مبارزه شدید تر و هرچه مبارزه شدید تر پاکی در انسان عمیق تر و شدید تر و هر چه پاکی بیشتر عشق آتشین تر خواهد شد پس نگران نباشید، ما چیزی از دست نمی دهیم چون محبت همان است که جهان را برای آن ساخته ایم و ما این مطلب را در واژه بسم الله الرحمن الرحیم گنجانده ایم.
همه عالم پرتوی از رحمت رحمانی است برای تجلی پرتوی از رحمت رحیمی.
رابطه پاکان با ما عشق آنهاست و رابطه ما با پاکان رحمت رحیمی ماست.
عاشق شو ارنه روزی کار جهان سرآید
ناخوانده درس مقصود از کارگاه هستی

گونه شناسی تهدید - مهدی محمدی زاده

اهمیت گونه شناسی تهدید

گوناگونی علل و عوامل موجده «تهدیدات» مدیریت آنان را بامشکل مواجه کرده است . به دیگر سخن ، در تحدید و تدبیر هر تهدید ، گونه شناسی آن، مقدمه ای بس لازم و غیر قابل اجتناب می نمایاند . این مهم نیز ، حاصل نمی گردد ، مگر در پرتو شناخت ( مبتنی بر اطلاعات ) متغییر ها و مقتضیات محیطی و یا مناسبات بینا محیطی (بینا سطحی) که بستر ساز ظهور و بروز نوعی خاص از تهدید شده اند. از این منظر می توان هم به اعتبار علل و عوامل تهدید ( داخلی و خارجی) ، هم به اعتبار دامنه و سطوح مختلفی که تهدید در آنان حادث می شود (*)، هم به اعتبار اهدافی که مورد هجمه یک تهدید واقع می شوند و نیز با برجسته کردن فناوری ها و استراتژی های قدرت و ضد قدرت جاری و ساری در بستر تهدید و نتایج حاصله از هر یک ، به یک گونه شناسی کارا و مشخصی در این عرصه دست یازید .(4)

گونه شناسی تهدید :

 با توجه به حوزه های  شش گانه فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، امنیتی و نظامی باید تهدید ها را دسته بندی واگرچه تعیین مرز دقیق برای انواع تهدیدها در حوزه های ذکر شده مشکل می باشد اما تا آنجا که امکان پذیر باشد باید مرز آنها تعیین نمائیم .

تهدید نرم :

   تهدیدات نرم عبارت است از اقداماتی که به منظور از بین بردن اعتقادات، باورها و رفتارهای دین محور جامعه از طرف دشمن و وابستگان آن صورت می گیرد تا دست آوردهای نظام در ابعاد مختلف از طریق فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به گونه ای در معرض خطر قرار گیرد که بیم آن برود که دراهداف، ارزشها و منافع حیاتی، تغییرات اساسی و ماهوی صورت پذیرد.

 انواع تهدیدات نرم بر اساس موضوع تهدید

                       الف - تهدیدات سیاسی

                      ب- تهدیدات اجتماعی

                      ج- تهدیدات فرهنگی

الف) تهدیدات سیاسی:

تهدیداتی  است که امنیت ملی کشور را از لحاظ سیاسی با خطر مواجه میکند.

 نمونه تهدیدات سیاسی عبارتند از:

1.                    بحران هویت

2.    بحران مشروعیت (مقبولیت)

3.    بحران مشارکت

4.  بحران نفوذ (نفاق)

5.     بحران توزیع قدرت

6.     مناقشات گسترده و خشونت آمیز بین جناحهای سیاسی و درگیر شدن آنها با یکدیگر.

ب) تهدیدات اجتماعی:

 تهدیداتی است که می تواند امنیت ملی و ارزشها و منافع حیاتی کشور را از لحاظ بحرانها و ناهنجاریهای فراگیر و مداوم اجتماعی در معرض خطر قرار دهند.

 نمونه تهدیدات اجتماعی عبارتند از:

1. تغییرات بی رویه و بی برنامه جمعیتی

2. اعتیاد فراگیر به مواد مخدر

3. نژاد پرستی و قوم گرایی افراطی

4.  وجودتبعیض و یا ایجاد و گسترش احساس تبعیض در جامعه و حاکمیت نظام طبقاتی

5. تشکلها و جنبشهای افراطی فراگیر

6.توسعه نا یافتگی یا توسعه ناموزون و نامتعادل

ج) تهدیدات فرهنگی:

- تهدیداتی است که می تواند امنیت ملی کشور را با تأثیرگذاری فراگیر و مداوم بر اعتقادات، باورها، ارزشها، نگرشها، اخلاقیات و رفتار مردم در معرض خطر قرار دهند.

- تهدیداتی که جهت تحول در فرهنگ بومی ، تخریب هویت اصیل، تضعیف باورها واعتقادات مذهبی صورت می گیرد.

نمونه تهدیدات فرهنگی عبارتند از:

1.    جنگ روانی به معنی تضعیف روحیه، انگیزه و ایمان نیروهای خودی.

2.    ترویج فساد و فحشاء به منظور دوری مردم از معنویت و اخلاقیات.

3.    ترویج مکاتب الحادی، انفعال و خودباختگی فکری مردم در مقابل مکاتبات فکری منحرف.

4.  سلطه فرهنگی بیگانه با رسوخ، ترویج و تبلیغ فرهنگ بیگانه.

5.     هجوم به اعتقادات، ارزشها، افتخارات و میراث فرهنگی خودی به منظور بی اعتماد کردن مردم نسبت به فرهنگ خودی.

6.     عقب ماندگی مفرط علمی، فرهنگی و هنری به دلیل سهل انگاری، ولنگاری، بی بندو باری و بی توجهی مردم

7.مصرفی بار آوردن مردم با کالاهای غیر ضروری وارداتی.

تهدید نیمه سخت «امنیتی» :

تهدیداتی که با طرح ریزی و برنامه ریزی های پنهان و زیر زمینی از طریق فعالیت های اطلاعاتی ، امنیتی با نفوذ و تربیت عمال دست نشانده ، جاسوسی ، ترور و سایر اقدامات مخفی ، موجودیت و استقلال کشور و یا نظام سیاسی حاکم بر کشور را مورد خطر قرار می دهد و یا اهداف و ارزشها و منافع حیاتی کشور و ملت را مورد هجمه قرار می دهد را تهدید نیمه سخت می گوئیم .

تهدید سخت «نظامی» :

   به مخاطره انداختن بقاء کشور از طریق تجاوز فیزیکی به تمامیت ارضی یک کشور از خارج مرزها و درگیری نظامی در داخل کشور را گویند.

تهدید همه جانبه « ترکیبی » :

با دقت در صحنه های جهانی و مقابله کشورها و نظام های سیاسی با یکدیگر ، امروزه شاهد گونه جدیدی از تهدیدها هستیم که ترکیبی از تهدیدات سه گانه مطرح شده می باشد و از ان به عنوان راهبرد چماق و هویج نام برده می شود .

نمونه این نوع از تهدیدها را دردرگیری های استکبار و صهیونیزم جهانی در عراق ، افغانستان ، پاکستان ، لبنان ، فلسطین ، آمریکای جنوبی ، آسیای میانه ، خاورمیانه و جمهوری اسلامی ایران را می توانیم مشاهده نمائیم . ادامه دارد

آشنایی با مفهوم تهدید

معنا شناسی تهدید

با توجه به مطالب فوق ، باید در ابتدا به معنا شناسی تهدید پرداخته شود تا زمینه لازم برای تبیین و ارائه سایر مباحث مرتبط با موضوع برآورد وضعیت فراهم شود .

تعریف تهدید :

تهدید واژه ای است که باید معنا و مفهوم آن استخراج شود . از سوی دیگر در توصیف ابن واژه باید از تعاریف عمومی خارج و به توصیف خاص دست یابیم .

تهدید به مجموعه اقداماتی که اهداف و ارزشهای حیاتی یک کشور را با هدف تغییرات اساسی، مورد هجوم قرار می دهد، اطلاق می شود و غالباً هم ریشه خارجی دارد.

 تهدید، نقطه مقابل امنیت قرار دارد، زمانی امنیت وجود دارد که تهدید نباشد و بالعکس، هرگاه تهدیدی احساس شود امنیت رخت بر می بندد.

توضیح : از حیث واژه شناسی ، یک واژه خاص برای تهدید بکار برده نمی شود .

تهدید یک امر اعتباری است و یک معنای واحد و مستقل ندارد .در عالم بیرون به جای تهدید با هفت واژه دیگر مواجه می شویم  .

لغت نامه وبستر (webster) برای تهدید دو تعریف ارائه داده است :

1) تهدید بیان و ابراز قصد آسیب رساندن ، نابود یا تنبیه کردن دیگران از روی انتقام یا ارعاب است .

2) تهدید نشان دادن آسیب و شرارت قریب الوقوع مانند جنگ می باشد . (2)

لانگمن (longman) سه تعریف از تهدید ارائه کرده است که عبارتند از :

نخست : تهدید ، بیان آشکار آسیب رساندن به کسی یا نارحت کردن و به دردسر انداختن او می باشد .

دوم :احتمال وقوع حادثه ای بسیار بد را تهدید می نامیم .

سوم : شخص یا چیزی که به عنوان خطر شناخته می شود ، تهدید گفته می شود.

تهدید اساساّ بیش از آن که موضوع شناخت باشد موضوع تعریف و باز تعریف است . به بیان دیگر می توان از پدیده ای واحد که «تهدید» پنداشته می شود ، تعاریف و برداشت های مختلف و گاه متضادی را به تصویر کشید .

آنچه در نزدیک نخبه سیاسی تهدید تعریف می شود ، لزوماّ در نزد دیگر نخبگان ، درک همگون و مشابه ای نمی یابد ، لذا ، تهدید کاملاّ مفهومی ذهنیت پرورده است .

تهدیدی که با تجربه تاریخی دولتی جور باشد ممکن است در اثر حساسیتی که ایجاد کرده است، به راحتی شدت پیدا کند.

بنابراین تهدیدات در طول زمان یکسان نمی مانند ، بلکه در مقابل تحولات جدید در نوع تهدید و تحولات کشورها که باعث تغییر ماهیت آسیب پذیریهای آن ها می گردد ، دستخوش تغییر می شوند

ریموندآرون ( Ramond Aron) به این پدیده به عنوان « قانون تغییر » اشاره می نماید که بنا بر تعریف وی ، عبارت است از این که « ارزش نظامی ، جمعیت شناختی یا اقتصادی قلمرو در اثر تحول روش های جنگ و تولید ، همراه با روابط انسانی تغییر می کند . »( کالینز:1368،484) (4)

سازمان معنایی تهدید :

تهدید از سه بخش اساسی « کارگزار یا عامل تهدید» ، « حوزه تهدید » و « موضوع تهدید» تشکیل شده است .

عامل تهدید :

 هویت (شخصی یا سازمانی ) یا چیزی است که بطور بالفعل یا بالقوه توانایی ایجاد ، انفعال یا پشتیبانی از تهدید را دارد .

حوزه تهدید:

 هویت یا چیزی است که موجودیت و یا دارایی های حیاتی آن در معرض خطر قرار گرفته است .

موضوع تهدید :

وضعیت ، پدیده ، فعالیت یا رخدادی است که به نظر می رسد قابلیت های درونی و بیرونی انتقال ، پشتیبانی یا ایجاد خطر در موجودیت یا دارایی های حیاتی بازیگر مورد هدف «آماج» را در خود دارد .

گرداب‌شیطان               ( نویسنده: شهید سید مرتضی آوینی )

انقلاب ما، انقلاب ارزش هاست و بنابراین، در تمامی موارد، قبل از اتخاذ شیوه های معمول غربی در مسائل مطروح، باید دید كه نسبت آنها به ارزش های معهود ما چیست و از سوی دیگر ،آیا ما اجازه داریم كه از پیروزی های گذشته خویش در برابر غرب لاك غفلتی بسازیم و در آن بخزیم و بیارامیم؟

اگر «لاشرقیه و لا غربیه» از لوازم ذاتی اسلام و حكومت منتسب به آن است،یعنی كه با تخطی از این اصل در واقع انقلاب از ماهیت اسلامی خویش دور میشود . در جهان امروز این نخستین بار است كه انقلابی بر مبنای این اصل «نه شرقی ونه غربی» واقع می شود و در تاریخ ظهور تمدن غرب، در این چند قرن ، هرگز نه میتوان تمدنی را سراغ كرد كه نتوانسته باشد در برابر هجوم تمدن غربی تاب بیاورد و انقلابی راكه بعد از پیروزی ، برای تاسیس نظام حكومتی ، بر قدرت های استكباری اتّكا نیافته باشد . چه بسا بوده اند انقلاب هایی كه درطول مبارزه بر تفكری نسبتاً مستقل از غرب و شرق مبتنی بوده اند ، اما بعد از تاسیس نظام ، چون مورچه ای كه در گرداب های شنی مورچه ای خوار ها بلغزند ، اسیر یكی از قدرت های شیطانی جهان گشته اند.

 انقلابی همچون انقلاب ما ، «انقلاب در ارزش» هاست اگر چه «ارزش» نیز از آن الفاظی است كه به تبع زدگی ما و از طریق ترجمه كتاب های فلسفی غرب به زبان ما راه یافته است .در انقلابی اینچنین، كه با اتكا به نظام فكری مستقلی وقوع یافته است، باید متوقع بود كه آن تفكر مستقل در صورت یك«نظام ارزشی» تازه ظهور یافته و جایگزین نظام ارزشی گذشته گردد و لهذا ، اصل «نه غربی، نه شرقی، جمهوری اسلامی» در واقع صورت تبلور یافته همان تفكری است كه  انقلاب ما بر ان متكی است.... و اما چرا انقلاب های دیگری كه در قرون جدید وقوع یافته اند آنچنان كه باید بر استقلال خود پای فشارند و حكومت های مستقلی مبتنی بر ارزش های انقلابی خویش تاسیس كنند؟

ادامه نوشته

مفوله بندی بیانات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) - مهدی محمدی زاده

بیانات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ( مدظله العالی )در ديداربا مسئولان کشوروسفرای کشورهای خارجی به مناسبت ولادت حضرت رسول اعظم (ص

هفدهم ربیع‌الاول 1431 - 13/12/ 1388  

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
1.  تبريك عرض ميكنيم اين عيد سعيد را به همه‌ى حضار محترم و ميهمانان عزيز و به همه‌ى ملت بزرگ ايران؛ همچنين تبريك عرض ميكنيم به همه‌ى مسلمين عالم، امت بزرگ اسلامى و به همه‌ى حق‌جويان و آزاديخواهان عالم.

 

2.      روز هفدهم ربيع‌الاول، روز بسيار بزرگى در تاريخ بشر است. ولادت زبده‌ى بشر، صفوت خوبان و خلاصه‌ى فضائل الهى كه در وجود ابناء بشر قرار داده است، در يك چنين روزى است.

 

3.     همچنين ولادت امام صادق (عليه الصّلاة و السّلام) كه وصى بحق پيغمبر و ناشر افكار صحيح اسلامى و اسلام ناب است، در يك چنين روزى است.

 
اين روز براى مسلمانان، يك روز بسيار پربركت است؛ همچنانى كه در آن روزى كه اين وجود مقدس قدم به اين عالم نهاد، نورى بود در دل ظلمات متراكم؛ «ظلمات بعضها فوق بعض».(1  )

 

4.     اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) در تشريح آن روزها و آن اوضاع و آن وضع تيره‌ى بشريت در آن هنگام ميفرمايد: «و الدّنيا كاسفة النّور ظاهرة الغرور».(2) نور انسانيت از دل مردم و از دل جوامع زدوده شده بود؛ نه فقط در محيط عربستان، بلكه حتّى در دل امپراتورى‌هاى بزرگ و حكومتهاى متمدن آن زمان؛ يعنى دولت ايران باستان و روم قديم. غرور و خطاى در فهم حقيقت، در همه‌ى انحاء زندگى بشر ظاهر و آشكار بود. انسانها راه را      نمي شناختند، هدف را نمي شناختند.

 

5.     البته مؤمنينى هم در آن وقت بودند كه راه درست را ميرفتند. اين به معناى اين نيست كه همه‌ى آحاد بشر در آن روز گناهكار و خطاكار بودند؛ اما وضعيت عمومى دنيا اين بود. چهره‌ى عمومى عالم، چهره‌ى ظلمت بود؛ چهره‌ى ظلم بود؛ چهره‌ى فراموش‌شدگى همه‌ى نشانه‌هاى انسانيت بود. در يك چنين وضعيتى، نور وجود پيغمبر به اراده‌ى حقِ عزيزِ متعال به تابش درآمد. اين براى تاريخ بشر يك روز فراموش نشدنى است.

 ادامه بیانات را در پیوست مطالعه نمائید .

از اینکه آثار و نظرات خود را ارسال می فرمائید کمال تشکر را دارم . موفق باشید .

 

 

ادامه نوشته

هوشمندی ،زمان شناسی و شکار لحظه ها      -  مهدی محمدی زاده

یکی از رسالت های اساسی که همواره بر دوش بسیجیان و جوانان حزب اللهی وانقلابی وجود دارد ، زنده نگه داشتن ارزش ها و روح بسیجی در اندیشه ، رفتار  و ارتباطات فردی ، خانوادگی ، سازمانی ، اجتماعی وسیاسی می باشد . و به لحاظ اهمیت بسیار زیاد آن ، باید برای تحقق آن از هیچ کوشش و تلاشی فرو گذار نباشیم.

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ( مد ظله العالی) ولی امر مسلمین ، در خصوص اهمیت و ضرورت زنده نگهداشتن ارزش ها و روح بسیجی در آحاد ملت مخصوصا جوانان،می فرمایند :

"به يكايك بسيجيان در سرتاسر كشور، از زن و مرد و پير و جوان، ارادت و اخلاص صادقانه‌ى خودم را عرض مى‌كنم و همان‌طور كه امام و پيشواى راحل عظيم‌الشأن ما فرمودند، من هم آرزو مى‌كنم و از خدا مى‌خواهم كه با بسيجيان محشور باشم. بسيج، يك افتخار و يك ارزش است. سعى كنيد اين روحيه‌ى بسيجى را براى كشور و انقلاب و اسلام حفظ كنيد." (07/09/1369 )

ایشان در بیاناتی دیگر می فرمایند :

مسأله‌ى بسيج، يك مسأله‌ى اساسى و اصولى انقلاب است. اگر شما ملاحظه مى‌كنيد كه امام بزرگوار ما اين‌قدر روى بسيج تكيه مى‌كردند، ناشى از همان فكر اصولى حاكم بر انقلاب اسلامى  است.(5/9/1369)

اهمیت و جایگاه روحیه ، اندیشه و تفکر بسیجی در جامعه تا جایی است که مبنا و علت اساسی شکست ابر قدرتها و جهان استکبار براین اندیشه و روحیه استوار می باشد، و به فرموده رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) :

«اگر بر كشورى نواى دلنشين تفكر بسيجى طنين انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد و الّا هر لحظه بايد منتظر حادثه ماند.» (صحيفه نور    ج‏21  ص  195)

دشمن شناسی مهمترین ویژگی بسیجی ماندن :

در سیر تکامل انقلاب اسلامی و تاثیر گذاری آموزه ها و دستاوردهای آن بر جهان بشریت و آگاه ساختن مردم و دولت هایی که همواره از خوی استکباری جهانخواران و مستکبران صدمه هایی زیادی بر آنان وارد شده و همواره آنان را از دستیابی به طبیعی ترین حقوق خود بازداشته شده اند ، شاهد وزیدن نسیم پر طراوت رهایی مستضعفین از ستم و ظلم سلطه گران می باشیم . واین از برکت انقلاب اسلامی ایران که مبتنی بر سه رکن اساسی که عبارتند از اسلام ناب محمدی (ص) ، رهبری ولی فقیه  « نائب عام حضرت بقیه الله حجه ابن الحسن العسکری (عج) » که تجلی آن درمرحله ایجاد و تثبیت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران توسط رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی روح الله الموسوی خمینی ( قدس سره) و استمرار آن در شرایط بسیار پیچیده و حساس حاکم بر جهان و مسایل داخلی کشور با رهبری و زعامت حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای (مد ظله العالی) تحقق یافته است. وهمچنین حضور هوشمندانه و همه جانبه مردم در هر صحنه ای که مورد نیاز انقلاب اسلامی در مقاطع و شرایط حساس و سرنوشت ساز بوده است .

این مهم هرگز تحقق عملی نمی یابد مگر با حاکمیت روحیه و تفکر بسیجی در جامعه و مردم و مسئولان نظام اسلامی . بنابر این باید نسبت به این شاخص سرنوشت ساز همواره تاکید و از آن پاسداری نمود .

آگاهی های سیاسی :

یکی از ویژگی ها و شاخص های بسیجی ماندن و استمرار نقش آفرینی بسیجیان در تداوم انقلاب اسلامی ، داشتن آگاهی سیاسی و به روز نمودن آنها می باشد .

برای برخورداری از آگاهی سیاسی باید بر اساس آموزه های اسلامی ، مولفه های زیر را در ابعاد دانشی ، نگرشی ورفتاری خویش در عرصه های فردی ، خانوادگی ، اجتماعی و سیاسی نهادینه سازیم

1- ایمان و زیرکی

2- زمان آگاهی

3- هشیاری سیاسی

4- اجتناب از دشمنی

5- دشمن شناسی

6- تلاش برای دوست کردن دشمنان

7- هشیاری در برابر دشمن

8- کمک نخواستن از دشمن

9- کوچک نشمردن دشمن

10- شناخت سیاست حق و سیاست باطل

11- سیاست رفتار با دوستان

12- سیاست رفتار با دشمنان

13- سیاست رفتار با مردم ( همگان)

 ادامه مطالب در پیوست مطالعه نمائید از اینکه نظرات خود را بیان می فرمائید بسیار سپاسگزارم . 

ادامه نوشته

جنگ نرم هدفگيري باور و فكر جامعه

اهداف جنگ نرم
جنگ نرم نيز همانند جنگ سخت اهداف مختلفي دارد و قاعدتا هدف غايي هر دو آنها تغيير كامل نظام سياسي يك كشور است كه البته با اهداف محدودتر هم انجام مي گيرد. در حقيقت جنگ نرم و جنگ سخت يك هدف را دنبال مي كنند و اين وجه مشترك آنهاست، در هر صورت هدف اصلي اين جنگ، اعمال فشار براي ايجاد تغيير در اصول و رفتار يك نظام و يا به طور خاص تغيير خود نظام است.
اهداف جنگ نرم مي تواند به اهدافي كه باني راه اندازي جنگ نرم آن را دنبال مي كند، نيز وابسته باشد. اين اهداف را مي توان به چند شيوه تقسيم بندي كرد. در يك شيوه مي توان آن را به اهداف بلند مدت و اهداف ميان مدت تقسيم بندي كرد. هدف بلند مدت دشمنان ما براي راه اندازي جنگ نرم براندازي نظام است و قصد دارند با راه اندازي اين جنگ يا نظام جمهوري اسلامي را به كلي نابود كنند و يا به حدي پيش روند كه تنها يك اسم از يك نظام بيشتر باقي نماند. اهداف ميان مدت آنها بخش هاي ديگري را مدنظر دارد. در يك جنگ نرم با اهداف ميان مدت، آنها قصد دارند نظام را تضعيف و ناكارآمد كنند. البته آنها جنگ نرم را به شكل هاي مختلف از فرداي پيروزي انقلاب، در كشور ما راه اندازي كرده اند. در اهداف بلند مدت دشمن به صورت موزائيكي عمل كرده است يعني سعي نموده موارد مختلف را در طول زمان در كنار هم قرار دهد تا در نهايت منجر به تضعيف و ناكارآمدي و خالي كردن و در نهايت حذف نظام جمهوري اسلامي ايران شود.
با نگاهي ديگر مي توان اهداف جنگ نرم را به اهداف سياسي، نظامي، فرهنگي و... تقسيم كرد. آنها با شكل هاي مختلف با استفاده از ابزارهاي رسانه اي و فرهنگي و ديپلماتيك تا امروز جنگ نرم را در كشور ما دنبال كرده اند. هر كدام از اين حركت ها يا در حوزه سياست بوده كه ناكارآمدي نظام را دنبال مي كرده و يا به سمت اهداف بلندمدت كه براندازي نظام است پيشروي مي كرده است. مهمترين هدف جنگ نرم دشمنان، تغيير باور و فكر افراد جامعه است. دشمنان قصد دارند اسلاميت، مليت و ارزش هاي دفاع مقدس را در نسل جوان از بين ببرند و اين ارزش ها را تبديل به نفرت كنند.
از زاويه اي ديگر، مي توان اهداف را به مقاصد استراتژيك و مقاصد تاكتيكي، تقسيم كرد كه البته شرح هر كدام از آنها و يافتن مصاديق شان فرصت و مجال ديگري مي طلبد و از حوصله بحث خارج است.
به هر روي، با توجه به ماهيت اصلي جنگ نرم مي توان تا حدودي به نرخي از مهمترين اهداف آن اشاره كرد:
1- استحاله فرهنگي در جهت تأثيرگذاري شديد بر افكار عمومي جامعه مورد هدف با ابزار خبر و اطلاع رساني هدفمند و كنترل شده كه نظام سلطه همواره از اين روش براي پيشبرد اهداف خود سود جسته است.
2- استحاله سياسي به منظور ناكارآمد جلوه دادن نظام مورد هدف و تخريب و سياه نمايي اركان آن نظام.
3- ايجاد رعب و وحشت از مسائلي همچون فقر، جنگ يا قدرت خارجي سركوبگر و پس از آن دعوت به تسليم از راه پخش شايعات و دامن زدن به آن براي ايجاد جو بي اعتمادي و ناامني رواني.
4- اختلاف افكني در صفوف مردم و برانگيختن اختلاف ميان مقام هاي نظامي و سياسي كشور مورد نظر در راستاي تجزيه سياسي كشور.
5- ترويج روحيه ياس و نااميدي به جاي نشاط اجتماعي و احساس بالندگي از پيشرفت هاي كشور.
6- بي تفاوت كردن نسل جوان به مسائل مهم كشور.
7- كاهش روحيه و كارآيي در ميان نظاميان و ايجاد اختلاف ميان شاخه هاي مختلف نظامي و امنيتي.
8- ايجاد اختلاف در سامانه هاي كنترلي و ارتباطي كشور هدف.
9- تبليغات سياه (با هدف براندازي و آشوب) به وسيله شايعه پراكني، پخش تصاوير مستهجن، جوسازي از راه پخش شب نامه ها و...
10- تقويت نارضايتي هاي ملت به دليل مسائل مذهبي، قومي، سياسي و اجتماعي نسبت به دولت خود به طوري كه در مواقع حساس اين نارضايتي ها زمينه تجزيه كشور را فراهم كند.
11- تلاش براي بحراني و حاد نشان دادن اوضاع كشور از راه ارائه اخبار نادرست و نيز تحليل هاي نادرست و اغراق آميز.
چه افراد و تشكل هايي هدف جنگ نرم هستند؟
با توجه به اينكه در جنگ نرم از ابزار مختلفي استفاده مي شود مي توان گفت كه به همان نسبت نيز گروه هاي مختلفي را مورد هدف و مبارزه قرار مي دهد. اين موضوع مخالف اهداف جنگ سخت است زيرا در جنگ سخت عمدتاً نيروهاي نظامي مورد هدف قرار مي گيرند.
همه افراد جامعه مي توانند بخش هاي مشخصي باشند كه مورد نظر راه اندازان جنگ نرم قرار گرفته اند و البته اين موضوع وابسته به هدفي است كه باني جنگ نرم آن را دنبال مي كند. اقشار مورد نظر بانيان جنگ نرم بستگي به هدف آنها دارد كه ميان مدت است يا عمومي و با توجه به هدف اقشار را تحت نظر مي گيرند اما در حالت كلي مي توان گفت كه گروه هاي هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و توده هاي مردم هستند. نخبگان نيروهاي مياني را تشكيل مي دهند و مي توانند به عنوان تصميم گيران و تصميم سازان يك حكومت مطرح باشند. نخبگان جامعه مدني مانند رهبران احزاب و... هم با آشفتگي ذهني خود، مي توانند ترس را به ذهن مردم انتقال دهند، وحشت ايجاد كنند و روحيه ملت را درهم بشكنند.
در بعضي موارد براي رسيدن به اهداف مورد نظر خود گروه ها و اشخاص خاص و تأثيرگذار را مورد هدف قرار مي دهند و از آن گروه يا فرد براي رسيدن به اهداف خود استفاده مي كنند. مانند استفاده از قوميت هاي مختلف يا خواص و نخبگان فرهنگي وعلمي.
با توجه به اينكه در جنگ نرم از ابزارهاي رسانه اي، فرهنگي و علمي استفاده مي شود پوشش آن براي طبقات مختلف بيشتر و متفاوت تر است. جنگ رسانه اي مي تواند توده هاي مردم را تحت تأثير قرار بدهد و به همين شكل در جنگ علمي نخبگان را مورد هدف قرار دهد. افراد مورد نظر جنگ هاي نرم وابسته به هدف جنگ هاي نرم نيستند بلكه به دليل اينكه در جنگ نرم ابزارهاي مختلفي مورد استفاده قرار مي گيرد در نتيجه افراد بيشتري درگير مي شوند اما در جنگ سخت كه تنها ابزار مورد استفاده ابزار نظامي است تنها گروه هاي نظامي (و در موارد معدودي غير نظاميان) در طرف مقابله قرارمي گيرند. شبنم نادري

سيد حميد روحاني: نمي توان با آمريكا همسو بود و ادعاي پيروي از خط امام داشت

مورخ برجسته معاصر شناخت خط امام (ره) را با توجه به توطئه هاي دشمن ضروري دانست و تصريح كرد كه آيا امكان دارد كسي در خط امام(ره) باشد و منافقان و صهيونيست ها او را تأييد كنند.
حجت الاسلام والمسلمين سيدحميد روحاني كه در جلسه هم انديشي استادان بسيجي دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي خوزستان در اهواز سخن مي گفت، اظهار داشت: زماني كه امام(ره) در نجف بودند بارها به ايشان توهين شد ولي ايشان مي گفت ديگر مجالي براي دفاع از خود نيست، اگر هم مجالي باشد بايد از اسلام دفاع كرد.
رئيس بنياد تاريخ پژوهي ايران معاصر افزود: حال اين سؤال مطرح است كه با توجه به ويژگي هاي شخصيتي امام خميني(ره) آيا كساني كه در ماه هاي اخير جار و جنجال راه انداخته اند، مي توانند پيرو خط امام(ره) باشند؟
روحاني اظهار كرد: مگر امام خميني(ره) و حضرت علي(ع) بارها در طول تاريخ براي حفظ وحدت مسلمانان از حق خود نگذشتند و خانه نشين نشدند؟ اگر اين افراد پيروان واقعي خط امام(ره) بودند خانه نشين مي شدند تا وحدت مسلمانان حفظ شود. اين مورخ انقلاب گفت: شهوت، قدرت طلبي و مقام نمي گذارد برخي افراد خانه نشين شوند و تنها علي(ع) مي تواند براي حفظ وحدت مسلمانان خانه نشين شود.
وي افزود: اگر اين افراد دچار خودبيني و منيت نبودند، به توصيه مقام معظم رهبري مبني بر پيگيري قانوني شكايت خود عمل مي كردند، ولي شاهد بوديم كه به حرف رهبر نيز توجه نكردند. روحاني ادامه داد: افرادي كه ادعا مي كنند پيرو خط امام(ره) هستند، بدانند خط امام(ره) حفظ سلامت و پيروي از ولايت است. وي گفت: پيروان خط امام(ره) هيچگاه با دشمن هم زبان نمي شوند. حال چه شده كه امروز سران استكبار و صهيونيست ها طرفدار خط امام(ره) شده اند؟ آيا امكان دارد كسي در خط امام(ره) باشد و منافقان و صهيونيست ها او را تأييد كنند.
روحاني افزود: برخي افرادي كه امروز در درگيري هاي خياباني به ميدان مي آيند، رفاه طلبان بي دردي هستند كه پس از پيروزي انقلاب نيز به جمهوري اسلامي رأي نداده اند.
رئيس بنياد تاريخ پژوهي ايران معاصر اظهار كرد: آمريكا براي مقابله با اسلام بودجه هاي هنگفت تصويب مي كند و وارد جنگ به صورت خط موازي مي شود. آن گاه برخي افراد شعار مرگ به روسيه و چين سر مي دهند. نمي گويم روسيه و چين دوست ما هستند، ولي دشمن اصلي ما آمريكاست.
وي در پاسخ به پرسش يكي از حاضران درباره بيت امام(ره) گفت: چه كسي گفته بيت امام(ره) از خط امام(ره) جدا شده است؟ برخي سعي دارند با جوسازي بيت امام خميني(ره) را خراب كنند. اين موضوع به تأمل نياز دارد و نبايد هر چه را مي شنويم باور كنيم.
قرآن بر سر نيزه كردن
با روش خط موازي
اين مورخ برجسته كشورمان در بخشي ديگر از سخنانش گفت: طاغوتيان و شيطان هاي به ظاهر انسان، در طول تاريخ با استفاده از زور يا زر تلاش كرده اند اسلام را به خطر بيندازند. وي افزود: روش خط موازي يكي از راه هايي است كه سران استكبار جهاني و زورمداران در طول تاريخ بارها از آن عليه اسلام استفاده كرده اند و امروز هم شاهد استفاده از آن هستيم. روحاني ادامه داد: زماني كه دشمن با استفاده از اسلحه و قدرت نمي تواند ملتي را به انحراف بكشاند، با همان شعار اسلامي و مردمي وارد صحنه مي شود و اين همان روش خط موازي است. وي گفت: در روش خط موازي، سران استكبار با شعاري الهي وارد صحنه مي شوند، ولي چيزي نمي گذرد كه از آن شعار عليه امت اسلامي سوء استفاده مي كنند.رئيس بنياد تاريخ پژوهي ايران معاصر افزود: در طول تاريخ، هر زمان كه زورمداران با استفاده از زور نتوانسته اند مردم را از خدا پرستي دور كنند، به روش خط موازي روي آورده اند و اين همان «قرآن بر سر نيزه كردن» است. وي ادامه داد: صهيونيست ها، نمونه هاي بارز استفاده از روش خط موازي هستند.
رئيس بنياد تاريخ پژوهي ايران معاصر گفت: در سال هاي پس از پيروزي انقلاب، استكبار جهاني و در رأس آن آمريكا با استفاده از روش هايي مانند تحريم اقتصادي، ترور و آدم كشي، بهره گيري از گروهك هاي مزدور تجزيه طلب و كودتاي داخلي سعي در شكست انقلاب داشته است. رئيس سابق مركز اسناد انقلاب اسلامي گفت: بارها در اين سال ها شاهد بوده ايم در كشورهاي مختلف روزنامه هايي توهين آميز عليه ائمه و امام خميني(ره) چاپ و منتشر شده و بارها گفته اند عقايد و انديشه هاي امام خميني(ره) بايد به تاريخ سپرده شود ولي امروز متوجه شده اند كه اين روش ها كارآيي ندارد.
اين مورخ انقلاب با تأكيد بر اين كه با بيداري و هوشياري ملت ايران اين توطئه ها راه به جايي نمي برد، گفت: امروز با توجه به توطئه هاي دشمن، لازم است خط امام(ره) را به درستي بشناسيم تا درباره آن دچار ترديد نشويم.
روحاني افزود: اگر خط امام(ره) به درستي شناسانده نشود، تشخيص حق و باطل در هم مي آميزد.
اين مورخ انقلاب در ادامه درباره ويژگي هاي امام خميني(ره) گفت: دوري از منيت و خودبيني مهمترين ويژگي امام خميني(ره) بود و اگر فردي دچار خودبيني شود، نخواهد توانست ميان منافع شخصي و منافع ملي تفاوت قائل شود.
رئيس بنياد تاريخ پژوهي ايران معاصر گفت: خط الهي با خط نفساني سازگار نيست و افرادي كه دچار خط نفساني هستند، نمي توانند به كشور و دين خدمت كنند.
وي افزود: پيروي از ولايت دومين ويژگي امام(ره) بود و دليل آن كه امام خميني(ره) تا پيش از سال 1341 به طور واضح وارد مبارزات سياسي نمي شدند، پيروي از آيت الله بروجردي بود.
روحاني گفت: سومين ويژگي امام خميني(ره) اين بود كه هيچ گاه با دشمن هم زبان نشد و از سال 41 كه نهضت امام(ره) آغاز شد تا سال 68 هيچ گاه سخني بر زبان جاري نساخت كه منافقان را شاد كند.
وي ادامه داد: همچنين امام خميني(ره) هيچگاه سخني نگفت كه موجب تفرقه در جامعه شود و سخنان او هميشه وحدت آفرين بود و اين چهارمين ويژگي حضرت امام(ره) است.

كودتاي مخملي در ايران و دلايل شكست آن سيدمحمدباقر مصباح زاده

با پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال1357، حاكميت مستقل ملي در اين كشور بوجود آمد و دست اجانب بويژه آمريكا و انگليس را از سر مردم اين سرزمين كوتاه كرد. انقلاب اسلامي نه تنها ملت ايران را آزاد ساخت بلكه ملت هاي مسلمان منطقه و حتي جهان را تحت تأثير قرار داد و منافع سلطه جويانه قدرت هاي غربي و شوروي سابق را با خطر مواجه ساخت. بنابراين، از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي، اين انقلاب از بيرون با مخالفت و خصومت آمريكا و غرب و از درون با تخريب نيروهاي وابسته به قدرت هاي خارجي و ناسازگار با نظام اسلامي روبرو شد.
¤¤¤
براندازي نظام اسلامي در ايران در صدر اهداف آمريكا و متحدان منطقه اي و جهاني آن كشور قرار گرفت و تلاش هايي به عمل آمد كه به مهمترين آنها اشاره مي شود.
1- تجزيه ايران و غائله هاي جدايي طلبي قومي و مذهبي در كردستان، خوزستان و بلوچستان.
2- طراحي كودتاهايي مانند كودتاي نوژه و كودتاي قطب زاده.
3- مداخله نظامي مستقيم آمريكا در صحراي طبس.
4- حمله عراق به ايران و تحميل هشت سال جنگ.
5- راه اندازي جريان تروريسم براي شكار رهبران نظام اسلامي و ايجاد وحشت در ميان مردم توسط تروريست هاي سازمان مجاهدين خلق.
تمام تلاش هاي فوق الذكر براي ......

ادامه نوشته

به رغم تكذيب رئيس جمهور سابق


جرج سوروس : با خاتمي2 ديدار به ياد ماندني داشتم

كرد كه آزادي بيان و ارتباط با جهان آزاد را مولفه هاي اصلي پيشرفت و ثبات ايران مي دانند.
وي سپس اظهار داشت: به خاتمي گفتم با اينكه تعداد بسياري از شهروندان سرخورده ايراني از تغييرات اساسي در ساختار سياسي ايران حمايت خواهند كرد اما آنان هنوز فاقد «گروه هاي سازماندهي شده» براي پشتيباني از يك انقلاب «براندازي» هستند.
سوروس ادامه داد: به خاتمي گفتم كه سرعت جوانگرايي جمعيت و شدت بيكاري در ايران احتمال تغيير در كوتاه مدت را كاهش مي دهد و براي اين منظور بايد به باز كردن بيشتر فضا، توسعه سازمان هاي غيردولتي و افزايش تعداد رسانه هاي مستقل كمك كرد تا يك دموكراسي پرشور و روادار در ايران نهادينه شود.
رئيس هيئت مديره موسسه جامعه باز سپس به اظهارات خاتمي اشاره كرد و گفت: خاتمي انسداد سياسي همه روزه دست و پنجه نرم كرده است و اين بن بست سياسي علي رغم گفت وگوهاي متداول و دامنه دار سياسي در راس حاكميت همچنان برقرار است.
سوروس ادامه داد: خاتمي در اين جلسه به من گفت كه كليد قفل بسته شده سياست در ايران تنها و تنها فشارهاي اجتماعي و كمپين هاي وابسته به جنبش هاي دانشجويي، كارگري و زنان است كه بايد خواسته هاي گروهي و شعار تغيير را از درون دفاتر در بسته خود به سطح معابر عمومي منتقل كنند.
وي اظهار داشت: خاتمي در اين ديدار كاملاً در نقش رهبر مخالفين در ايران صحبت مي كرد.
سوروس ادامه داد: من مجدداً در سي و هشتمين اجلاس مجمع جهاني اقتصاد داووس در ژانويه 2007 با خاتمي ملاقات كردم كه متوجه شدم، پس از يك سال جرج سوروس طراح و حامي مالي انقلاب هاي مخملي در كشورهاي مختلف جهان از ديدارهايش با محمد خاتمي پرده برداشت و علاوه بر آن خاتمي و ميرحسين موسوي را به دليل ايفاي نقش در بوجود آوردن آنچه كه او انقلاب سبز ايران مي ناميد مورد ستايش قرار داد.
«سوروس»كه رياست هيئت مديره موسسه «جامعه باز» (OSI) را بر عهده دارد طي سخناني در شامگاه 11 سپتامبر 2009 در سالن اجتماعات هتل بين المللي ترامپ
(Trump International Hotel) نيويورك و در جمع مديران و فعالان تعدادي از سازمان هاي غيردولتي آمريكا ضمن تحليل ريشه هاي واقعه 11سپتامبر ادعا كرد: ريشه هاي واقعه تاريخي 11سپتامبر 2001 را بايد در بنيادگرايي، تصلب و عدم رواداري بخشي از مسلمانان جست وجو كرد.
رئيس هيئت مديره مؤسسه جامعه باز ادامه داد: در مقابل اين جريان ستيزه جو، بخشي از انديشمندان مسلمان نظير نصر حامد ابوزيد، عبدالكريم سروش و محمد خاتمي با بهره گيري از آموزه هاي كارل پوپر تلاش مي كنند تا اسلام را با دنياي مدرن آشتي داده و رواداري را در جوامع اسلامي ترويج كنند.
جرج سوروس اظهار داشت: موسسه جامعه باز در راستاي هدف گذاري هاي خود همواره تلاش كرده است تا آن دسته از جريان هاي فكري را در جهان اسلام مورد توجه قرار دهد كه به ارزش هاي جهان مدرن (سكولار) پايبندي بيشتري دارند.
وي در همين رابطه اظهار داشت: يكي از بهترين جلساتي كه من در ارتباط با پيشبرد دموكراسي در جهان اسلام و به ويژه ايران در آن حضور يافتم، ملاقاتي بود كه روز سه شنبه 14 سپتامبر 2006 با محمد خاتمي رئيس جمهور سابق ايران برگزار كردم.
جرج سوروس در ادامه سخنانش با بياني طنز افزود: من حدود 10 سال در انتظار ديدار آقاي خاتمي بودم و به همين دليل اين ديدار آنچنان براي من جذاب و به ياد ماندني بود كه حتي روز و ساعتش نيز در حافظه ام ثبت شده است.
طراح و حامي مالي انقلاب هاي مخملي سپس تأكيد كرد: البته من در 14ژانويه 2005 بعد از سخنراني جواد ظريف در موسسه جامعه باز، حدود يك ساعت با ظريف صحبت كرده بودم و دغدغه هاي خود را در خصوص روابط ايران و آمريكا با توجه به پيشينه اي از بي اعتمادي نسبت به برنامه اتمي ايران و نيز تنش هاي تاريخي ناشي از نقش ايالات متحده در خاورميانه به ظريف كه آن زمان سفير ايران در سازمان ملل بود، منتقل كرده بودم.
سوروس افزود: هدف از ديدار من با محمد خاتمي نيز دستيابي به آگاهي از درون كشوري منزوي بود، كشوري كه براي برقراري ارتباطات با آن فرصت هاي محدودي وجود دارد و با توجه به تحولات اخير منطقه چنين جلساتي ارزشمند است و مي تواند به اتخاذ تصميمات سياسي موثر كمك كند.
رئيس هيئت مديره موسسه جامعه باز ادامه داد: در اين جلسه من به خاتمي گفتم كه جوانان ايران به عنوان بخش بزرگي از جمعيت ايرانيان، مشتاق تغييري سياسي هستند كه حاصل آن جامعه اي آزادتر باشد.
سوروس ادامه داد: به خاتمي گفتم كه هر چند دغدغه خاطر كنوني بيشتر ايرانيان وضعيت اقتصادي خودشان است و انتخابات ژوئن 2005 نيز همين موضوع را تائيد مي كند اما بايد گرايش هايي را در ايران تقويت در اين جلسه به من گفت كه تعارض موجود بين ساختار حقيقي و ساختار حقوقي در ايران مهم ترين مانع براي پيشرفت و توسعه روابط ايران با غرب است.
سوروس افزود: خاتمي معتقد بود كه دموكراسي و رواداري دولت با ساختار كنوني يك حكومت مذهبي كه در راس آن رهبر مذهبي حكمراني مي كند، به دست نخواهد آمد.
وي افزود: خاتمي انتخاب احمدي نژاد را حركتي در جهت تثبيت بيشتر قدرت رهبر مذهبي ايران ارزيابي كرد و معتقد بود كه در دوران احمدي نژاد جامعه مدني تحت فشارهاي بيشتري قرار گرفته است.
رئيس هيئت مديره موسسه جامعه باز اظهار داشت: خاتمي معتقد بود كه در دوره 8 ساله رياست جمهوري خود با هيولاي دغدغه هاي خاتمي راديكال تر شده است تا آنجا كه وي به دليل برخي مشكلات سياسي و حذف سياسي گسترده همكارانش ناچار شد اجلاس داووس را نيمه كاره به مقصد تهران ترك كند.
سوروس در ادامه مدعي شد: برخلاف آنچه كه از دخالت موسسه جامعه باز در تحولات اخير ايران و آنچه كه طي ماه هاي قبل در سطح خيابان هاي تهران به عنوان تلاش براي آزادي و دموكراسي مشاهده مي شد، گفته مي شود، اين موسسه هيچ گاه در امور داخلي ايران دخالت نكرده است.
رئيس هيئت مديره موسسه جامعه باز اظهار داشت: حضور موسسه جامعه باز در ايران در سال 2003 (1382 خورشيدي) و با دعوت رسمي دولت سابق ايران صورت گرفت كه اين فعاليت ها با آگاهي دولت آمريكا و در تبعيت كامل از مجوزهاي ويژه صادر شده از سوي دفتر كنترل دارايي هاي خارجي وابسته به وزارت خزانه داري آمريكا انجام شده است.
سوروس ادامه داد: فعاليت موسسه جامعه باز در ايران همواره بر كمك هاي بشردوستانه، بهداشت عمومي و هنر و فرهنگ متمركز بوده است.
سوروس تاكيد كرد: تلاش هاي موسسه جامعه باز در ايران با هدف منتفع شدن مردم ايران و پيشبرد گفت وگو بين ايرانيان و جامعه بين المللي صورت مي گيرد.
رئيس هيئت مديره موسسه جامعه باز بار ديگر ادعا كرد: من در اينجا اعلام مي كنم كه برخلاف تبليغات رسمي دولت ايران موسسه جامعه باز نقشي در تحولات اخير ايران كه آن را انقلاب سبز ناميده اند، نداشته است.
وي با بيان آنچه كه او انقلاب سبز ايران مي ناميد و با اعلام اينكه تمامي تحولات مرتبط با آن براساس خواسته و اقدام رهبران جامعه مدني ايران براي رسيدن به پيشرفت و آزادي است، به نقش موسسه خود اذعان كرد و يادآور شد: نقش موسساتي چون جامعه باز در چنين تحولاتي حداكثر نقش الهام بخشي بوده است.
سوروس در همين رابطه اظهار داشت: با حضور رهبران هوشياري چون خاتمي و موسوي، انقلاب سبز ايران پيشرفت هاي اعجاب آوري را در ماه هاي اخير داشته است.
رئيس هيئت مديره مؤسسه جامعه باز در پايان و ضمن آشكار ساختن نقش مداخله جويانه خود در حوادث اخير ايران تاكيد كرد: اميدوارم با پيشروي انقلاب سبز ايران و همكاري و ارتباط گسترده تر رفرميست هاي ايراني با موسسه جامعه باز، ساختاري دمكراتيك را در ايران پايه گذاري نماييم.
گفتني است جلسه سخنراني جرج سوروس در هتل بين المللي ترامپ، تحت تدابير شديد امنيتي برگزار شد.

ظهور و سقوط كودتاي مخملي (قسمت اول) پروفسور حميد مولانا

الگوي كودتاي مخملي با شكست در ايران به زوال رسيده است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، اين مهمترين موفقيت براي ملت ها و بزرگترين صدمه و آسيب براي استكبار جهاني بوده است.
كودتاي مخملي يا انقلاب مخملي واژه اي است كه با سقوط شوروي و رژيم هاي وابسته به آن در اروپاي شرقي و آسياي مركزي، كه در آن آمريكا و برخي از كشورهاي اروپاي غربي دخالت داشتند، معمول شد. كودتاي مخملي براندازي يك نظام يا يك دولت به صورت غيرنظامي، تحريك مردم به آشوبگري، و استفاده از وسائل رواني، تخريبي، پروپاگاندا، فريبكاري توسط رسانه ها و وسائل ارتباطي و اطلاعاتي است. كودتاي مخملي با هماهنگي با ايادي داخلي و خارجي انجام مي شود. هدف اصلي آن جابه جايي قدرت، ارزش ها، نظام، حكومت و دولت است. معماران و مهندسان اين نوع كودتا آمريكا و تعدادي از دولت هاي اروپايي بوده اند.
در دوران رياست جمهوري رونالد ريگان در دهه 1980 (مطابق با دهه 1360 شمسي)، تقريباً از زمان آزادي گروگان هاي آمريكا تا جنگ خليج فارس، يعني اولين حمله آمريكا به عراق، نشست ها و كنفرانس هاي متعددي از نخبگان سياسي، اقتصادي و فرهنگي آمريكا به منظور تجديدنظر در استراتژي سياست خارجي اين كشور تشكيل شد كه ............

ادامه نوشته

حوادث پس از انتخابات از پيش طراحي شده بود

رهبر انقلاب در ديدار دانشجويان و نخبگان علمي و فرهنگي دانشگاه ها تاكيد فرمودند
در اين زمينه كه حوادث پس از انتخابات از پيش طراحي شده بود ترديدي وجود ندارد.
رهبر انقلاب اسلامي غروب روز چهارشنبه با جمعي از دانشجويان و اساتيد دانشگاه ديدار كردند. ايشان در اين ديدار با اشاره به سخنان چند نفر از دانشجويان درباره لزوم برخورد و محاكمه مجرمان پشت پرده حوادث اخير خاطرنشان كردند: در مسائلي با اين درجه از اهميت، نبايد با حدس و گمان و براساس شايعه حركت كرد.
ايشان، نظام اسلامي را محصول مجاهدتهاي عظيم ملت ايران در سي سال اخير خواندند و افزودند: همه مطمئن باشند كه در مقابل جرم و جنايت هيچگونه اغماضي نخواهد شد اما در مسائلي به اين اهميت، دستگاه قضا بايد براساس دلايل محكم قضاوت كند و حتي اگر براي بسياري از شايعات، شواهد و قرينه هايي وجود داشته باشد اين شواهد نمي تواند مبناي قضاوت قرار گيرد.

ادامه نوشته

با پديده خطرناك نفاق، هوشمندانه برخورد كنيد

شرايط خاص و پيچيده اين روزها خيلي ها را دچار شبهه و ترديد كرده است. مرز حق و باطل و دوست و دشمن چنان مخلوط شده كه به فرموده مولاي متقيان جز «اهل بصيرت و صبر» نمي توانند خود را از آسيب اين فتنه ايمن نگه داشته و ايمان خود را به سلامت به ساحل آرامش رهنمون كنند.
بدون شك پديده «نفاق» عاملي محوري و اساسي در فتنه اخير است كه بدون شناخت آثار و نشانه هاي آن نمي توان سره را از ناسره تشخيص داد. بازخواني بيانات ارزشمند و راهبردي مقام معظم رهبري در جمع سپاهيان و بسيجيان لشگر 10 سيدالشهداء نقشه راهي است كه جويندگان حقيقت را سيراب مي كند. اين بيانات در تاريخ بيست و ششم مهرماه سال 1377 ايراد شده و براي نخستين بار منتشر مي شود.
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين والصلاه والسلام علي سيدنا و نبينا ابي القاسم محمد و علي اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيما بقيه الله في الارضين.
درواقع اين كه من عرض كردم به برادران كه صحبتي با جمع اعضاي اين لشكر و فرماندهان و مسئولان و بقيه كساني كه جزو اين لشكرند، داشته باشيم، حقيقت قضيه اين است كه بخش مهمي بهانه است براي اين كه ما يك جلسه صميمي و بركنار از تشريفات نظامي و اين چيزها با شما جوانان عزيز و چهره هاي نوراني داشته باشيم و من آنچه را كه به ذهنم مي رسد، با شما كه مثل فرزند من هستيد و حقيقتاً بنده يك علقه عاطفي و معنوي را با امثال شما جوانان دارم، در ميان بگذارم
- مثل آن لشگر حضرت رسول كه آن جا هم چنين جلسه اي داشتيم- فكر كردم بحثي درباره مسئله نفاق مطرح كنم كه يك بحث قرآني و تاريخي با هم است.
هم اين مفهوم نفاق و منافق و ديگر چيزهايي كه به اين مربوط مي شود، در سرتاسر قرآن، در سوره هاي متعددي منتشر است و فهميدن اين معنا به فهم بسياري از آيات، كمك مي كند؛ اين از يك طرف، از طرف ديگر فهم مسئله نفاق و آنچه را كه منافقين دنبال مي كردند و مي خواستند و مي كردند، اگر اينها را در پرتو آيات قرآن بفهميم، به فهم تاريخ اسلام كمك مي كند؛ يعني انسان مي تواند صدر اسلام و دوره نبي اكرم و دوره هاي بعد از نبي اكرم را با بصيرت بيشتري بشناسد. اين جهت دوم، جهت سوم هم اين است كه قضاياي تاريخي از اين قبيل، قضاياي يك برهه خاص از تاريخ نيست.
رگ رگ است اين آب شيرين و آب شور
برخلايق مي رود تا نفخ صور
جريان كفر، جريان ايمان، جريان نفاق و انسان هايي كه در قرآن به «في قلوبهم مرض» تعبير شده است، جريان هاي ويژه اي نيستند كه در صدر اسلام به وجود آمده باشند، قبل از آن نباشند و بعد از آن هم نباشد؛ اين جور نيست، همه زمان ها، ازجمله در زمان ما هستند.

ادامه نوشته

درباره فيلم «هرت لاكر» باز هم سلاح نرم هاليوود - مهدي نادري

با گذشت بيش از 6 سال از تهاجم آمريكا به عراق، اين واقعه تبديل به يكي از موضوعات قابل توجه در هاليوود شده است.
به طوري كه در دو، سه سال اخير، فيلم هاي زيادي در اين باره توليد شد كه از جمله مهم ترين آن ها،
«در دره اله»، «وايرايش شده» و... بوده اند.
«هرت لاكر» (Hurt Loeker) آخرين فيلم هاليوود درباره جنگ عراق است. عنوان اين فيلم را به «گنجه رنج» ترجمه كرده اند و كارگردان آن، كاترين بيگلو است. داستان فيلم درباره خنثي سازي بمب در عراق است؛ سه سرباز از جان گذشته و متخصص خنثي سازي بمب هاي معروف به خياباني، مأموريت ويژه دارند تا در سطح عراق، مردم را از وجود بمب هاي پنهان در دل زمين نجات دهند.
فيلم هرت لاكر، برخلاف اكثر فيلم هايي كه در سال هاي اخير در هاليوود و درباره جنگ عراق ساخته شده اند، با رويكردي تجاري و عوام پسندانه ساخته شده است. شايد دليل اين مسئله آن باشد كه فيلم هاي قبلي با اين موضوع به خاطر ژست روشنفكرانه اي كه داشتند، چندان با استقبال مخاطبان روبرو نشدند و در گيشه شكست خوردند. هرت لاكر اما با دستمايه قرار دادن سرگرم سازي، سعي كرده همسو با اهداف نظامي آمريكا، به قهرمان سازي سربازان آمريكايي بپردازد.
هاليوود به عنوان دستگاه روياساز آمريكا كه فراهم كننده زمينه بسياري از سياست ها و برنامه هاي كاخ سفيد است، در آخرين محصول خود درباره جنگ عراق، يعني فيلم هرت لاكر، ارتش آمريكا را در عراق منجي و خنثي كننده عمليات هاي تروريستي معرفي مي كند.
نكته قابل توجه اين است كه توليدكنندگان فيلم در مصاحبه هاي خود، تلاش دارند تا اين گونه القا كنند كه اين فيلم سياسي نيست و تنها يك داستان حادثه اي جنگي را روايت مي كند. مثلا مارك باول نويسنده فيلمنامه اين اثر گفته است كه در اين فيلم كوشيده اند تا سياست بازي هاي مختلف را از داستان اصلي فيلم به دور نگه دارند، چرا كه به نظر او درعمق خندق و سياهي جنگ، سياست خاصي وجود ندارد!
اين گونه صحبت ها كه از سوي عوامل اين فيلم عنوان شده است، دقيقاً همان مسائلي است كه سال هاست از سوي منتقدان حاكم بر جهان تئوريزه و از طريق هاليوود در قالب فيلم دراماتيزه مي شود. تا آنجا كه جيمز كامرون، شوهر سابق بيگلو (كارگردان اين فيلم) در مراسم افتتاحيه اكران هرت لاكر گفت: «فيلم فوق العاده اي است كه موعظه نمي كند و سياسي نيست!»
آيا واقعاً اين قبيل آثار سياسي نيستند؟ فقط كافي است كه به اين پرسش پاسخ دهيم كه چرا فيلم وارد بحث مفقودين جنگ و كشتار مردم بي گناه عراق نمي شود؟ يا اين كه چرا در فيلم مردم عراق شبح هايي خطرناك به تصوير كشيده شده اند كه در كمين نشسته اند تا هر لحظه فرزندان پاك و شجاع آمريكا را به طرزي غيرانساني بكشند!
در اين نوع فيلم ها، واقعيت جنگ عراق به گونه اي جلوه داده مي شود كه گويي اين عراق است كه به آمريكا حمله كرده است، نه آمريكا به عراق. كشتار حدود
5/1 ميليون نفر از مردم بي گناه عراق ناديده گرفته مي شود و به جاي آن حماسه سربازان آمريكايي براي خنثي سازي تحركات تروريست ها بزرگنمايي مي شود. به اين ترتيب، «هرت لاكر» با همراه كردن مخاطب با سه سرباز و جوخه خنثي سازي بمب، به خلق زيبايي شناسانه ايثار و از خودگذشتگي ارتش آمريكا مي پردازد. فيلم هاي ژانر حماسي و پرمخاطب، به مراتب خطرناك تر از فيلم هاي با مخاطب خاص هستند. چون به دليل انبوه تماشاگر در ذهنيت سازي مؤثرتر هستند. اين موضوع، همان مسئله اي است كه هاليوود به آن توجه كرده است و سعي دارد تا از طريق آن، براي زمينه سازي سياست هاي ضدبشري خود كه در نهايت به نابودي نسل انسان در كره زمين ختم خواهد شد بهره ببرد. به عبارتي، هاليوود، سلاح نرم جنگ عليه انسانيت است.
نكته قابل توجه اين است كه كاترين بيگلو، كارگردان اين فيلم كه رگه اي ايراني هم دارد، فارغ التحصيل دانشكده اي است كه تمام دانش آموختگان آن، به ساخت آثاري روشنفكرانه و هنرمندانه مشغول هستند. اما اين كارگردان با چنين خاستگاه و همچنين زن بودن، يكي از خشونت آميزترين فيلم هاي سينماي جهان را ساخته است كه اين هم در نوع خودش عجيب است. البته اين مسئله، بيش از پيش گوياي سقوط انسانيت و اخلاق در جامعه آمريكاست كه حتي زناني هنرمند هم تبديل به سربازاني براي توجيه نسل كشي مردم يك كشور مي شوند.

شكست 10 راهكار براي براندازي  - فاطمه مرسلي

بررسي تحليلي و تاريخي گزارش موسسه آمريكايي «سابان» شكست 10 راهكار براي براندازي
مركز سابان درماه مه 2002 درمؤسسه بروكينگز- اتاق فكر حزب دموكرات آمريكا - براي سياست خاورميانه به راه انداخته شد. با اضافه شدن اين مركز، مؤسسه بروكينگز به سرعت به يكي از مراكزي با بيشترين پويايي جهت تحقيق و تحليل سياست آمريكا درخاورميانه تبديل شد.
اين مركز با كمك تاجر برجسته «لس آنجلسي» هيم. سابان، تأسيس شد. كسي كه مقدار زيادي از سرمايه خود (13ميليون دلار) را به اين مركز بخشيد. هيم سابان درمراسم بازگشايي اين مركزاظهار داشت: «بعنوان شخصي وفادار در بالا بردن صلح عربي- اسرائيلي و حافظ كليه علاقات آمريكا درخاورميانه، من هم مؤسسه بروكينگز را براي داشتن فرصتي جهت بسط مؤثر خود دراين حوزه ها، بهره مند كردم.»
تحت رياست و مديريت ام پولاك، مركز سابان تحقيقات و مناظراتي را درباره مشكلات امروز ايالات متحده در خاورميانه ترتيب داده است.

ادامه نوشته

پاسخ اميرمومنان(ع) به مغالطه هاي آقاي صانعي

« با چهره اي برافروخته، از اصلاح طلبان زنداني به عنوان كساني كه در راس اين نظام بودند ياد كرد و پرسيد: آيا نسبت دادن اتهام براندازي به اين افراد باوركردني است؟».
اين عبارت را سايت هاي ضدانقلابي و آشوب طلب نظير نوروز و موج سبز آزادي و... از قول آقاي صانعي منتشر كردند. براساس گزارش اين سايت ها، وي همچنين در استدلالي كاملا عقلي و شرعي! تقلب در انتخابات را ثابت كرده و گفته است «امام فرمود ميزان راي ملت است. من به يك كسي كه آمده بود گفتم آقا ابطال كنيد انتخابات را، آسمان كه به زمين نمي آيد. او گفت نه تقلب نبوده. گفتم آقا تقلب نبوده، كه يك كسي گفت هفتاد تا دليل مي آورم كه توي حوض آب نيست. آن يكي گفت من يك دليل مي آورم كه هست. بغلش زد و پرتش كرد توي حوض! گفت حالا آب هست يا نيست!».
آقاي صانعي هيچ توضيح مستندي درباره ادعاي خود مبني بر وجود تقلب در انتخابات ارائه نكرد و اين در حالي است كه افراطيون مدعي اصلاح طلبي- طيفي كه صراحتا تقليد از مرجعيت را به رفتار ميمون تشبيه كردند- از وي به خاطر خدمات ويژه اش به تندروها، به عنوان «مرجع تقليد» و «آيت الله العظمي» نام مي برند. اگر علم و عدالت و تدبير را از بديهي ترين شرايط مرجعيت در نظر بگيريم، جاي پرسش است كه چگونه آقاي صانعي به خود اجازه مي دهد با يك جوك، قانون و موازين و مكانيزم هاي آن را به همراه راي 40ميليوني يك ملت زير پا بگذارد و با نقض حقوق آن 5/24ميليون نفري كه رئيس جمهور را انتخاب كرده اند، به سادگي ادعا كند تقلب شده حال آن كه طراحان اصلي سناريوي تقلب، در قافيه شعري كه گفته اند، مانده اند؟
استدلال ديگر آقاي صانعي نيز مبني بر اينكه اتهام براندازي را نمي توان به كساني نسبت داد كه روزگاري در راس و در منصب و مسند بوده اند نشان مي دهد ايشان يا واقعا علم و آگاهي ندارند پس نبايد از موضع عالمان دين سخن بگويند يا اينكه مي دانند اما علم خويش را كتمان مي كنند تا عموم به خطا بيفتند كه اين، اجحافي بزرگتر است. اگر قرار باشد آقاي صانعي با همين استدلال (بخوانيد مغالطه) قاضي باشد، قبل از هركس- نعوذبالله- بايد علي بن ابيطالب(ع) و عدالت طلبي آن حضرت را سرزنش و مواخذه كند كه از سابقه مجاهدت و در راس بودن صحابه اشرافيت زده و قدرت پرستي نظير طلحه بن عبيدالله (طلحه الخير) و زبيربن عوام (سيف الاسلام) نهراسيد و سوابق طولاني آنها در جنگ هاي صدراسلام و حتي مجروح شدن شان باعث نشد، قاعده «ميزان، حال فعلي افراد است» را در حق آنان جاري نكند و تن به باج خواهي هاي اقتصادي و سياسي آنها بدهد. لابد براساس مغالطه آقاي صانعي، اميرمؤمنان(ع) وقتي فتنه انگيزي و آشوبگري طلحه و زبير را ديد نبايد آنها را به عنوان پيمان شكنان و مارقين تحت تعقيب و مجازات قرار مي داد. ايشان كافي است به بخش كلمات قصار نهج البلاغه مراجعه كنند كه حارث بن حوط وسط جنگ جمل، گريبان امام را گرفته بود با اين استدلال كه من اين جبهه مقابل را مسلمان مي دانم و نه گمراه. حضرت آنجا به آن انسان سردرگم كه بعدها نيز به خوارج پيوست، گفت: «تو پيش پايت را ديدي و سر را بلند نكردي تا افق دورتر را ببيني و گمراه شدي (كوته بينانه نگريستي نه عميق و ژرف انديشانه) تو حق را نشناخته اي تا بداني ياران آن چه كساني هستند و باطل را نفهميده اي تا ياران آن را بشناسي.» (كلمه 262)
آقاي صانعي در ادامه مغالطه هاي خود همچنين به حضرت امام و سياست ايشان استناد كرده و مي گويد: «امام از آنها كه در انقلاب زحمت هم كشيده بودند، از بعضي هايشان هم ناراحت بودند اما در عين حال نگهشان مي داشت. حكومت اسلامي حداقل بايد با آنهايي كه زحمت كشيدند خوب رفتار كند. اين كلاس اول سياست است. منتها چه كنيم خدا عقلشان را گرفته. الحمدلله الذي جعل اعدائنا من الحمقاء. اقلا اطرافيان را نگه داريد.»
ايشان البته احتمالا ترجيح داده خود را به بي خبري بزند وگرنه حضرت امام(ره) با وجود تلخي و غصه تمام، آن برخورد محكم را با آقاي منتظري - كه مانند اين روزهاي مدعيان اصلاح طلبي و برخي روحاني نمايان ساده لوح مشغول اتهام پراكني عليه نظام بود- انجام داد در حالي كه اگر سياست را به شيوه ماكياوليستي برخي افراد مي فهميد با فتنه انگيزي افرادي نظير منتظري و باند جنايتكار و شايعه پرداز مهدي هاشمي معدوم، مداهنه مي كرد اما امام راحل(ره) با آن تقوا و بصيرتي كه داشت هرگز نمي توانست مصلحت نظام و اسلام و انقلاب را فداي «عقلانيت» از جنس عقل كساني چون آقاي صانعي كند!
و نهايتا اينكه آقاي صانعي اگر از سر علم و تقوا و نه تعصب جناحي و قبيله اي سخن مي گفت، از كلام امام سجاد عليه السلام عليه نظام اسلامي استفاده نمي كرد تا معيار ديگري براي سنجش عقلانيت و خرد خود به ميان نهاده باشد.
متاسفانه آقاي صانعي طي سالهاي اخير به واسطه برخي ارتباطات ناسالم همواره مورد سوء استفاده عناصر افراطي و منافق قرار گرفته و مواضع وي در صدر اخبار رسانه هاي بيگانه و ضدانقلاب قرار داشته است و البته بايد گفت دشمنان ما حتماً از احمق ها هستند كه مواضع چنين كساني را بر صدر اخبار خود مي نشانند و خود را فريب مي دهند و آخر به ندامت مي افتند الحمدلله الذي جعل اعدائنا من الحمقاء.
عبدالحسين معتمدي

كروبي وسط برجك خود را زد! (خبر ويژه)

مهدي كروبي در واكنش به اظهارات آيت الله سيداحمد خاتمي در نماز جمعه تهران، عليه خود استدلال كرد.
در پي اظهارات روشن و مستدل آيت الله خاتمي مبني بر انتقاد از شايعه پراكني هاي اخير كروبي و پرهيز دادن وي از بازي در سناريوي دشمن، آقاي كروبي ضمن متهم كردن آيت الله خاتمي و برخي ائمه جمعه منتقد ديگر به دين فروشي!، به شيوه ترور شخصيت روي آورد و گفت: «آقايي كه در تهران از تريبون نماز جمعه چنين حرف هايي را مي زند همان فردي است كه از دوستانش شنيدم كه در صف اول درس آيت الله منتظري مي نشسته و در زماني كه برخي از دوستان نزديك از مواضع ايشان گله مند بودند ايشان به شدت از مواضع او حمايت مي كرده است و پس از امام جزء مخالفان درجه اول آيت الله منتظري تبديل شد.»
البته آيت الله خاتمي پاسخ روشن و مستدلي به اين اظهارات كروبي داده است از جمله اينكه آقاي منتظري تا قبل از عزل، قائم مقام رهبري به شمار مي رفت و «من 6 ماه قبل از عزل، با اطلاع از ناراحتي حضرت امام از مواضع آقاي منتظري ديگر پاي درس وي حاضر نشدم و...». اما نكته جالب در اين ميان توسل جستن آقاي كروبي به بدسابقگي و بدنامي آقاي منتظري براي ترور شخصيت يك منتقد و فرار از پاسخگويي است. آنچه عجيب است اينكه اولاً روزنامه اعتماد ملي طي سال هاي اخير به بهانه هاي مختلف تلاش كرده، آقاي منتظري را احيا! كند. ثانياً برخي از نزديكان حزب اعتماد ملي و همكاران ارگان مطبوعاتي آن (نظير ع.باقي و...) هم اكنون هم ارتباطات گسترده اي با بيت آقاي منتظري- بخوانيد مهدي هاشمي- دارند ثالثاً در انتخابات رياست جمهوري، آقاي منتظري، مشخصاً از هر دو نامزد اصلاح طلبان حمايت مي كرد. رابعاً آقاي كروبي به هنگام برخورد حضرت امام خميني(ره) با انحرافات و تهمت پراكني هاي عقده گشايانه آقاي منتظري، عليه منتظري مواضع شديد گرفت و اكنون سؤال اين است كه اگر عملكرد منتظري خيانت بار و دشمن پسند بوده- كه قطعاً چنين است- چرا امروز آقاي كروبي همان رويه وي را در شايعه پراكني هاي شنيع و ناجوانمردانه- به استناد شايعه سازي هاي منافقين لانه كرده در اطراف خود- طابق النعل بالنعل ادامه مي دهد. آيا آيت الله خاتمي به خاطر حضور در درس آقاي منتظري (قبل از آشكار شدن انحراف وي) جاي سرزنش دارد يا آقاي كروبي كه در همين واكنش اخير، اذعان به بدنامي و زشتي رفتار آقاي منتظري مي كند اما خود در همان مسير وي قدم برمي دارد؟!